Skip to content

stranger: هاله، حماقت، آزادی، عشق، آدم ها، توهم، فداکاری، تفاوت … عشق،آدمها،فداکاری، حماقت.

2011/01/10
by

پیوند به منبع

آدمها موجودات آزادی بودند

بعد نمی دانم  کدام مادر—  آمد و تعلق را ساخت

عشق را ساخت

فداکاری

و –شعر های دیگر

و این توهم که ما برای دیگری زندگی می کنیم

انسانها را به دو گروه اصلی تقسیم کرد

آدمهای سوء استفاده گر

و آدم های سوء استفاده گر گاهی نمی خواهند

گاهی نمی دانند. اما ظلم می کنند. و دیگری اصلا برایشان مهم نیست

کسی تمام زندگیش را برایش گذاشته و او هیچگاه به او فکر هم نمی کند

تمام آدمها سوء استفاده گرند. آب گیر نیاورده اند…

و آنها که آب گیر نیاورده اند. آدم های ذلیل

و آدمهای ذلیل همیشه فکر می کنند که عاشقند

فداکارند

و برای خودشان هاله های فرضی می سازند

این هاله ها چیزی جز نشان حمافت نیست

…

..

.

روز اولی که رفتم مدرسه، تو کلاس نشسته بودیم که صدای داد و بیداد از بیرون اومد

معلممون درو باز کرد و که ببینه چی شده، ماهم دنبالش رفتیم دم در

یه آقایی که نمیدونم اون موقه چکاره بود داشت با یه زن سیاه پوست و دخترش بحث میکرد

زن سیاه پوست دخترشو بقل کرده بود و همینتوری گریه میکرد

اون آقا داشت زن سیاه رو مسخره میکرد، مسخره که نه، یه طورایی که به خاطر سیاه بودنشون نمیخواست دخترشو ثبت نام کنه

توی محله ی ما سیاه پوست کم بود و حتی شرقی جماعت

ماهم که شبیه شرقیا نبودیم مشکلی نداشتیم، البته این ما شامل من نمیشد ولی منم برنزه نبودم فقط موهام سیاه بود که بهم انگ کله سیاه میچسبید

اون دخترسیاه پوست ثبت نام کرد یعنی اون آقا مجبور بود ثبت نامش کنه

میومد مدرسه ولی کسی باهاش دوست نمیشد

یدفه که داشتم تو حیاط با دوستام بازی میکردم دیدمش که تنهایی نشسته بود روی نیمکت و بازی مارو تماشا میکرد

دلم خیلی براش سوخت. رفتم نشستم کنارش

بهش گفتم اسمت چیه

گفت فاطمه

حرف زدن برام خیلی سخت بود و حتی دوست شدن، الانم هست

همه ی انرژیمو جمع کردم و بهش گفتم اسم منم رهاس، میای بازی کنیم؟!

قبول نکرد بیاد

حتی بهش اسرار هم کردم ولی قبول نکرد

چند وقت بعدش دیگه مدرسه نیومد

تنها چیزی که ازش یادم میاد صورت آرومش بود و جواب های آرومش

.

.

آدم های ذلیل فکر نمیکنن عاشقن یا فداکار

آدم ها فکرمیکنن عاشقن یا فداکار

آدم ها

کجان این آدم ها ؟

من آدم ها رو دوست دارم

ایکاش یه آدم میدیدم

من موجود بدشانسی هستم . . . شاید .

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: