Skip to content

گذار: اعترافات

2010/12/24

پیوند به منبع

به دعوت شایان قراره پنج تا اعتراف بکنم هرچند که یه کم دیر شده ولی خب  عدم دسترسی به نت و مشغله های دیگه این کار رو به تعویق انداخت.
این نهمین پست منه که میزارم و به خاطر هشت پست قبلی فیلتر شدم. اصلا واسم مهم نیست همینجا ادامه میدم چون هدفم چیز دیگری بود از همون ابتدای راه اندازی این وبلاگ؛  یه نسخه دیگه ازین وبلاگ درست می  کنم، اما همین جا خواهم ماند.
خب بریم سراغ اعترافات:
1. دیگه فکر کنم همه میدونن کاوه از وبلاگ گذار همون آرش از وبلاگ محدوده ی سرخه.
2.اعتراف میکنم که خیلی بدبخت تشریف دارم که بعد از این همه تنهایی حالا یه عالمه آدم خوب خوب  یه جا ریخته روی سرم  و من واقعا گیجم که کدوم رو انتخاب کنم.
3. در مورد بلاگرا یه کم اعتراف کنم:
الف)
یوسف و کیا رو قبلا دنبال میکردم و برام مهم بود که به کجا میرسن اما الان دیگه خیلی کمتر میرم سراغشون. چون بهشون گفته بودم یکی از دعواهاشونو بنویسن و بعد اینکه چه جوری با هم کنار اومدن رو هم بنویسن چون لاو ترکوندنو همه بلدن اما ببخشید گفتن بعد از دعوارو نه!، یه اتوپویا درست شده توی وبلاگشون . به هر حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند من براشون خوشحالم که اینقدر همدیگرو دوست دارن.
ب)از ته قلبم دوست داشتم که
مهرشاد و شایان با هم بمونن که نموندن مثل اینکه اینجوری برای خودشون هم بهتر شد اما زیاد به من حال نداد این اوضاع، چون یه سری درد سر برام پیش اومد که بماند…
ج) وبلاگ
رها رو خیلی دوست دارم باحاله مطالبش
د)  با دو سه تا از بلاگرا رابطه ام یه کم شکراب شده اینجا از قصد اسماشونو میارم که خانواده ی بلاگرا  کمک کنن تا رابطه های ما با هم عادی بشه من که سعی کردم نشد.
خشایار، رهام  و عرفان.
ه) به شاهین حسودی میکنم که یکی مثل
مهدی رو داره ، مهدی رو خیلی دوست دارم ، پدر سوخته اینقدر خوبه که همه ی ماها معتقدیم که خالق همه ی ماها مهدیه. هروقت هم که زنگ زدم مشکل داشته کی میشه که از مشکلات رهایی پیدا کنه معلوم نیست.
ان شالله آقا که ظهور کنه مشکلات مهدی هم به پایان میرسه ، راستی اسم آقا هم مهدیه…
و) بقیه بلاگرا رو از طریق
گوگل ریدر میخونم و برای همشون آرزوی موفقیت میکنم.
4)اعتراف میکنم که سعدی رو دیگه اونقدرا که قبلا دوست داشتم دوست ندارم ، الان دیگه شعرای خودمو بیشتر میپسندم:))
5)اعتراف میکنم که
مگ گیری گور رو بیشتر از همه چی میپسندم مستر چاوز باید بره لنگ بندازه.
.
.
.
نسخه ی بدون فیلتر این وبلاگ

One Comment leave one →
  1. 2010/12/25 02:31

    طبق معمول نمی تونم تو وبلاگهایی که قالب نظراتشون این مدلیه( گذار،یوسف کیا و…) کامنت بگذارم.به همین دلیل اینجا میگذارم!
    .
    .
    .به جان خودم فراموش کردم چی میخواستم بگم.یه کم فکر کنم یادم بیاد حتما میگم!
    شرمنده
    :((

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: