Skip to content

دنیای من: کمک به یه هم حس درمانده!

2010/11/10
by

پیوند به منبع

سلام.خوبین؟بعد از بیرون ایی من(همون کام اوت!)به یه سری مشکلات برخوردم.

از جمله:

۱-یه روانکاو هوموفوب!

۲-فقدان اطلاعات مامانم.

درمورد اولی که هیچکاری از دستتون برنمیاد ولی اگه مقاله ای چیزی داشتین یه لینک بدین ممنون میشم.یکمی زمینه هوموفوب داره ولی خب…خیلی نیست.بیشتر نا اگاهه.میدونید چی میگم؟

شنبه اولین ویزیتمه…خدا کنه منفجر نشم!

برام دعا کنید.بای!

One Comment leave one →
  1. ehsan permalink
    2010/11/12 00:07

    عزیزم اول چرا روانکاو هموفوب ؟ روانکاوهایی هستن که اصلا رو مسئله ی دگرگونگی های جنسی کار میکنن و تقریبا بقیه شونم پذیرفتن که مسئله همجنسگرایی ژنیه و وجود داره حالا تو این نوع هموفوبیایی رو از کجا پیدا کردی من نمیدونم اما بنظرم اصلا سراغش نرو.من یه دختری رو میشناختم که تو سال اول دبیرستان بهش تجاوز شد و افسردگی گرفت رفت پیش یکی از همین روانشناسای بیشعور که تصادفا زن هم بود و باید بیشتر درکش میکرد اما بهش گفته بود «تو دیگه الان بزرگترین ارزشی که یه دختر میتونه داشته باشه رو از دست دادی و راهش اینه که انزوا در پیش بگیری و مطلقا حتی با پسرهای خانواده هم بر خورد نداشته باشی…» خلاصه از اینجور مزخرفات کرده بود تو ذهن این دختر بیچاره و افسردگبش صد برابر شد ….بگذریم .دومین مسئله مامانته.اگه در مذهب و قانون و اجتماع ما این مسئله اینقدر تابو نبود مطمئن باش همه مامانها میتونستن بچه هاشونو برای هر چیزی درک کنن .اما اونچیزی که معمولا خانواده ها و خصوصا مادرها در نظر میگیرن اینه که آبروشون میره اگه بخوان بگن یه همجنسگرا تو خونه دارن.در ثانی نیازی نیست همه همیشه همه چیزو تایید کنن یا آدمو درک کنن .همونقدر که بدونه کافیه ..البته اگه کسی تو خانواده بتونه تو رو بفهمه و کمکت کنه که حرف نداره ولی کمک این نیست که آدمو ببرن پیش دکتر تا به حالت طبیعی برش گردونه .حالت طبیعی ماها همینه و کمک اینه که ماها رو درک کنن و بگذارن ارتباطامونو با هم حسامون حفظ کنیم و اگه سراغ روانکاو میریم برای این باشه تا مسیر درست رو بهمون نشون بده و اعتماد بنفسمون رو برای برخورد های اجتماعی تقویت کنه تا با نکوهش های بیهوده فرو نریزیم…من هرگز به مامانم نگفتم مشکلی هم ندارم چون این مسئله تقریبا شخصیه.ذهن مامان من بسته نیست ولی در مورد پسر خودش ممکنه نتونه اینو هضم کنه و میدونم از اجتماع و دیدگاه اجتماعی این مسئله میترسه. میدونم هر چقدر هم وانمود کنه پذیرفته باز از درون رنج میبره و من نخواستم ناراحتش کنم…در هر حال شجاعتت قابل تقدیره ولی جدا پیشنهاد میکنم سراغ اون یارو که هموفوبیا داره نری…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: