Skip to content

تکلمه

2010/12/19

حتی تو مسجد و النبی ( مدینه ) راحت واساده بود و داشت سیگارش رو می کشید، وهابی ها که دیده بودنش خودشون رو جر می دادن که حرمت شکستی و خجالت بکش و … ( با یه بدبختی بی خیال شدن ) …
بهش گفتم: عمو! شما بهت نمیاد اهل اینطور سفرها باشی
نگاهی کرد و گفت: راست می گی، اما خب زندگی همینه دیگه
گفتم: یعنی از بد روزگار؟!
گفت: نه، من عاشق سفرم و خانواده ام عاشق مکان های مذهبی، حالا هم من سفرم و هم اونها یه جای مذهبی.

4 دیدگاه leave one →
  1. 2010/12/19 21:02

    احتمالا به همین زودی ها این سناریو برای تو هم تکرار بشه !
    نه ؟

    • 2010/12/19 21:05

      از جنبه واقع نگریش امیدوارم بتونم واقعا واقع نگر باشم
      اما اگه منظورت خانواده و … اینهاست
      سعی خودم رو در نشدنش می کنم
      قبلا هم گفتم
      حداقل سعیم رو می کنم

  2. 2010/12/19 21:47

    به نظر من نکن !
    این یه بار رو نکن دیگه !
    هم سفره هم تفریح
    شاید هم یه چیز دیگه !

    • 2010/12/20 10:21

      این رو که گفتی تازه یادم افتاد یه بلیط دیگه هم دارم😀

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: