Skip to content

EraZer Head : کالبدشکافی جامعه ایران با قوانین نیوتن

2011/02/06
by

پیوند به منبع

اول از همه این نوشته ی خواهر دینی ما را بخوانید که باعث شد دست به نوشتن این افاضات بزنیم.

جناب نیوتن خدابیامرز سه قانون درباره ی حرکت دارد که همه ما در دبیرستان خوانده ایم. حالا اگر برادران و خواهران مهندس وسط افاضات ما غلط گیری نکنند، تا جایی که این ذهن ناقص یاری می کند این قوانین را یادآوری می کنم.

قانون اول قانون اینرسی است. هر جسم ساکن تمایل به ساکن بودن دارد و هر جسم متحرک تمایل به ادامه ی حرکتش با سرعتی ثابت دارد مگر اینکه نیرویی خارجی این وضع را دچار تغییر کند و سکون را به حرکت یا حرکت را به سکون تبدیل کند.

قانون دوم، می گوید سرعت تغییر در اندازه ی حرکت، در تناسب با نیروی اعمال شده است و جهت حرکت هم در راستای اعمال نیرو است.

حالا دو دقیقه خمیازه نکشید و این نخی که دستتان داده ام را ول نکنید تا برایتان توضیح بدهم علت این کلاس فیزیک راه انداختن و ربطش به ملت عظیم الشان همیشه در صحنه ی ما چیست.

قانون سوم، قانون عکس العمل است. هر عمل عکس العملی دارد که مقدار آن ها مساوی و جهت آن ها مخالف هم است. اگر شما مشتی به دیوار بکوبید و با این کار فی المثل 10 نیوتن نیرو به آن وارد کنید، آن نقطه از دیوار که دست شما با آن برخورد کرده هم نیرویی به مقدار 10 نیوتن در جهت مخالف یعنی به دست شما وارد خواهد کرد. همین نیرو است که باعث می شود دست شما بشکند!

حالا برای اینکه نمود این قوانین را در رفتارهای جامعه ببینید، کافی است در عبارات فوق کلمه ی «جامعه» را جایگزین «جسم» کنید. طبق قانون اول، هر جامعه ای تمایل به ساکن بودن دارد. جامعه ی ایران برای مدت مدیدی «ساکن» بود. تمایل داشت بخورد. بخوابد. سر کار برود. بچه بزرگ کند. سرش به کار خودش باشد. بمیرد. هیچ جامعه ای بی خود شورش نمی کند. مگر اینکه نیرویی خارجی (دشمن، حکومت، بی عدالتی) آن ها را به حرکت در بیاورد. ملت ایران هم تا حد امکان در برابر این نیرو مقاومت کرد و از جایش تکان نخورد، تا وقتی که پارسال این نیرو چنان بالا گرفت که ملت ایران را هم به حرکت در آورد.

از آن طرف، جامعه ای که به راه افتاد، دیگر متوقف نمی شود! تونس که به راه افتاد، مصر هم به راه می افتد. پشت سر مصر، اره و اوره و شمسی کوره هم راه می افتند. مگر اینکه نیرویی خارجی دوباره این حرکت را متوقف کند.

همان طور که حرکت پارسال جامعه ی ایران هم بالاخره به زور و زحمت متوقف شد. البته این توقف خود پاسخ های دیگری دارد که در قانون سوم به آن هم می پردازیم!

طبق قانون دوم، شما ملت را به هر طرف هل بدهید، ملت هم به همان سمت می روند. اگر آن ها را سریع هل بدهید، آن ها هم سریع تر می روند. اگر کند باشید و زیاد زور نزنید، ملت هم گشاد گشاد می روند. اوایل اعتراضات پارسال کـروبـی و مـیـرحسـین محکم هل می دادند و مردم هم محکم هل می خوردند. ولی بعدش هل دادن ها تبدیل شد به بیانیه های شصت صفحه ای و موضع گیری های چس ترسانه، و ملت هم حرکتشان خفیف شد. جهت این هل هم به سمت «دموکراسی» بود. حالا بحث سیاسی راه نمی اندازیم که دموکراسی چیست و چیزی که موسـوی می خواست اصلاً واقعاً دموکراسی بود یا نه. مقصد این سر و صداها هر چه که بود، لااقل اسماً «دموکراسی» بود.

الان چپ ها می خواهند بیایند غر بزنند که نخیر رویکرد ملت به سمت جنبش های کارگری است. این عزیزان اگر چشم هایشان را باز کنند می بینند برآیند نیروهای وارده بر ملت ایران، نه به سمت حاکمیت پرولتاریا، که به سمت حاکمیت دموکراسی است. بحث چگونگی و مزیت این یکی به آن یکی نیست. ما نمی گوییم دموکراسی خوب است یا مارکسیسم اخ است. اینجا بحث ما بودن یا نبودن است. این یک حقیقت است که ملت ایران امروز دموکراسی بی قید و شرط می خواهد*. برای ایرانیان دموکراسی یک مدینه ی فاضله است در حد و اندازه های الدورادو، که کسی آن را ندیده و اصلاً نمی داند چیست ولی فکر می کنند هر چه هست لابد چیز خوبی است و برای همین همه می خواهند آن را به دست بیاورند**.

یک زمانی یک آقایی با بنیه ی قوی آمد، عمامه اش را روی سرش محکم کرد، عبایش را دور کمرش بست، توی دهن آن دولت زد و دولت تعیین کرد (البته به پشتیبانی ملت!) و ملت را به سمت جمبوری ایزلامی هل داد. مردم هم به آن سمت هل داده شدند. از دید فیزیکی و قانون دوم نیوتن اگر به این قضیه نگاه بکنیم، ملت بیچاره چندان هم مقصر نبودند و اصلاً چاره ی دیگری نداشتند. این طوری بود که فروردین 58 نود و هشت درصد رای «آری» داخل صندوق ها می ریزند. چون «برآیند نیروهای وارده به ملت» به آن سمت است و در واقع اصلاً نیروی دیگری نیست که بخواهد مردم را به سمت دیگری سوق بدهد.

اما قانون سوم، که از همه جالب تر است درست خلاف قانون دوم عمل می کند. شما ممکن است بتوانید مردم را به هر سمتی که خواستید هل بدهید، اما وقتی شما مشغول وارد کردن نیرو به اصغر هستید، در یک پروسه ی کاملاً سرکوب ناپذیر و خودبخودی، اصغر هم دارد به شما نیرو وارد می کند، و این نیرو بر خلاف جهتی که شما اصغر را هل داده اید، به خودتان وارد می شود. در نهایت، نیروی هل دهنده ی جامعه، که در ایران حکومت باشد، بالاخره به علت این فشار فیدبکی، هرز می رود و روز به روز مضمحل تر می شود.

این یک اصل تکاملی است که برای بقا، موجود باید قابلیت سازگاری با محیط را داشته باشد. این به این معنی نیست که ملت ایران همگی بنیادگراهایی مانند حاکمانشان از آب در می آیند. بلکه به معنی پیدا کردن سوراخ دعاست. حکومت دست به پیلترینگ می زند. ملت استفاده از آی پی و پیل تر شکن را یاد می گیرند. حکومت تظاهرات را با گاز اشـک آور متفرق می کند. ملت یاد می گیرد دود سیگار برای کاهش عوارض حساسیتی گاز اشـک آور مفید است. حکومت دست به سانسور فیلم و کتاب و روزنامه ها می زند. بازار عظیم و پراکنده ای از فیلم فروش های کنار خیابانی و مراکزی مانند خیابان انقلاب ایجاد می شود. حکومت سبک زندگی خاصی را به عنوان ایده آل به مردمش دیکته می کند (زندگی در سایه ی ولی فـقــیه و اســلام ناب محــمدی، مرد سالاری، وحدت گرایی و سرکوب هرچه ضد هنجار بداند) ملت مشتاقانه از راه های مختلف مثل ماهواره و حتی کانال هایی مثل فارسی وان می بیند که مردم باقی جاها به سبک های دیگری هم زندگی می کنند و نه تنها صاعقه ی خشم الهی آن ها را نمی سوزاند، بلکه انگار خوشحال تر هم زندگی می کنند.

همین قانون سوم نیوتن است که باعث می شود مردم ایران و کلاً ملت حکومت های تمامیت خواه (توتالیتر) از مردم باقی جاها اطلاعات پراکنده تر و بیشتری داشته باشند. فی المثل مردم امریکا نمی دانند فرق ایران با عراق چیست یا الان حزب حاکم در فلان کشور کدام است یا فلان پدیده ی سیاسی چه تاثیری در اقتصاد خواهد گذاشت. چون نیازی ندارند بدانند. زندگی آن ها مشغول طی کردن روال نرمال و عادی اش است و به اصطلاح همه چیز سر جای خودش است (قانون اول نیوتن) و هیچ محرک خارجی ای آن را تحت تاثیر قرار نداده که بخواهد ایجاد نیاز برای حرکت کند. اما مردم کشوری مثل ایران که حکومتش به رنگ شورت ملت هم کار دارد، برای بقا و حفظ موجودیتشان نیاز به شناختن محیط پیرامون و دنیای اطراف دارند.

ناگفته هم پیداست که در صورت حذف محرک خارجی این نیاز دیگر وجود نخواهد داشت. بنابراین اگر ملت ایران هم مثل ملت امریکا*** در کشوری زندگی کند که همه چیز سر جای خودش باشد و زندگی اش روال عادی داشته و چالش مهمی مانند فشار حکومتی نداشته باشد، پس از چند دهه ملت ایران هم مانند ملت امریکا تک بعدی خواهد شد و از همه فن حریفی خواهد افتاد.

توضیح: عرضم به خدمتتان که بین آن شانصد واحدی که بنده داخل دانشگاه پاس کردم هیچ کدامش جامعه شناسی نبوده. پس اگر احیاناً این تحلیل های من بند تنبانی نبوده و فی المثل یک بابایی دویست سال پیش همین حرف ها را در قالب یک اصل یا تئوری یا هر کوفت دیگری گفته، بدانید و آگاه باشید که بنده از آن بی خبر بوده ام و این افاضات را در اثر مراقبه و مکاشفه و عبادت و ذکر گویی و در زمستان یخ حوض شکستن و با آب منفی 4 درجه سانتیگراد وضو گرفتن و نماز شب خواندن و روی میخ خوابیدن از خود ساطع کرده ام. اگر هم کسی تا به حال چنین استدلالات شگرف سوشیوفیزیکالی تا به حال انجام نداده، از همین جا اعلام می کنم که کپی رایتش با من است و این اصول را باید به نام خود بنده یعنی کله پاک کن در کتبی زیر شاخه ی سوشیوفیزیک ثبت بنمایند. والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته.

پانوشت ها:

*: البته این یک جمله ی غلط است. مسلم است که همه در ایران دموکراسی بی قید و شرط یا اصلاً دموکراسی نمی خواهند. ولی اینجا صحبت بر سر برآیند نیروهاست.

**: بین ما ملت دو نفر هم پیدا نمی شوند که تعریف یکسانی از دموکراسی داشته باشند.

***: امریکا در اینجا تنها یک مثال است و مقصود اصلاً این نیست که امریکا عاری از چالش و مدینه ی فاضله است.

One Comment leave one →
  1. zeera iranparast permalink
    2011/04/13 19:37

    سلام شوهر خواهرم که بسیجی‌ هست میگفت بهشان گفتند که اگر اتفاقی‌ مثل ژاپن برای نیروگاه بوشهر یا نتنز بیفتد باید قرص‌های یود و پتاسیم بخورند متاسفانه داروخانه‌های این شهرها خبر دادند که دولت تمامی‌ این قرصها را برای پاسداران و بسیجیها خریداری کرده. به عبارت دیگر مردم باید بروند بمیرند. همیشه میگفتند بسیج یعنی ملت اگر ملت بسیج واقعی‌ هستند چرا دارو فقط برای پاسدارها هست و نه برای مردم. شوهر خواهرم این سوال را می‌کند ولی‌ جرات نکرد خودش بنویسد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: