Skip to content

هویت درون: چتری به بزرگی لایف ما

2010/11/02
by

پیوند به منبع

تا به شهر برسیم سر بر پاهای یار نهاده بود. قطره های شیطان باران، گریزان بر شیشه ماشین می لغزیدند. ماشین به میدان شهر رسید. چتر شش رنگ را باز کردند. آن ها دست بر شانه، شانه به شانه هم می رفتند و من با چشم خیس نوستالژی با آتش عشقشان گرم و سیاه مست تا خرابی، خیس می شدم. سقف رنگین کمان آن ها شب بودن آسمان بعد از روز را رنگین کرده بود.

پی نوشت: اگر کامنت نمی دم، اگر دیر آپ می کنم…، شرایط ندارم و منتظر یک معجزه نشستم.

پی نوشت بعدی: دریا تو شب وقتی وحشی میشه خیلی ترس داره. اما دوست دارم زنده دریای وحشی رو ببینم!

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: