Skip to content

بن بستِ انتظاری: ایده احمقانه و ابلهانه من اینه که :راستش من به تعریف کردن مفاهیم و بعدش آوردن ِ مصادیق برای ِ اون مفاهیم اعتقادی ندارم،می دونی تا یه چیزی رو تعریف می کنم اونوقت به یقین مطلق می رسم در باره اون چیز،این یقین مطلق جلوی خیال پردازی رو می گیره،منم که انسان مرددی هستم و تردید هم پایه خیال پردازی هست احتمالا ! ممم … و این تعریف کردن با تردید داشتن اصلا جور در نمی آد مگه نه؟ … احمقانه است نه؟

2010/10/27
by

پیوند به منبع

تقدیمی:

نوشت تقدیم به گلنوش و شاهین و حمید و هوداد و عارف

نوشت:
دو تا پسر از دبیرستان اومدن بیرون و یکیشون یه آینه گرفت دستش و اون یکی لیپ استیک قرمز رو در آورد و مالید رویِ لبهاش و بعد به چشمایِ  دوستش که لنزِ صورتی داشت نگاه کرد و گفت : عزیزم این دیگه چه استادیه؟ اونم استاد تاریخِ هنر؟؟هر بار ازم می پرسه ببخشید اسم شما چی بود ؟
دوستش با لنزهای صورتی بوسیدش ، از رویِ لب های قرمزش
No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: