Skip to content

نظرات شما (همجنس گرایی) « دکتر شیخ »

2010/12/02

پسر: قبل از مطالعه این نظرات و پاسخ پزشکی که این مطالب را روی وبلاگش منتشر نموده لطفا این مطالب را ( + ، + ) مطالعه نمایید. امید است دکتر شیخ نیز در بالا بردن اطلاعات خود در خصوص همجنس گرایی و تغییر برداشتشان بنابر مدارک علمی ارائه شده بکوشند.

پیوند به منبع

در باب مطلب مربوط به همجنس گرایی دو نفر از دوستان نظراتی داده اند:

یکی از ایشان گفته اند:

با سلام و سپاس از اینکه به نظر من جواب دادید…..
اگر اجازه دهید قصد دارم در مورد مطلب جدیدتون در این مورد نظر بدهم و بگویم که مطلب قبلی را با دقت خوانده بودم و فرصت بازخوانی آن را ندارم و برداشتم از آن همانی بود که در نظر قبلی برایتان مطرح کردم.
1. اصلا از اینجا شروع می کنم: لفظ هم جنسباز…. خوب این لفظ برای خطاب قرار دادن یک جامعه، خیلی توهین آمیز به نظر می رسه و ذهن رو درگیر روابط کثیفی می کنه که من نیز کاملا با آن مخالفم و یک نا هنجاری می دونم… همانطور که در رابطه های جنس مخالف هم از این اتفاقات می افته………. شما باید بدونید که منظور من همجنسگرایی هست و این موضوع خیلی با همجنس بازی که شما گفتید فرق دارد. البته شماکه بهتر از من باید این رو بدونید…………. اینکه بخش عظیمی از جامعه هستند، به زعم بنده نیست…. بلکه اطلاعات در این مورد وجود دارد. و فقط می خواستم ذکر کنم که واژه ی همجنسباز خودش توهین بزرگی برای این جامعه به حساب میاد.
2. این طیف را از کجا پیدا کردید؟ این هم به نوعی توهین به این قشر است
3. شما باز هم حرف خود را می زنید و گویی در این جامعه زندگی نمی کنید ؟….. تجاوز در هر شکلی وجود داره و این امر در هر گونه ای، همواره محکوم شده … حتی در همان کشورهایی که همجنسگرایی آزاد هست… لطفا از احساسات به دور باشید و اگر امکان دارد عدالت را رعایت کنید…. من نیز در مورد تجاوز کردن به هر شکلی با شما موافقم و محکومش می کنم… اما آیا منظور من گرایش به تجاوز بود؟ک می منصف باشید ……. افراد زیادی در این جامعه هستند که تنها فرقشون با دیگران نوع گرایششون هست و دارند با آبرو و صلح زندگی می کنند و اکثرشون با مشکلاتی که جامعه سر راهشون گذاشته دست و پنجه نرم می کنند. آنها هم مثل بقیه دوست دارند تا احساسشون رو با یک نفر که عاشقانه دوستش دارند تقسیم کنند….

. خیلی ممنونم که بحث رو باز کردید و مسائل فرهنگی رو باز کردید…. اما طبق اطلاعاتی که من دارم، همجنسگرایی، هم به صورت زنتیکی و هم تربیتی، به وجود می آید….. و در مورد اول، میشه با اطمینان گفت که مساله ی ذاتی بودن گرایش به جنس مخالف کاملا رد می شود…… اما مساله ی تربیتی و محیطی که انسان در آن رشد می کند نیز جای بحث دارد….. خوشحالم از اینکه از واژه ی همجنسبازی در آخر مطلبتون استفاده نکردین……………….
5. این حق هر کسی هست که بتونه در یک فضای باز، نظرش رو در مورد گرایشش بگه… (در ضمن، خواهش می کنم اگر پاسخی برای این کامنت گذاشتید، دیگه بحثی در مورد همجنسبازی و کارهایی که مربوط به امور غیر اخلاقی هست حرف نزنید تا بحث به انحراف کشیده نشود. همان کاری که با کامنت اولم کردید رو می گویم)… یک فرد همجنسگرا، دوست داره زندگی کنه……………. دوست داره در فضایی باشه که هیچ ترسی از هویتش نداشته باشه.
6. خیلی درد آوره….. که در جامعه ی ما این مطلب هیچ فرقی با کارهای کثیفی که ممکنه در روابط معمولی هم باشه، نداره…..
* امید وارم بحث رو به جا های خوب برسونیم
با تشکر

یکی دیگر از دوستان نیز چنین نظر داده اند:

فرمایش دکتر مبنی براینکه انسان ذاتا به جنس مکمل گرایش دارد , حرف صحیحی است. چون بطور کلی و در حالت عادی اینگونه است ونوادر را همواره در قالب یک تبصره ذکر می کنند نه در حکم کلی. مثلا نمی گویند برو ده تا نان سالم از نانوایی بخر. چرا که کثرت استعمال لفظ , خود اشاره به جنس صحیح دارد و این به دلالت عقل واضح است.ما من عام الا وقد خص . هیچ عامی نیست مگر تخصیصی بخورد . و النادر کالعدم . نادر در محاورات در حکم عدم است.بحث شخص معترض به دکتر , ادبیاتی و لغتی و لفظی است تا طبی.
پس وقتی بگوییم انسان به کوهنوردی علاقه دارد . نیازی نیست تبصره اش را حتما در خود کلام بیاوریم و بگوییم البته انسانی که پایش سالم باشد. کثرت استعمال لفظ انسان , منصرف در انسان صحیح است.

اما روانشناسای مهربون که نوعا هم توسط مردا مسخره می شن . می گن برای الفاظی که به کار می برین , و بار الفاظتون اهمیت زیادی قائل شید چرا که حرفی که می زنید در روان و اعصاب اثر میگذاره . و الفاظ کم کم ذهنیت رو می سازن و به کار گرفته شدن لفظ , دو مرتبه در ذهن اثر می گذاره : یه بار وقتی گفته می شه و یه بار هم وقتی شنیده می شه. یه جورایی می شه گفت همونجور که ادیب ها الفاظ فارسی را پاس بداریم ساختند . روانشناسهاهم یه سری الفاظ روانشناسی را پاس بداریم درست کردند.
لذا بعنوان مثال می گن برا کلمه نا مادری بگید هم مادری یا نهایتا بگید مادر خوانده.
یا برای کلمه جنس مخالف , بگید جنس مکمل.
تا در این صورت بار منفی موجود در کلمه نابود بشه.
حالا در چنین فرضی, دیگه ممکنه برای یک خانم بیمار , یا برای یک همجنسگرای خانم, یک خانم همجنسگرا در حقیقت همانا جنس مکمل ایشون فرض بشه و دیگه مشکل لفظی بین شما دو نفر حل می شه اما تازه مشکل طبی و علمی سر جاشه.

و اما از منظر یه کم علمی تر : به هر حال دکتر ها برای موارد استثنائی باید نامی بگمارن یا نه؟
حالا مگه اونی که رنگ پوست بدنش متفاوت با مجموعه ی آدمای اقلیم و ناحیه ی خودش هست رو اختلال نمی نامن؟
اونی که دندونش خوش قواره نیست
اونی که از رنگ موش راضی نیس
اونی که اختلال شخصیت داره
اونی که زود مو هاش سفید می شه آیا واقعا بیماره؟
اونی که موهاش بطور ارثی می ریزه , اونی که قدش کوتاهه
همه ی اینا گاهی اصرار دارن بیمار نامیده بشن گاهی هم مصرن که سالم نامیده بشن.
اما مهم نظریه ی پزشکه . این پزشکه که می گه مثلا اصل و استاندارد برای یک جوون ایرانی اینه که الان 165سانتیمتر قدش باشه در غیر اینصورت اختلاله و اما اگه یه جوون آفریقای مرکزی بود 155 هم بود نمی گفت اختلال .
چرا؟ چون با توجه به نورم و میانگین جوونای اقلیم خودش هورمونها و ژنتیکی داره که اون رو سالم و نرمال نگه می داره . حالا اگر اون وضع نرمال و همگن با بقیه ی اعضای محیط , بر هم ریخت , این رو می گن اختلال

و مریض بودن توهین نیست . جرم هم نیست. افت نیست , افتخار هم نیست.
یک ویژگیه که باید به بهترین نحو منطقی با اون کنار اومد.
یک ویژگیه مث پیری زود رس , مث تاسی ارثی , مث کوتاهی قد , مث شب ادراری و…
پس اگه الان می بینیم که در برخی کشور ها به صرف داشتن چنین اختلالی نگرش مجرمانه بهشون می شه این خوب نیست و اگر هم می بینیم در کانادا یا استرالیا میان راهپیمایی همجنس بازان تشکیل می دن و همجنس بازها به همجنس باز بودن خودشون افتخار هم می کنن . مث اینه که اونایی که نمی تونن ادرار خودشون رو کنترل کنن بیان علائم و نشانه هایی برا خودشون نصب کرده و توی خیابونها هم اینو اعلام کنن و راهپیمایی تشکیل بدن.( هرچند که من فکر می کنم جزو حقوق شهروندیشونه و حق انجامش رو دارن و ما نمی تونیم چنین حقی رو ازشون سلب کنیم . اما خودشون بهتره با میل خودشون انجام چنین کاری رو موجب افزایش شخصیت ندونن)

در پاسخ به این نظرات:

در مورد این بحث باز هم تاکید می کنم گرایش به جنس مخالف در ذات فرد است و ژنتیک بودن همجنس گرایی از نظر علمی مورد قبول نیست (البته تا بحال و من هم مطلب یا مقاله ای علمی در این رابطه ندیده ام) و اگر دوست عزیزمان در این رابطه مطلب متقن علمی دارند عین مطلب را ارایه دهند و کلی گویی را کنار بگذارند.

در باب اینکه قشر عظیمی از جامعه چنین گرایشی دارند نیز تقاضای من از این دوست عزیز ارایه آمار و نتیجه تحقیقات می باشد. بزرگترین تحقیقی که در ایران روی مسایل جنسی انجام شده تحقیقی است که توسط موسسه فرهنگی خانواده امین انجام شده با جامعه آماری 5000 نفری که در ان مسایل مختلف جنسی بررسی شده و چنین نتیجه ای در ان وجود ندارد. اگر این دوست عزیز مستند به تحقیق علمی سخن می گویند نتیجه این تحقیق را ارایه کنند. من به زودی خلاصه ای از تحقیق انجام شده توسط موسسه خانواده امین را اماده نموده و بر روی وبلاگ ارائه خواهم کرد.

در باب لفظ همجنس گرایی و همجنس بازی باید بگویم گرایش به داشتن سکس با همجنس همجنس گرایی است و داشتن سکس با همجنس همجنس بازی است. در واقع همجنس بازی نتیجه عملی همجنس گرایی است. و باز توهین مستتر در این واژه را نمی فهمم. کجای این واژه توهین محسوب می شود. شاید به خاطر نگاه بسیار منفی جامعه به همجنس بازی این دوست عزیز از این واژه بیزارند و انرا توهین حساب می کنند که اگر چنین باشد پس غیر مستقیم پذیرفته اند که قشر عظیمی از جامعه همجنس گرایی و همجنس بازی را رد می کنند و نگاه خوبی به ان ندارند. در جامعه مذهبی ما لواط یا عمل جنسی مرد با مرد و همچنین عمل جنسی زن با زن یا مساحقه عملی حرام و گناه کبیره است و در سایر ادیان از جمله زرتشت و یهود و مسیحیت نیز این اعمال به شدت مطرود است و مورد مجازات شدید قرار می گیرد. در واقع ادیان الهی این عمل را عملی انحرافی و مطرود می دانند و در جوامعی که نقش مذهب پر رنگ تر است این عمل هنوز بعنوان انحراف شناخته می شود.

فروید نیز بعنوان یکی از بزرگترین روانشناسان که مطالعات زیادی در باب مسایل جنسی دارد معتقد بود تمایل جنسی به همجنس از عشق به خود ناشی می شود. از دیدگاه او میل جنسی به جنس موافق نوعی همانند سازی فرد منحرف با شخص دیگری است که صفات دوست داشتنی او را دارا می باشد. در واقع همجنس خواهی نه به دلیل علاقه به آنها و نه به دلیل با ارزش بودن خصوصیات انان است بلکه برای تمجید از خود و مهم جلوه دادن ویژگیهای خویش است. وی معتقد است ارجحیت و مقبولیت تحریکات جنسی دقیقا در ارتباط با آموخته ها و تجارب جنسی ابتدایی فرد می باشد. به همین دلیل پذیرش نوعی قرابت و پیدایش شکلی از تمایل به همجنس در دوره خاصی از زندگی و در جریان تجارب ویژه ای بوجود می اید. این تجارب نیز در رویاهای خود تحریکی افراد نهفته اند.

در واقع او نیز معتقد است گرایش به همجنس مادرزادی یا ژنتیکی نیست و به خاطر شرایط خاصی که فرد گذرانده ایجاد شده است.

در باب اینکه چرا در برخی کشورها این مساله از شمول جرم بودن خارج شده و در برخی دیگر هنوز جرم است نیز مسایل زیادی وجود دارد که در این بحث نمی گنجد و برای بازشناسی آن توصیه می کنم این دوست عزیز و سایر دوستان به مطالعه کتاب انحرافات جنسی مطالعه تطبیقی جرم شناسی و فقهی تالیف آقای امیر شریفی خضارتی کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی با مقدمه استاد دکتر مهرزاد کیانی بپردازند.

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: