Skip to content

محدوده سرخ: حتي نمي دانند كه قرباني شده اند

2010/09/12
by

رضا: عزیزجان منظور من پخته بودم خودم و افکارم نبود، من هر روز دارم ده ها مطلب از هوموها می خونم و دیگه بعد از چند سال مدام این کار رو کردن تقریبا می تونم قدری قدرت تشخیص داشته باشم، و البته هنوزم دارم یاد می گیرم و امیدوارم تا آخر عمرم سعی کنم یاد بگیرم، حتی از مطالب شما هم سعی می کنم تا جایی که می تونم یاد بگیرم.
این مطلبتون هم برام هنوز خام به نظر می رسه، تجربیات شخصی شما دلیل بر قانون بودن و رای عمومی دادن نداره، البته هستن افرادی که دوست دارن عقایدشون رو بر دیگران تحمیل کنند ( حالا چه به نظر عقاید روشنفکرانه چه عقاید تنگ نظرانه ) و در این مورد درست می گید، اما یعنی هر کس که خواست روابطی آزاد داشته باشه و قید بندی نباشه فقط داره برای این کار رو می کنه که شما و ما و … رو گمراه کنه؟!
اینطور سیاه نگاه کردن، و البته سفید و بی هیچ آلودگی دیدن، مطمئنا نمی تونه یک نظر پخته باشه.

پیوند به منبع

بسم الله الرحمن الرحيم
آب طلب نكرده هميشه مراد نيست
گاهي بهانه ايست كه قرباني ات كنند
پيش از پست اصلي ام ابتدا بايد توضيحاتي پيرامون پست قبلي بدهم هرچند كه اين پست را در ادامه ي همان پست مي نگارم.
نظرات تاييد نشدند زيرا خواستم هركس نظر خود را بدون آنكه نظر ديگري را بداند ، بدهد؛ تا در نظرش تنها خودش نقش داشته باشد . هنوز هم تاييد نشدند چون پستها يم هنوز به پايان نرسيده اند اما به زودي پيرامون كامنت ها بحث خواهم كرد و از همه بابت كامنتهاشان ممنونم. به زودي همه آنها را به نمايش خواهم گذاشت.
ممنون كه وقت گذاشتيد و خوانديد پستم را هرچند كه خام نوشته بودم و
دوستي هم به اين خامي پي برد و پنداشت كه بايد مثل ايشان مينوشتم . اگر قرار است آرش ، آرش باشد بايد خامي كند.علي رغم اين دوستمان من پخته به دنيا نيامدم اميدوارم كه اما مثل ايشان پخته از دنيا بروم.
چه قدر گفتم كه منظورم همه آدمها نيست فقط آندسته به خود گرفتند كه در خود ترديد داشتند.
چه قدر گفتم كه شايد چند وقت ديگر پشيمان شوم از حرفم ولي نشنيدند. فقط ديدند كه مخالفت كردم.اما برويم سر حرف اصلي:
از من همين را ميخواستند كه تنها به عادت آنها باشم، شعر بنويسم و ابراز كنم كه عاشق هستم.
نبودند كه ببينند وقتي كه روزه ام را با ناراحتي افطار مي كردم در حالي كه مي دانستم كه مورد درگاه خدايي كه مي دانم خيلي وقت است كه قبولش نداريم و شايد من هم چند وقت ديگر قبولش نداشته باشم ، نيست.
با خودش مي گويد حالا مگر چه شده؟ ديدي كه روزه نگرفتي و تبديل به سوسك نشدي؟مشروب خوردي صكث كردي لذت بردي غير ازين است؟ من ميگويم والله غير ازين نيست خيلي لذت بردم .اما…
ميگويند كه ما با كدام عقيده ي تو بازي كرديم؟ ما كه چاقو زير گلويت نگذاشته بوديم كه قبول كني خدا نيست ما آرام گفتيم تو هم ترديد كردي اما بايد بگويم كه شما كارتان با خدا و دين و صكث نيست، شما كارتان با فكر من است.چگونه فكر ها را شستشو ميدهند؟ با چاقو؟ همه ي آدمها همان لحظه كه همديگر را ميبينند از برخي كارها حيا ميكنند مثلا پيش هم نميگويند كه با فلاني صكث كردم يا نميگويند كه از فلان ماده ي مخدر استفاده ميكنم.
اول خودشان را بزرگ نشان ميدهند طوري كه بعد ازينكه قبولشان كردي هر حرفي را كه بزنند درست ميداني.
بعد سيگار روشن ميكنند بدون آنكه بداني و از پيش بگويند
بعد مشروب ميخورند بدون آنكه بداني و از پيش بگويند
و بعد صكث ميكنند و باز هم بدون آنكه بداني واز پيش بگويند.
بسيار اين قاعده ساده است. توجه كنيد كه اجداد ما وقتي گوشت ِ خام را بر روي آتش گرفتند ديدند كه سوخت، برگ درختان را گرفتند ديدند كه سوخت ، مواد معدني را گرفتند ديدند كه سوخت و به اين نتيجه رسيدند كه آتش همه چيز را خواهد سوزاند مگرنه كسي از قبل به آنها نگفته بود كه آتش همه چيز را مي سوزاند.
من ِ نوعي هم همين طور هستم افكارشان را با استقراء به من ثابت كردند. با خود قياس كردم قياسي كه ناخودآگاه ايجاد مي شود.مقايسه كردم ديدم كه همه ي رفتارشان و افكارشان حساب شده و درست است پس به اين نتيجه رسيدم كه سيگار هم درست است مشروب هم درست است هرزگي در لباس ِ open relationship هم درست است.حالا كه درست است بايد همگان را هم مطلع كنم.
بحث در مورد سيگار كشيدن و مشروب خوردن و صكث كردن نيست اينها اصلا مهم نيستند اينها موضوعاتي ايست براي درك بهتر مگرنه من از عملم لذت بردم.
بحث بر سر پايمال شدن عقايد است.
افرادي هستند كه حتي نميدانند كه قرباني برنامه هايشان شدند
افرادي هم هستند كه مثل من آگاه شدند، باز هم بايد بگويم كه شايد بعدا بفهمم درست بوده اين كارها اما حالا احساس ميكنم كه نوعي بازي خورده ام. احساس ميكنم كه عقايدم سر بريده شده اند. اين احساس عجيبي است با حس خيانت شدن ِ توسط پارتنر فرق دارد. با حس از دست دادن يكي فرق دارد. چيزي را از دست داده اي كه تا پيش ازين هويتت را مي ساختند.
آدمي بدون هويت منبعي از مزخرفات فلسفه شده توسط دكارت خوانان.
فكر ميكنند كه من تغيير كرده ام و اين جواب همان تغييرات است؛ طغيان در برابر خود.
اما نميدانم چرا خودم اين طغيان را احساس نميكنم اما به ايشان كه مينگرم ميبينم كه متلاطم شده اند و متغير و نميبينند كه چطور عصباني و متلاطم شده اند و متغير، آنگاه من دارم تغيير ميكنم؟ شايد تغيير من اينست كه ميتوانم تلاطمشان را ببينم كه پيش ازين نميديدم.
اما اين دسته از افراد خود بازي خورده اند و هنوز آگاه نشدند و شايد شك هم كرده اند كه بازي خورده اند اما نميخواهند قبول كنند در عوض به من ميگويند كه تو نميخواهي حرف مارا قبول كني، من قبول كنم يا شما؟
دسته ي ديگر كساني هستند كه ميدانند بازي خورده اند و آنرا قبول كرده اند و در نهايت خونسردي به ادامه ي بازي مي پردازند اينان خطرناك ترند زيرا اينان ديگر هيچ چيز برايشان مهم نيست و به شيوه ي بازي دادن ناآگاهان واردند.
پير دردي كش ما گرچه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدايي دارد!!
برنامه اين است عاشق شوي صكث كني با يك طرز تفكر نه با يك انسان و بعد بشوي طرز تفكر و همينطور به صكث كردن ادامه دهي.
آنگاه روشن فكر ميشوي، پخته ميشوي، از جامعه مردسالارها دور ميشوي. اينها همه خوبند اما چه از دست ميدهي؟ طعم خوش پايبند بودن به كسي كه دوستش داري را، معصوميت را،مسئوليت را، عقايد راوچيزهاي ديگر را.
بايد ديد كدام مهم ترند.كدام را ميخواهي.
اينطور كه برمي آيد اين پست نيز ادامه خواهد داشت، مشتاقم كه نظرات شما را بدانم.
ياحق
20/6/89
21:00
آرش
….

پ.ن:تولد بردياي عزيز رو بهش تبريك ميگم كه بيست و يك سالش شده، ان شالله صد و بيست و يك سال ديگه زندگي كنه و ما هم شاهد شادي و خوشحاليش باشيم.
دوم اينكه
فرشاد عزيز با اين پستش تركونده نخونيد از دستتون رفته

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: