Skip to content

خودکشی و همجنسگرايان « سام قندچی »

2011/02/03
by

پیوند به منبع

در ماه فوريه سال 2010 تحقيقاتی از سوی دانشگاه مک گيل کانادا منتشر شد که نشان می داد آنهايی که خود را بعنوان همجنسگرا می بينند، نه آنکه لزومآً به آن عمل کنند، بيش از بقيه مردم در خطر خودکشی قرار دارند (1).

البته پيش از انتشار اين تحقيقات دانسته بود که نرخ خودکشی در ميان نوجوانان همجنسگرا بالاتر از بقيه هم سن های آنها ست اما اينکه فقط نگرش به هويت خود بعنوان همجنسگرا (يا بقيه دگرباشان) کافی است که فرد بيشتر در خطر خودکشی قرار گيرد، کشف تازه اين محققين بود. به عبارت ديگر آنهايی که به جنس موافق تمايل دارند اما تصورشان از خود بعنوان همجنسگرا نبوده بلکه خود را دگرجنسگرا تلقی کنند، شانس خودکشی شان مثل بقيه مردم است و در درجه خطر بالا قرار نميگيرند. در نتيجه اين تحقيقات نشان داد که مسأله بيش از آنکه خود رفتار جنسی افراد باشد هويتی است که با آن خود را به جامعه معرفی می کنند يعنی به رابطه آنها با خانواده و اطرافشان مربوط است.  در نتيجه واضح است يک نوجوان همجنسگرا که راحت بتواند در مورد هويت جنسی خود با خانواده و اطرافيانش حرف بزند در خطر مضاعف برای خودکشی نخواهد بود و بالعکس نوجوان همجنسگرايی که در محيطی ضد دگرباش زندگی کند در خطر بالاتری برای خودکشی قرار می گيرد.

در رابطه با طرح موضوع همجنسگرايان در جنبش سياسی پيشتر بحث شد (2).

تا آنجا که به بخش اسلامی جنبش سياسی مربوط می شود هنوز ما در رابطه با موضوع همجنسگرايان در قرون وسطی زندگی می کنيم. اما متأسفانه در بخش سکولار جنبش سياسی نيز به دليل وجود نفوذ چپی های سابق در اين بخش هنوز تئوری های به اصطلاح "مسأله عمده" خط مشی ها را شکل می دهد. در زمان انقلاب 57 هروقت بحثی در مورد مسأله زنان می شد، در پاسخ می گفتند که فعلاً مسأله عمده حکومت است و نه مسأله زنان. برخی گروه های چپی در همان اولين تظاهرات زنان بعد از انقلاب عليه حجاب اجباری در اسفندماه 57 به هواداران زن خود رهنمود دادند برخلاف تمايل خود روسری بر سر کنند چرا که به نظر چپ مسأله زنان عمده نيست. امروز نيز بازماندگان همان نوع انديشه ها هرچند بسياری از آنها ديگر خود را چپی نمی نامند بازهم با استدلال مشابهی می گويند مسأله همجنسگرايان عمده نيست و نبايد به آن پرداخت.

آلن تورينگ يکی از نوابغ قرن بيستم که کامپيوتر و هوش مصنوعی را پايه ريزی کرد و رياضی دان و فيلسوف برجسته ای نيز بود بيش از 50 سال پيش در سال 1954 به دليل آنکه همجنسگرا بود و در آن زمان در بريتانيا نمی توانست در مورد هويت جنسی خود باز باشد، در سن 42 سالگی خودکشی کرد (3).

متأسفانه فقط مسأله داخل ايران نيست که هنوز دولت جمهوری اسلامی برای همجنسگرايان در قانون خود حکم اعدام دارد و رهبران مذهبی اسلامی نيز نظير آيت الله بروجردی پرتاب از صخره را برای همجنسگرايان تجويز می کردند و بيشتر آيت الله ها در رسالات خود هنوز نيز اينگونه جنايات را عليه همجنسگرايان تجويز می کنند. البته جالب است که در همان ايران به رغم همه اين تهديدها در اين مورد نيز نوجوانان با شجاعت در مورد هويت خود حرف می زنند (4).

اما بيش از اين مايه تأسف است که ايرانيان خارج کشور، چه تبعيدی و چه مهاجر، هنوز آنقدر عقب مانده اند که بسياری از والدين درست به دليل آنچه در اول اين نوشتار توضيح دادم باعث می شوند فرزندان همجنسگرايشان در خطر بيشتر خودکشی قرار گيرند؛ چرا که گرچه در جوامع غربی آزادی هويت جنسی آنقدر به رسميت شناخته شده است که گيدور وستروله، وزير امور خارجه کنونی آلمان، رسماً با يک همجنسگرای ديگر ازدواج قانونی می کند و کماکان با کشورهايی نظير ايران هم روابط خارجی را برقرار می کند؛ اما در همين کشورهای غربی متأسفانه ايرانيانی که خود با جمهوری اسلامی قرون وسطائی مخالف هستند فرزندانشان جرئت ندارند که بتوانند در رابطه با هويت جنسی خود احساس آزادی کنند و به اين طريق در معرض خطر بالاتر خودکشی قرار می گيرند.

فعالان جنبش دگرباشان ايرانی در اين موارد بسيار بهتر می توانند توضيح دهند (5).

اميدوارم روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان ايرانی بيشتر به اين موضوع برخورد کنند و ارقام واقعی خودکشی را نيز در ميان همجنسگرايان ايرانی در خارج که نشان دهنده عمق فاجعه است، منتشر کنند. بسياری از خانواده ها حقيقت را به دليل رويکرد جامعه ايرانی با اين واقعيت، مطرح نمی کنند، و اين امر خود فشار بيشتری بر روی همه اعضای خانواده می گذارد که اگر نوجوانان ديگری همجنسگرا هستند مجبورند یا خودسانسوری هويت جنسی خود را مخفی کنند (6).

به خانواده های ايرانی بايد گفت زندگی فرزندان شما مهمتر است يا به اصطلاح "حرف مردم!" تا کی بايد حتی در دموکراسی های غربی نيز خودمان آزادی خود و فرزندانمان را لگدمال کنيم؟ اينهمه نيز بدين خاطر که در موطن واپسگرای ما هنوز اينگونه با بخشی از بشريت رفتار می شود که نوجوانان دگرباش خود را به خودکشی می کشانند و رژيم نيز برايشان حکم اعدام می دهد.  اما همين رژيم برای منافع خود با وزير امور خارجه آلمان که دگرباش است با احترام رفتار می کنند و مشکلی ندارند همانگونه که آفريقای جنوبی در رژيم گذشته آپارتيد سياهان خود را آدم حساب نميکرد ولی نهايت تلاش را به عمل می آورد تا شرکتهای آمريکايی که صاحبان سياه پوست داشتند نيز در آن سرزمين، سرمايه گذاری کنند.

به امید جمهوری آینده نگر  دموکراتیک و سکولار در ایران،

سام قندچی، ناشر و سردبیر

ایرانسکوپ

http://www.iranscope.com

پانزدهم دی ماه 1389

January 5, 2011

پانويس ها:

1. http://www.sciencedaily.com/releases/2010/02/100205122240.htm

2. http://www.ghandchi.com/631-OppositionLeader.htm

3. http://www.ghandchi.com/20-Alan_Turing_Homosexual.htm

4. http://www.youtube.com/watch?v=9b4uK2MXIh0

5. http://www.youtube.com/watch?v=NN3PH3f6GHk

6. http://www.youtube.com/watch?v=Cd6GCKjLtqU

One Comment leave one →
  1. saeedeh permalink
    2011/02/26 20:34

    با این همه فقر فرهنگی در میان عوام چه کنیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: