Skip to content

تأملی ديگر در هم‌جنس‌گرايی و باورهای دينی، محمد برقعی

2011/01/08

پیوند به منبع

محمد برقعی

تنها راه برون‌شد مؤمنان از اين بن‌بست تضاد دستاورد علم و صراحت متن کتب مقدس در رد هم‌جنس‌گرايی بازخوانی و تفسير نو از متون مقدس است زيرا اگر باور داريم که خداوند عالم، قادر و کامل است و کارهای او از سر بی‌خبری نيست و در آن حکمتی نهفته است، پس ناگزيريم که بپذيريم در فهم خود از متون دينی و کلام الهی بر خطا هستيم و اين، همين کار سترگی است که دکتر آرش نراقی به آن دست زده است

نوشته آقای نراقی مرا بر آن داشت که بحثی را که دير بازی است با مؤمنين مسلمان، مسيحی و يهودی در اين مورد داشته ام در اينجا بيان کنم با اينان می گويم ميدانيد که دانشمندان بيولوژيست مدعی هستند که حدود ۴-۵ درصد انسان ها به ضرورت ژنتيکی همجنسگرا به دنيا می آيند و حتی تحقيقات علمی بيشتر نشان داده که اين امر ويژه انسان ها نيست بلکه بسياری از حيوانات نيز با اين ويژگی به دنيا می آيند. سپس از آنان می پرسم آيا دليلی دارند که آنچه را دانشمندان ميگويند از نظر علمی نادرست است و چنين ويژگی ژنتيکی وجود ندارد . تـا بحال هيچ مومن آشنا به اين علم را نديده ام که اين ادعای علمی را رد کنند حداکثر ميگويند البته ديده ايم که گاه علم هم ممکن است اشتباه کند که سوال بعدی آنست که تا آن زمان که دليلی برای رد يک يافته علمی ثابت شده نداريم مگر چاره ای جز پذيرش آن داريم زيرا در آن صورت از علم هيچ نميماند و کل جهان ما ميشود خيال و معياری برای درستی و نادرستی. هيچ ادعايی باقی نميماند حتی ثبوت خالق و حقانيت اديان هم نا ممکن ميشود و هميشه به اينجا ميرسيم که آنچه را که علم به قطعيت بر درستی آن پا می فشارد مورد قبول است
از اينجا سوال بعدی پيش می آيد که حال که علم ژنتيک بودن همجنسگرايی را ثابت ميکند از نظر دينی چگونه می توان آن را تحليل کرد در اين موردناچار به چند فرضيه می رسيم

۱- نقص در خلقت

خلقت خداوند ناقص است وبا آنکه خداوند می خواهد همه موجودات به ويژه انسان دگر جنسگرا باشند تا تدوام نسل ممکن شود ولی متاسفانه در صدی چند بر خلاف خواسته خداوند همجنسگرا ميشوند به عبارتی خداوند هم مثل هر خالق و توليد ردکننده ديگری جايزالخطا ودارای ناتوانی است و مثل انسان ها است که نمی توانند دستگاهی بسازند که هيچ ضايعه واتلاف انرژی نداشته باشد .ّبکذرم که با قبول اين درجه از نقص در کار خلقت کار خداوند در مقايسه با کار بسياری از انسانها ايرادات تر هم است. وصد البته که هيچ يک از اين مومنان نقص و عدم کمال را در خداوندی که قادر متعالش ميخوانند نمی توانند بپذيرند زيرا که مطلقيت و کمال به ويژه در اديان ابراهيمی لازمه وجود خداوند است ودر کتب آسمانی اين اديان مرتبا به آن اشاره ميشود از جمله اين آيه قرآنی در مورد خداوند ورد زبان مسلمانان است "فتبارک الله احسن الخالقين"

۲- عادل نبودن خداوند

خداوند عمدا اينان را همجنسگرا آفريده که تمام عمرشان با اين نقيصه مبارزه کنند و با تمام فشار تمايلات جنسی از آن پرهيز کنند. که اين با عدل خداوند، بگذرم از رحمانيت و عطوفت او،درتضاد است که انسان هايی را نه تنها از يکی از بزرگترين مواهب زندگی محروم کند بلکه آنان را مجبور کنند عمری با قويترين غريزه بشر که بدون آن بقای بشر ممکن نيست و کمتر نهاد اجتماعی بدون آن شکل گرفته مبارزه ای بی حاصل و بی فرجام کنند. جاييکه ای همه دستورات دينی ،اخلاقی ،حقوقی ، اجتماعی قادر به هدايت کامل غريزه شهوت در راه مقبولو مشروع نيست چگونه ممکن است خداوند ظالمانه از انسان هايی بخواهد که اين غريزه نيرومند را يا کاملا در خود بکشند يا آن راچنان مهار کنند که وارد رابطه با جنس مخالف که کششی به آن ندارند بشوند.

۳- حکمت خداوندی

بنا بر حکمتی که برای ما ناشناخته است خداوند انسان ها و حيواناتی را همجنسگرا می آفريند تا روابط همجنسگرايانه داشته باشند زيرا به حکم عقل از خداوند قادر کامل عادل جز اين انتظاری نميرود ومگر ما حکمت همه امور باريتعالی را ميدانيم يا بايد بدانيم مشکل از فهم ما از خلقت يا درک نادرست ما از متون است گويند انيشتن که خود مبدع نظريه کوآنتوم مکانيک بود نيمه دوم عمرش را بيشتر صرف تلاش در انکار آن ميکرد زيرا حرکت در سطح کوآنتومی برعکس فيزيک نيوتونی قا بل پيش بينی و تابع نظم نيست لذا می گفت" من نمی توانم بپذيرم که خداوند جهان را مثل بازی طاس بازی ايجاد کرده باشد" . روزی نيلز بوهر فيزيکدان بزرگ ودوستش به او گفت " به خدا نگو چه کار بکند" به ديگر سخن به خدا نگو جهان را چگونه بيا فريند جهان همان است که هست نه آنگونه که تو ميخواهی باشد.

۴- فهمی ديگر از متون دينی

بدين ترتيب تنها راه برون شد مومنان از اين بن بست تضاد دستاورد علم وصراحت متن کتب مقدس در رد همجنسگرايی باز خوانی و تفسير نو از متون مقدس است زيرا اگر باور داريم که خداوند عالم،قادر و کامل است و کارهای او از سر بی خبری نيست ودر آن حکمتی نهفته است پس ناگزيريم که بپذيريم در فهم خود از متون دينی و کلام الهی بر خطا هستيم واين همين کار سترگی است که دکترآرش نراقی به آن دست زده است و اين خطر کردن نه تنها به سعه صدر و بلند انديشی بسيار نياز دارد بلکه نيازمند آگاهی خوب از دانش دينی است که اين مقالات ايشان بيانگر اين هردو اين امتياز است و اما آنچه اين خطر را بيشتر ميکند و دليری ايشان را با ارزشترجسارت جدال باسنن و باورهای غير دينی مردم است باورهايی که سبب شده درچين و هند و بسياری از نقاط جهان که باورهای دينيشان در اين مورد نقشی ندارد نيز همجنسگرايی به شدت محکوم شود ودر ايران ما هم در نکوهش همجنسگرايی تفاوت چندانی ميان دينداران و بی دينان نيست.
اين پديده ان چنان در جامعه زشت دانسته شده که کمتر کسی بودن آن را باور دارد و آن را از جنس بچه بازی و شاهد بازی مردانه و رفع شهوت زنانی که به مرد دسترسی ندارند ميدانند که همانگونه که دکتر نراقی اشاره کرده اند مقولاتی متفاوت از همجنسگرايی هستند و اينکه آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبيا گفت که ما در ايران همجنسگرا مثل آمريکا نداريم و آنجا مسخره کردند در حقيقت سخنی را گفت که باور عمومی مردم ايران است از اين روی حتی اصطلاح همجنسگرا در فرهنگ ما تازه است و در سطح محدودی شناخته شده است واصطلاخ شناخته شده آن "همجنس بازی "است.

در همين زمينه:
[قرآن و مسأله حقوق اقلیت‌های جنسی، آرش نراقی]

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: