Skip to content

ماهان: سید علی، تاریخ را بخوان

2011/01/06
by

پیوند به منبع

آقای خامنه ای، سلام. قبل از هر چیز می خواهم متذکر شوم که سلامِ من به این معنی نیست که برایتان ارزش قائلم. خیر. این را گفتم که توهم بر نداردتان که یک افسر وظیفه ی هوموسکشوالِِ ضد انقلابِ ای تیست به من سلام کرد پس من چقدر خوبم. نه! این خبرها نیست. البته خبر که زیاد است، می دانی علی آقا، هفته ی پیش ارائه ی پروژه ی فوق لیسانس دوستم بود در دانشگاه تهران. تقریباً هر 22 نفر ورودی دانشگاه بودیم. ارائه ساعت 11 شروع شده بود و من بیست دقیقه دیر کردم. وقتی هم که رسیدم دوستم داشت پلنتی که طراحی کرده بود را روی پرده توضیح می داد و بنده ی خدا یک کمی قدش کوتاه بود و باید روی پنجه ی پا می ایستاد که بتواند خط کش – یا هر چیز دیگر – را به نقاطی که توضیح می داد برساند. من رسیدم و درِ سالن باز شد و شعاع نور امتداد سالن را پیمود و به دیوار خورد و با بسته شدن در آرام ناپدید شد. چند تا کله ای که با ورود من به سمت در چرخیده بودند و نیشخند زده بودند هم برگشت سر جای اول اش. آخر سید علی، تو دیگر دوستی نداری – اگر هم داشتی همه را از خودت رماندی – که بفهمی بعد از دو سال، تجدید خاطره ی پنج سال زندگی خوابگاهی چقدر لذت بخش است. فهمیدن اش، دل شیر می خواهد و تو نداری. می دانی، سرمایه ی تو و دوستانت، ملتی هستند که روزی بعد از مرگ ات بگویند خدا پدر فلانی را بیامرزد که از قدرت و مقام خود سوء استفاده نکرد و بعد از تمام شدن دوره ی قانونی به کناری رفت و زندگی خود را پیشه کرد – مثل این آقای داسیلوای برزیلی یا ماندلا -. نه مثل سید علیِ سه تار نواز که مثلاً وقتی پای منافع و ظاهر سازی دینی و عوامفریبی و جانماز آب کشیدن در میان باشد سه تار و هر چه دیگر آلات موسیقی است را حرام کند. قدرت است دیگر و مثل زالو می چسبد به آدم و این ضحاکِ ماردوش افسانه ها مگر چه چیز از تو بیشتر و بدتر داشت؟ سید علی، خشم و خروش مردم اگر در خیابانها ظاهر نشود در دلهایشان انباشته می شود و از آن بترس که روزی تو در دادگاه عدالت ملت ایران حاضر شوی و به سزای دهه ها فتنه گری و ظلم در حق مردم برسی. روزی که این همه عوامل سپاه و مخلصان و پیشمرگان ات – که همه از سر ناچاری و برای بدست آوردن نان از این خوان گسترده دورت جمع شده اند – همه به سمتی فرار کنند و در گوشه ای پنهان شوند. بترس که این میلیونها انسان که فتنه گرشان نامیدی روزی برای بدست گرفتن سرنوشتِ جان و مال و مملکتشان خونشان به جوش آید و بساط تو و همپالکی هایت را برچینند. تاریخ را بخوان سید علی… ‏

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: