Skip to content

نشریه ی ندا: گفتگویی با یک پارازیتی

2010/11/13
by

پیوند به منبع

کامبیز جان ممنون و سپاسگذاریم که دعوت ما را برای یک گپ خودمانی پذیرفتید. قبل از هر چیز باید از شما بابت برنامه های جالب پارازیت در صدای امریکا تشکر کنیم، به خصوص برنامه ای که به مسئله ی همجنسگرایان اختصاص دادید و با آرشام پارسی مدیر سازمان دگرباشان ایرانی گفتگو کردید.

کامبیز حسینی را چطور برای خوانندگان ندا، نشریه دگرباشان ایرانی، معرفی می کنید؟

من در اصل تئاتری هستم، یعنی در ایران و امریکا تئاتر خواندم. بازیگری و ادبیات نمایشی  برای سال ها دغدغه ی اصلی من بوده و هست. در ایران علاوه بر کار صحنه برای بعضی نشریات و روزنامه ها نقد هنری می نوشتم . برای اولین بار ده ساله که بودم از طریق آزمونی که در دبستان انجام شد و طی مراحلی، مجری برنامه ی رادیویی غنچه های انقلاب اسلامی شدم که هر روز صبح زود پخش می شد. من با رادیو و تلویزیون بزرگ شدم. سیاسی نبودم و دوست ندارم که باشم اما سیاست مرا سرگرم می کند و از خندیدن به ریاکاری سیاستمدارن لذت می برم. برای من سیاست یک مسئله ی حاشیه ای در زندگی است ولی متاسفانه به خاطر شرایط خاصی که ایران دارد سیاست از حاشیه به متن زندگی ام آمده. همه چیز این روزها در ایران سیاسی شده. اگر بخواهی به عنوان کسی که کار هنری می کند آینه ی اجتماع خودت باشی به ناچار با مسائلی دست به گریبانی که به سیاست ربط پیدا می کند.نقض حقوق بشر در ایران برایم مسئله است و از اینکه انسان در کشورم حرمت ندارد لجم می گیرد. من نمونه ی کامل کسی هستم که جمهوری اسلامی تمام توانش را گذاشت تا خرم کند ولی نتوانست! فکر می کنم این بهترین معرفی از من باشد: کسی که در مقابل نفهم شدن و نفهم ماندن مقاومت می کند!

چرا پارازیت؟

چون جایش خالی بود. درتاریخ فرهنگ ایران طنز سیاسی جایگاه خاصی در آگاه سازی مردم داشته است.  طنز سیاسی تلویزیونی به این صورت که ما در پارازیت ارائه می دهیم یک پدیده ی غربی است . جان استوارت، استیون کلبر و خیلی های دیگر این کار را به خوبی در فرنگ عرضه می کنند و الان دیگر پذیرفته شده است. ولی ما تا کنون حتی شانس اینکه طنز سیاسی تلویزیونی به این صورت داشته باشیم را نداشتیم. چون همه ی حکومت هایی که بر ایران حکمرانی کرده اند به نوعی کم و زیاد دیکتاتوری بوده اند و دیکتاتور تحمل انتقاد ندارد. اصولا برنامه هایی این چنینی در جوامع دموکراتیک شکل می گیرد. ضمن اینکه پارازیت معنای دو گانه ای برای من دارد چرا که دولت جمهوری اسلامی برای سانسور گردش آزاد اطلاعات از پارازیت استفاده می کند . یک جور طنز در اسم برنامه ای که از صدای آمریکا پخش می شود و دولت ایران رویش پارازیت می اندازد و اسم این برنامه هم پارازیت است وجود دارد. پارازیت اسمی است که با محتوای برنامه اش تناقض دارد. پارازیت به معنای تلویزیونی اش تصویر شفاف را از بین می برد ولی برنامه ی پارازیت هدفش شفاف سازی است. دست گذاشتن روی مسایلی که مردم درباره اش می دانند و صحبت می کنند ولی هیچگاه در رسانه های ارتباط جمعی مطرح نمی شود هدف اصلی این برنامه است . البته همه ی این ها به زبان طنز مطرح می شود. تعمدا از زبان کوچه وبازار در برنامه استفاده می شود تا تماشاچی معمولی تلویزون که حوصله اخبار و سیاست و گفت و گوهای طولانی تحلیلگران سیاسی را ندارد به برنامه جذب شود. محتوا همان محتوا است فقط فرم ارائه اخبار و اطلاعات و تحلیل ها متفاوت است.

در گفت وگوهای برنامه، بر چه اساسی افراد را برای نشستن بر روی صندلی پارازیتی انتخاب می کنید؟

دلایل متفاوتی می تواند داشته باشد ولی غالبا بر اساس نیاز جامعه ایرانی داخل ایران این انتخاب صورت می گیرد. ما در پارازیت علاقمند هستیم تا بحث هایی در این برنامه مطرح شود که مثلا تا حالا نشده و یا اگر شده حق مطب ادا نشده . برایم مسائل حقوق بشری ارجحیت دارند ولی گاه مواردی دیگر هم هستند که نیاز به شفاف ساز ی دارند.  آدم هایی هستند که برای مردم شناخته شده اند و همواره اتهام هایی در مورد این آدم ها وجود داشته که مثلا فلانی این بوده و آن بود و چه کرده و چه ها نکرده. یک بار برای همیشه پارازیت تلاش دارد تکلیف این اتهام ها را مشخص کند. آن چه بیش از هر چه در گفت و گو های برنامه مورد توجه بوده صداقت مصاحبه شونده هاست.  اینکه جواب صریح بدهی و به قول معروف مردم را نپیچانی که جواب نداده باشی.

چطور شد که تصمیم گرفتید با آرشام پارسی مصاحبه کنید؟

خوب مسئله همجنسگرایان یکی از مواردی بود که از ابتدای برنامه قصد داشتیم به آن بپردازیم. به چند دلیل، یکی اینکه تابو است و دیگر اینکه اساسا احساس می کنم زمانی که ما در ایران بتوانیم همجسگرایی را بپذیریم روزی است که خیلی از مسایل فرهنگی دیگر حل شده است. برای من پذیرش همگانی همجنسگرایی در ایران به مثابه ی ایرانی ایده ال است که در آن مسئله ی زنان حل شده ، مسئله قومیت ها حل شده ، مسئله نقض حقوق بشر در مقایس های گوناگون حل شده و خیلی از موارد دیگر حقوق بشری به شرایط ایده ال رسیده است. همجنسگرایی از نظر من خانه ی آخر است. اگر ایرانیان به درک و تعامل در این زمنیه بپردازند اولین قدم ها ی پشرفت اجتماعی را در آن کشور شاهد خواهیم بود. آرشام هم پسر فعالی است . دارد تلاشش را می کند. فکر می کنم اولین و یا جزو اولین کسانی است که در دوربین تلویزیونی یک رسانه ی فارسی زبان آن هم در یک برنامه پر بیننده مستقیم نگاه کرد و گفت من یک همجنسگرا هستم. من اگر همجنسگرا بودم شاید مثل آرشام و امثال آرشام خودم را به آب و آتش می زدم تا در این باره اطلاع رسانی کنم.

آیا این تصمیم خود شما بود و یا به شما پیشنهاد شده بود؟

تصمیم من و سامان بود ولی با هماهنگی سردبیر برنامه تصمیم نهایی گرفته شد. ما فکر کردیم باید به مسئله ی همجنسگرایان بپردازیم . این را مطرح کردیم . مورد موافقت قرار گرفت و در نهایت روی آرشام پارسی توافق کردیم.

آیا موانعی بر سر انجام گفتگو قرار داشت؟

نه . اگر منظورتان صدای آمریکاست  که خوشبختانه تا کنون صدای آمریکا مانعی برای پارازیت نبوده. به تازگی و با توجه به انبوه مخاطب این برنامه حمایت های مسئولین صدای آمریکا بیشتر هم شده. وقتی اعلام کردیم آرشام پارسی به برنامه می آید مخالفت هایی از طرف تماشگران صورت گرفت.

قبل از انجام مصاحبه چه ارزیابی ای از بینندگان و عکس العمل های آنها داشتی؟

خیلی متاسف شدم که گروهی از تماشاگران، خصوصا نسل نوی ایران هنوز نمی توانستد همجنسگرا را به عنوان انسان بپذیرند ولی می دانستم که پس از مصاحبه ، روی نظرشان تاثیر خواهیم گذاشت. ارزیابی من این بود که راه درازی برای احقاق حقوق همجنسگرایان در ایران در پیش است. اما از طرفی وقتی به تجربه ی شخصی خودم در ایران بر می گردم ، می بینم که به علت عدم وجود اطلاعات کافی در مورد همجنسگرایی من هم زیاد موضع مشخصی در این باره نداشتم. وقتی از ایران آمدم بیرون و با همجنسگرایان در اجتماع مواجه شدم و در این باره خواندم و تنها به این علت که اطلاعات و تحقیق ها در دسترس بود توانسم آگاهی بیشتری پیدا کنم. من دوست ندارم به جوانان ایرانی که در ایران زندگی می کنند و مسئله همجنسگرایی برایشان هنوز حل نشده حق بدهم ولی باید این را پذیرفت که وقتی هیچ منبع درستی در این زمینه در ایران نیست نمیتوان انها را مقصر دانست.

مصاحبه چطور انجام شد و نظر خودت در ارتباط با مصاحبه چه بود؟

گفت و گو خیلی بهتر از آنچه فکر می کردم انجام گرفت و  هنوز یکی از بهترین مصاحبه های پارازیت است. 

آیا سوالاتی که پرسیدی همه سوالات شخص خود تو بودند؟ دوستان بسیاری با ما تماس گرفته اند که این کامبیز عجب آدم همجنسگراستیزی است!

من هیچوقت سئوال شخصی خودم را از کسی نمی پرسم. ستاره ی گفت و گوی پارازیت نه منم نه مصاحبه شونده بلکه موضوعی که در مصاحبه مطرح می شود مهم تر از آدم هایی هستند که مصاحبه را انجام می دهند. من همواره خودم را در موقعیتی قرار می دهم و سئوالی می پرسم که جوابی از مصاحبه شونده بگیرم که به شفافیت موضوع کمک کند. مهم این نیست که گروهی فکر کردند  من همجنسگرا ستیز هستم ، مهم این است که پس از این مصاحبه گروه زیادی از جوانان ایرانی که تصور درستی از همجنسگرایی نداشتند با من تماس گرفتند و گفتند که نظرشان عوض شده است. سوالات من در اصل سوالات جامعه ای بود که نیاز دارد از همجنسگرایان بیشتر بداند. مصاحبه با آرشام یکی از موفق ترین مصاحبه ها در این زمینه بود. پیش از مصاحبه گروه زیادی به فحاشی و ابراز نفرت پرداختند و پس از مصاحبه عده ی زیادی از همان گروه نظراتشان را پس گرفتند و به اشتباه خودشان پی بردند. از این نظر من اطمینان دارم که اگر شرایط برای اطلاع رسانی صحیح در این مورد فراهم شود ما ایرانی ها توانایی پذیرش همجنسگرایان را خواهیم داشت.

معمولا بعد از پخش هر برنامه ای دست اندرکاران آن برنامه منتظر نظرات مردم هستند. بعد از پخش مصاحبه با آرشام پارسی چه احساسی داشتی و نظرات مردم چطور بود؟

همانطور که گفتم بیشتر نظرات مثبت بود. یعنی ما پیش از مصاحبه با تاسف نظرات اکثریت را می خواندیم. حتی گروهی تهدید کردند که برنامه را بایکوت می کنند اما پس از مصاحبه بیشتر همان آدم ها نظرشان را پس گرفتند. یعنی ارزیابی نهایی من از نظرات مردم پیش و پس از مصاحبه این است که سخنان آقای پارسی تاثیر گذار بوده است . لحظاتی این چینینی است که من به عنوان یک خبرنگار یا طنز پرداز یا مجری تلویزیونی مزد خودم را از مردم می گیرم. خواندن نظرات مردم پس از مصاحبه بسیار لذت بخش بود.

آیا از انجام دادن آن مصاحبه پشیمان هستی و یا مایل هستی اگر باز فرصتی ایجاد شد به این مسئله بپردازی و چرا؟

قطعا پشیمان نیستم و حتما مایلم باز هم در این زمینه اطلاع رسانی کنم. دلیلش هم مشخص است. مسئله حقوق همجنسگرایان به عنوان یکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران مهم است و باید به آن پرداخته شود.  من امیدوارم روزی برسد که زمینه برای آگاهی مردم بیشتر فراهم شود. شما اگر به تاریخ همجنسگرایی در آمریکا و کشور های مشابه نگاه کنید می بینید که چه مشقت هایی برای رسیدن به شرایطی که امروز دارند کشیده اند. همجنسگرایان فرنگی هزینه های بسیاری برای گرفتن حقوق حداقلی خود داده اند. من فکر می کنم که شرایط برای همجنسگرایان ایرانی به دلایلی منطقه ای و فرهنگی سخت تر است. در همین آمریکا که من زندگی می کنم هنوز شرایط برای همجنسگرایان در بسیاری از ایالت ها دشوار است. اما من روزی را می بینم که همجنسگرایان ایرانی در کنار دیگر مردم ایران بدون هیچ ترسی زندگی عادی داشته باشند. راه سخت و درازی تا آن روز در پیش است اما ممکن است.

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: