Skip to content

سکوت تلخ: مصاحبه با خدا

2011/01/22
by

رضا: ببخشید ولی خدای مسخره ای بود!

پیوند به منبع

بعد از مدت ها مذاکره و رایزنی، پروردگار عزیز لطف کردند و پیشنهاد بنده ی حقیر رو برای مصاحبه ی احتصاصی با وبلاگ سکوت تلخ در رابطه نوع گرایشم پذیرفتند. آنچه در ادامه خواهید خواند، مصاحبه ی بدون سانسور اینجانب با خالق یکتاست. ایشون اصرار داشتند که طی این مصاحبه  به جنبه های فقهی این گرایش نپردازیم و فقط سوالاتی با نگاه معرفتی از ایشون بپرسیم.

بدون توضیح اضافه، توجه شما رو به این مصاحبه ی طولانی، ولی جذاب و خواندنی جلب می کنم.

***

  • پرسش: با عرض سلام خدمت خداوند عالمیان. همونطور که مستحضرید، چندی است بین هوموها زمزمه هایی شنیده میشه مبنی بر اینکه جنابعالی در خلقت اونها کم کاری کرده اید و به نوعی در حق ایشان اجحاف شده. توضیحات شما رو می شنویم.

پاسخ: سلام علیکم. این عزیزان اگر یک سر سوزن من رو می شناختند هیچ وقت از این حرف ها نمی زدند. مشکل شما انسان ها اینه که همه چیز رو با معیار های خودتون می سنجید. به هوموها هیچ ظلمی نشده، بلکه چیزی که هست، تفاوته، نه تبعیض.

  • پرسش: باز جای شکر باقیه که شما مثل آق مموت منکر وجود ما نمی شید. با تشکر از پاسخ نقض و کوتاه شما. سوال بعد، به عذاب اخروی این گرایش مرتبط هست. خیلی از هوموها معتقدند شما در قرآن گفتید اونها رو به جهنم می فرستید. آیا همینطور است؟

پاسخ: قرار شد وارد مسائل فقهی نشویم. این سوال شما پاسخ فقهی می طلبه، نه معرفتی. به هر حال به شما اطمینان می دم که هومو بودن، به طور بالقوه برابر با جهنمی بودن نیست.

  • پرسش: قبول. هومو بودن نه ظلم هست و نه به معنای جهنمی بودن، اما حتما” دشواری های خاص این گرایش رو انکار نمی کنید. خودتون بهتر می دونید این گرایش در جامعه ای مثل ایران چه سختی هایی به همراه داره. بعضی از هوموها می پرسند که چرا باید هومو باشند، در صورتی که می توانستند استریت باشند و این همه سختی رو تحمل نکنند. نظرتون در این زمینه چیه؟

پاسخ: بله، من هم به دشواری های این گرایش واقفم. اما دوباره، در این سوال هم ردپایی از همون معیارهای انسانی وجود دارد.  بعضی ها فکر می کنند استریت ها خوشبخت هستند، اما باید توجه داشت که اونها هم با مشکلات خاص خودشون دست و پنجه نرم می کنند. اما شما هوموها چشم هاتون رو روی حقایق بستید و فکر میکنید اگر استریت میشدید دنیاتون گلستان بود. عزیزان من، اینطور نیست. سعی کنید نگاهتون رو عوض کنید. همونطور که توی کتابم گفتم: “لقد خلقنا الانسان فی کبد…” همه آدم های سختی می کشند. در ضمن یادتون نره که ریشه ی اصلی مشکلات شما به فرهنگ مردسالار جامعه تون برمی گرده، و دین تنها بخشی از این فرهنگه. اگه من همین الان توی کتابم بگم که هومو بودن هیچ مشکلی نداره، بازهم چیزی درست نمیشه. علاج مشکلات شما، اصلاح این فرهنگ بیماره. و تا وقتی خودتون تلاش نکنید چیزی عوض نمیشه. همونطور که توی کتابم گفتم: ” الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم…”.

  • پرسش: با اینکه همه ی هوموها قانع نشدند، ولی چشم، سعی می کنیم نگاهمون رو عوض کنیم. اما سوال دیگری که به ذهن بعضی از دوستان میرسه، اینه که تحمل مشکلات برای استریت ها خیلی راحت تره. چراکه اونها در اکثریت هستند و به قول انگلیسی ها: Misery loves company. یعنی چون اکثریت با اونهاست، تحمل مشکلاتشون هم خیلی راحت تره و به هم کمک می کنند. اما هوموها در اقلیت هستند و همین تنهایی باعث میشه تحمل ساده ترین مشکلات هم براشون سخت باشه. برای این عزیزان چه پاسخی دارید؟

پاسخ: عجب خنگی هستی ها! من که گفتم مشکلات شما به من ربطی نداره. فرهنگیه که خودتون ساختین و خودتونم باید درستش کنین. مثلا”، ترنس ها جرات کردند و از لونه موش بیرون اومدن. رفتن پیش اون آقا و حکم تغییر جنسیت رو گرفتن. درحالی که تا قبل از اون دید جامعه نسبت بهشون به شدت منفی بود. اما اونها اراده کردند و صداشون رو جلوی ظلم بلند کردند. ترنس ها تونستند بر خلاف این فرهنگ غلط حرکت کنند.

  • پرسش: عده ای می پرسند چرا اصلا باید بعضی ها یا به قول عده ای اقلیت، هومو باشند و عده ی بیشتر یا اکثریت، استریت. فلسفه ی این تفاوت چیه؟

پاسخ: این تفاوت ها، در اصل تفاوت در راه های رسیدن به من هستند. هدف من از خلقت شما انسان ها، عبادت و رشد معنوی و نزدیکی به خودم بود. برای این منظور، راه های زیادی رو ساختم. که یکیش نصیب شماها شده. این گرایش میتونه پلی برای رسیدن به من باشه، و یا برعکس، بهانه ای برای کفر ورزیدن به من. با اراده ی تشریعی که به شما دادم، میتونید یکی از این دو را انتخاب کنید.  برای بعضی از شما ها، این گرایش باعث نزدیکی به من شده.

پس همونطور که می بینید، همه ی شما انسان ها به سمت یک هدف واحد حرکت می کنید، گرچه با برچسب های ساخته ی دست خودتون، مثل استریت و ترنس و بای سیاه و سفید فارس و عرب، بین خودتون فاصله ایجاد کرده اید وخودتون هم این تفاوت ها رو باور کردید. اما هدف از خلقت همه ی شماها یک چیز بوده و این تنها راه های طی این مسیر هست که با هم متفاوته. همه تون سوار یک کشتی هستید و مقصد این کشتی، لنگر انداختن در کنار من هست.

  • پرسش: خداوند عالم به سلامت باد! هوموها جملگی در شگفتی و حیرت فرو رفته اند و انگشت تعجب بر دهان گرفته، می گزند! اما هنوز هم عده ای فتنه گر و معاند، ساز ناسازگاری می نوازند. اگر ممکن است، برای ایشان کمی توضیح بیفزایید تا کافر از دنیا نروند.

پاسخ: بله، در درایت ما هیچ شکی نیست. با یک مثال، این مصاحبه رو تموم می کنم. من که بیکار نیستم، باید برم به ربوبیتم برسم، کار دنیا رو که نمیشه معطل گذاشت. به این مثال خوب توجه کنید:

یک نابینا و یک بینا را در نظر بگیرید. بینا باید از چشم هایش آنطور که من دستور دادم استفاده کند و نبیند آنچه که نباید ببیند. شرط رشد معنوی انسان بینا در رعایت احکامی نهفته است که برایش وضع کرده ام. حال به نابینا می رسیم. نابینا از خیلی از تکالیف آزاد است. هیچگاه دغدغه ندارد که چشمش به حرام بیفتد و به این وسیله از من دور شود. پس می بینیم که در نابینایی هم آسایش نهفته است. اما شرط رشد معنوی نابینا این است که صبر جمیل داشته باشد. یعنی هیچگاه از نابینایی اش شکایت نکند و به آنچه به او داده ام راضی باشد. البته در صورتی که نابینایی اش درمان پذیر باشد، موظف است که به معالجه بپردازد.  مطمئن باشید هر کدام نزد من اجر مخصوص خود را دارند.

پس دیدید که برای هر کدام از ایشان وظیفه ای وجود دارد که با انجام آن به من نزدیک می شوند. ولی شما انسان ها آنقدر در باورهای خود ساخته تان غرق شده اید که نابینایی را عیب می دانید. مساله گرایش شما هم همینه، شاید فکر کنید به شما ظلم شده. ولی اگر هدف از خلقتتون رو تقرب به من بدونید، هیچ وقت چنین چیزهایی براتون به معنای تبعیض خودنمایی نمی کنه. تازه، من رو شکر هم می کنید.

حالا هرکی قانع نشده، جرات داره دستش رو بیاره بالا تا عزرائیل رو بفرستم سراغش.

***

پی نوشت: سعی کردم با یک قالب جدید به سوالاتی که در ذهن خیلی ها وجود داره پاسخ بدم. مطمئنم که این پست خالی از عیب نیست چون طبق دانش خودم نوشته شده و ممکنه با باورهای شما در تضاد باشه. آماده ی شنیدن نظرات مخالف هستم. در ضمن، این پست به معنای سازگاری یا تضاد اسلام با این گرایش نیست. سعی کردم فراتر از دین به این مساله نگاه کنم.

Advertisements
4 دیدگاه leave one →
  1. ebrahim permalink
    2011/01/22 22:24

    salam dooste azziz…kheili kheili ziba bood va maba.hese erfani ro che be zibaai dar ghalebe tanz negaresh kardi.mer30 va omid ke baaz negareshi inchenin bebinim.

  2. mehrdad permalink
    2011/01/25 23:52

    nemidonam reza to fagt gasd dari ettela resani koni va webloget yek chonin chizy ast ya bana dari nazaratet ro darbare har chy ke dost nadari dorosht balaye safhe benevisi???!! andaki darkesh doshvare
    amma khode in neveshte negah khobi bod agarche zaeef. be nazare man mishe khoda ro toye in zamise be chaleshe shadidtari keshond

    • 2011/01/26 21:56

      تو انتشار اینجور مطالب بیشتر قصدم نشون دادن افکار مختلفه
      خود من یک همچین تفکری رو قبول ندارم و تا حدی حتی مسخره می دونم اما خب هستن کسانی که افکار من رو هم مسخره بدونن
      ویژگی و تفاوت پسر همراه داشتن توضیحات و جملات بالای مطالبش هست
      حالا چه نظر من و چه اونچه که لازمه رسمی منعکس بشه
      این زمینه دین عموما بحث برانگیزه و متاسفانه دیندارن ( و در اینجا خدا ساده! باوران ) چندان تحمل نظر مخالف و متفاوت رو ندارن
      رستگاری با شماست و همش برای شما
      منم همون یه جمله کافیمه!

  3. saeedeh permalink
    2011/02/26 21:29

    یعنی چی که قرآن گفته هومو میره جهنم، کدوم قرآن؟ همونی که تحریف شده. در مورد کدوم دین میگی همون دینی که محمد هوسران و شهوتران اسلام نامیده. رستگاری فقط با دل آدما سنجش میشه نه چیز دیگه بقیش من درآوردیه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: