Skip to content

نسوان مطلقه معلقه: کجا باید فرو کنم خدایا؟

2010/10/09
by

پیوند به منبع

من هم جنس باز- هم جنس گرا- هم جنس طلب – هرچی می خواهید اسمش را بگذارید نیستم. اگرچه شبهای چهارشنبه ی هر هفته با سامانتا در یک تختخواب می خوابیدیم ولی به این قبله قسم که هرگز کار به جاهای باریک نکشید. این را برای خوشایند شما نمی گویم. چون تجربه به من ثابت کرده که آقایان با  لزبین ها نه تنها هیچ مخالفتی ندارند، بلکه یک جورایی آنها را دوست هم دارند.

بقول امام راحل : من لزبین نیستم اما لزبین ها را دوست می دارم.

به هرکس که می گفتم که امشب سامانتا با من می خوابد می گفت: آخ جوووووووووووووووون.میشه من هم بیام وسط شما دو تا بخوابم؟ بنا بر این و از همینجا فهمیدم که  منت لله لزبین بودن اشکال عمده ای نیست و مردم با ملاطفت از کنارش می گذرند. حتی یکی از آقایان  که به لزبین ها ابراز ارادت و از گی ها برائت می جست ،جمله ی به یاد ماندنی را گفت:

لزبین بودن عین لطافت است ولی گی بودن زمختی و کثافت محض است.

از آنجا که من نه لزبین هستم و نه گی و نه حتی از بدیهی ترین ارتباطات جنسی سر رشته دارم نوشتن این پست در  حد و اندازه های دهان من نیست. اما می خواهم ارجاع تان بدهم به یک سکانس از فیلم “کشیش” که بسیار دوست داشتم .

روزی روزگار کشیشی وارد شهری می شود و با انسانیت و مهربانی مردم آن شهر را کمک می کند و در دلهایشان جا باز می کند. در نهایت رازش بر ملا می شود  و معلوم می شود که او  هم جنس باز  است. مردم بر علیه او می شورند و  از او روی گردان می شوند. در خطابه ی پایانی ، او در کلیسا روی به مردم می گوید

خدا بزرگ تر از آنی است که در عرش کبریایی اش نشسته باشد و به آلت های  تناسلی شما بیاندیشد و به اینکه آن را در کدام سوراخ فرو کرده اید فکر کند. به وجود خود پای بند باشید، برای رفتن به بهشت همین کافی است.اگرفکر می کنید که خدای شما  به اینکه شما آن کرم حقیر را در کدام سوراخ می تپانید می اندیشد  از رستگاری بسی دور هستید.دلی را نرنجانید. خوب باشید و تلاش کنید دنیا را جایی بهتر برای زیستن کنید. همین برای رفتن به بهشت و آفریدنش بر روی زمین کافی است.

پی نوشت:

یادش به خیر ، یک بار با دیوید اشتباهی وارد بار هم جنس گرا-باز- طلب ها شدیم. از دیدن ما همه تعجب کردند. ما به  روی خودمان نیاوردیم و نشستیم. بعد از مدتی احساس  می کردیم که ما موجودات بیگانه  ئ عجیب  و غریبی هستیم و درستش این است که دو تا مرد با هم سر یک میز بنشینند!ظرف 5 دقیقه همه ی آن تابوها و عادت ها و درست و غلط ها فرو ریخت .حالا  در میان همجنس گراها ما وصله ی ناجور بودیم . تجربه اش را به همه ی کسانی که دم از طبیعت و فطرت  می زنند توصیه می کنم . همه ی آنچه شما به آن می آویزید استدلال های یک ذهن شرطی شده  است و بس.هیچ درست و غلطی وجود ندارد. خداوند متعال هم  به فرو کردن کرم حقیر شما در سوراخ گوشتی هیچ کس کاری ندارد. آدم باشید. آدم.

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: