Skip to content

حکم اعدام از ناف امریکا/چرا کمپین من یک همجنسگرا هستم؟

2011/04/07

پيوند به منبع


article picture

اگر به دنبال واژه های روشنفکر یا آزادیخواه یا مثلا دموکرات، پسوندی اضافه کنیم، آنها را بازیچه ی منویاتی کرده ایم که معمولا سنخیتی با آزادیخواهی، روشنفکری و دموکرات منشی ندارند. افزودن پسوند «دینی» به دنبال واژه ی روشنفکر و اختراع واژه ی نوظهور «روشنفکر دینی» در همین راستاست و اساسا برای تخفیف و تقلیل دادن مفاهیم آزادگی، روشنگری، روشنفکری و آزادیخواهی!

من اما کسی را «روشنفکر» میدانم که برای بهتر کردن شرایط زندگی همه ی انسانها در هر حیطه ای، علمی، فرهنگی، سیاسی، فردی و اجتماعی تلاش میکند. روشنفکر کسی است که  میکوشد زنجیرها را از دست و پای انسانها باز کند، حقوق برابر همه ی انسانها را [تاکید میکنم حقوق برابر همه ی انسانها را] به رسمیت بشناسد و برای شناساندن و احقاق حقوق همه ی انسانها فارغ از جنسیت و نژاد و قومیت و عقیده تلاش کند. بنابراین اساسی ترین وظیفه ی «روشنفکر» تلاش برای بهتر کردن زندگی همه ی شهروندان است؛ بدون هرگونه جداسازی جنسی، فکری، نژادی و البته گرایش جنسی!

«روشنفکران»ی که زمینه ساز «انقلاب شکوهمند اسلامی» شدند، با این که همگی کم و بیش میدانستند که راه را بر یک «شیاد» باز میکنند و دیوی را که از دوران رضا شاه در شیشه شده بود، از شیشه بیرون میآورند؛ اما در وسوسه ی رسیدن به قدرت [برای این که از شیادی آخوندها برای کشاندن «امت» به خیابانها استفاده کنند] چشمها را بر نوشته ها و گفته های بارها و بارها تاکید و تائید شده ی ضد زن و ضد حقوق شهروندی سید روح الله خمینی بستند و کردند آنچه را که بر سرمان آمده است.

اما تفاوت نسل بانی انقلاب و نسل درس گرفته از آن افتضاح تاریخی، صراحت و شفافیت نسل تازه است و روشنگری و این که «کمتر» نان به نرخ روز میخورند و «کمتر» استخوان لای زخم میگذارند!

من نیز با این که خود در کشاکش بین دو نسل انقلاب و پس از انقلاب سرگردان بوده ام، اما این خوشبختی را داشته ام که به ناکامیها و نادانیهای منجر به آن «خودسوزی دلسوز ملی» پی ببرم و شمعی فرا راه [دست کم] خودم بیافروزم که در وسوسه ی فریبکاری «روشنفکران دینی و لنینی و ملی/مذهبی» و در استمرار فریب ملت، دستی نداشته باشم.

چندی پیش گفتگویی با آقایی به نام محسن کدیور در نشریه ی آفتاب [1] چاپ شد که عمق کج فهمی و انسان ستیزی «روشنفکران دینی» ما را به نمایش میگذاشت [و میگذارد]. کدیور در این گفتگو مدعی است که «ارتباط جنسی با همجنس در همه ی ادیان ابراهیمی از جمله اسلام، بشدت تقبیح و تحریم شده است. قرآن كریم با شدیدترین لحن ممكن این رویه را تحت عنوان رویه ی قوم لوط مذمت كرده است. علمای اسلام [اعم از اهل سنت و شیعه] در ممنوعیت شرعی و «اشد مجازات همجنس بازان» همداستانند. رضایت طرفین در فعلی كه نهی موكد شرعی دارد، كارساز نیست. حرمت شرعی لواط و مساجقه و مجازات شدید ِ مرتكبین آنها از احكام ثابت و دائمی شرعی است. «روشنفكری دینی» در این مساله [همجنسگرایی] كه فاقد پشتوانه ی عقلائی است، با اسلام سنتی در حرمت شرعی و اصل مجازات [فارغ از نوع آن] برخوردی مشابه دارد…

و باز هم تاکید کرده است که «با صراحت میگویم که مسلمانی [اسلام و حکومت اسلامی] مطلقا همجنسگرائی را برنمیتابد و از تمامی طرق موجه برای «ریشه كن كردن این انحراف تأسف بار» از جوامع انسانی كوشش میكند…»    

ایشان همچنین گفته است که «ارتباط جنسی با جنس موافق «همجنس بازی» [بر اساس نوشته ی خود ایشان] در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و دو میثاق پیرو آن به رسمیت شناخته نشده است.»

بعد هم تاکید کرده است که «چون دفاع از حقوق دگرباشان در بیانیه ی جهانی حقوق بشر نیست» پس لابد «میتوان و باید» مثل آب خوردن [به گفته ی ایشان] «برای ریشه كن كردن این انحراف تأسف بار از جوامع انسانی كوشید» که نتیجه ی اش الزاما همان سنگسار و اعدام و کشتار و کت بسته از کوه پرتاب کردن است که در حکومت اسلام رحمانی این جنابان، تاکنون انجام شده و حتما و حتما تداوم خواهد داشت.

و باز به باور ایشان «اصولا همجنس بازی یا همجنسگرائی امری غیرعقلائی و غیرانسانی است و انحراف از مسیر صحیح بشری محسوب میشود.»

من میخواهم به عنوان یک شهروند ایرانی [که به اعتراف خود ایشان حق بازپرسی از رهبران سیاسی کشورم را دارم] از ایشان بپرسم که آیا هنوز هم پس از گذشت پنجسال از آن گفتگو ایشان به «اشد مجازات برای همجنسگرایان» باور دارد و یا تغییری در این باورش داده است؛ و اگر احیانا و «احتیاطا» تغییری در باورش پدید آمده، حکم «تغییر ناپذیر بودن اشد مجازات برای همجنسگرایان در دین ایشان» چه سرنوشتی پیدا میکند؟

ایشان در این گفتگو مدعی است که در بیانیه ی جهانی حقوق بشر، سخنی از حقوق شهروندی «همجنسگرایان» نیست و این را دلیلی بر انجام مجازاتهای اعدام و سنگسار و دست بسته از کوه پرتاب کردن از سوی حکومت اسلامی دانسته است. من از ایشان میپرسم که آیا جناب ایشان تمام «بیانیه ی جهانی حقوق بشر» را خوانده است و یا هرچه را دوست داشته، از آن بیانیه استخراج کرده است؟

آیا ایشان ندیده است که در این بیانیه همه ی انسانها از هر حیث، برابر و آزاد تعریف شده اند و هیچکس حق ندارد کسی را از حق اساسی و اولیه ی آزادی و حقوق شهروندی اش محروم کند؟

آیا ایشان ندیده و نخوانده است که بیانیه ی جهانی حقوق بشر اصرار به لغو حکم اعدام، حتی برای «آدمکشان و نسل کشان» دارد؟

شاید ایشان هم مثل آقای احمدی نژاد [که درسفری به ناف شیطان بزرگ «ناآگانه» ادعا کرد «ما در ایران همجنسگرا نداریم!»] «ناآگاهانه» پیش زمینه ی صدور حکم کشتار همجنسگرایان را از پیش، و پیش از رسیدن به قدرت صادر میکند، تا در فردای «ناممکن» رسیدن به قدرت، جای حرفی نباشد و درست مثل سلفش سید روح الله خمینی، کسی در مورد آزادی زنان و حقوق برابر انسانها از ایشان بازخواستی نکند؟!

دیگر این که آیا کشاندن پای باورمندان به دیگر ادیان به این «مضحکه» برای این نیست که ایشان «آگاهانه» روی دستاوردهای دوران رنسانس و روشنگری، خاک میپاشد و «جدا بودن دین از حکومت» را در دنیای مدرن نادیده میگیرد، تا بتواند از فالانژها و فناتیکهای آن ادیان، برای کشتار دگرباشان، دست مریزاد بگیرد؟

جالب این که همین جناب، در «ناآگاهی» و «بی اطلاعی» از شعارها و خواستهای کلیدی ملت ایران [برای سرنگونی کلیت نظام اسلامی] همچنان «ناآگانه» در رسانه ی پر بیننده ی «صدای امریکا» شعار همیشه تاکید شده ی «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را با شعار من درآوردی «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران» جانشین میکند، تا بتواند به جنگ خواست کلیدی ایرانیان برای عبور از درون حاکمیت [جناحهای حافظ نظام اسلامی] برود.

من اما اساسا حکومت کهریزکی اسلامی را محصول، کارنامه و دستاورد فرهنگ دیکتاتور پرور، ضد زن، ضد دگرباشان و ضد دگراندیشان جامعه مان میدانم که توانسته است محل تخم ریزی مردارخواران آدمکشی همچون سید روح الله خمینی باشد و البته تداوم این کشتارها و تجاوزها  در «گفتار و کردار» کسانی از سنخ محسن کدیور…

به همین بهانه و در پی «حکم حذف فیزیکی همجنسگرایان» و «اشد مجازات برای دگرباشان» از سوی ایشان، آن هم از ناف «امریکای جهانخوار و شیطان بزرگ» که سالهاست به ایشان ماوا، پناه، کار و همه ی اسباب انتشار افکار و باورهایش را داده است، خواستم با همراهی آنانی که  دوست دارند، موضوع تجاوزی را که روزمره به حقوق هم میهنان دگرباشمان میرود، را روی میز بیاورم و به مجامع خبری و حقوق بشری بکشانم.

برای اعتراض به این دریافت ضد حقوق بشری و ضد انسانی آنانی که عموما کباده کش «روشنفکری دینی» هم هستند، من در صفحه ی فیسبوکم و در وبسایتم، پیشنهاد تشکیل کمپینی با عنوان «من یک همجنسگرا هستم» را دادم و از هم میهنان خواستم مرا در این راه یاری کنند.

با این پیشنهاد خواسته ام یکی از نقاط تاریک جامعه مان را [در آلودگی با فرهنگ اسلامی] زیر نورافکن بگیرم و بپرسم که چرا این روشنفکران، «دگرباشان» را در حیطه ی گرایش جنسیشان به رسمیت نمیشناسند و برای ایشان حکم اعدام و سنگسار و پرتاب از کوه [آن هم دست بسته] صادر میکنند؟

کمپین تازه تاسیس «من یک همجنسگرا هستم» تنها «شمعی است در راه» که میکوشد و میخواهد قدمی باشد در راه گشودن باب حقوق شهروندی برای همه ی ایرانیان، فارغ از هر نوع جنسیت و قومیت و عقیده و نژاد و[همچنانکه از نامش پیداست] هرگونه دست درازی به حیطه ی ممنوعه ی زندگی شخصی و جنسی شهروندانی که همیشه محل دخالت و فضولی و دست درازی و دست اندازی دیگران بوده است.

از همه ی دوستان و پشتیبانان میخواهم که برای این کمپین در رسانه ها، جریانهای حقوق بشری و فمینیستی، تبلیغ کرده، و کمپین «من یک همجنسگرا هستم» را به سمبلی برای دفاع از تمام حقوق فردی، اجتماعی و شهروندی هموطنانمان تبدیل کنند؛ حقوقی که چند دهه است توسط حکومت کهریزکی اسلامی و «حافظان آن نظام» به تاراج میرود!  

در پرانتز بنویسم که این کمپین متعلق به همه ی آنانی است که به حقوق برابر انسانها باور دارند و ایران را مدرن و متمدن و بیرون از دعواهای درون جناحی حاکمیت ضد بشر و ضد حقوق شهروندی تعریف میکنند. این کمپین از آن ِ انسانهای آزاده ای است که «روشنفکری» شان اسباب نام و نان نیست و به راستی درد حقوق بشر و حقوق برابر انسانها را دارند. کمپین «من یک همجنسگرا هستم» به زندگی شخصی و جنسی هیچکس کاری ندارد و آن را مساله ای کاملا فردی، شخصی و خصوصی میداند. «کمپین» متعلق به همه ی ایرانیان است؛ چه همجنسگرا باشند و چه نباشند. حقوق برابر شهروندی مرز نمیشناسد.

برای این که اشتباهی پیش نیاید، تاکید میکنم که پشتیبانان این کمپین و شخص من «پدوفیلیسم» و «بچه بازی» و «سوء استفاده ی جنسی از کودکان» را از مصادیق «جنایت» میشناسیم و پدوفیلها را «مجرم» و پدوفیلیسم را محکوم و از موارد «تجاوز به حقوق کودکان» ارزیابی میکنیم.

دیگر این که نامهای مستعار، یا از درون کشورند، یا نام دوستان «همجنسگرا»یی که دوست ندارند با نام حقیقیشان پشتیبان کمپین باشند که البته قابل فهم است. ما قرار نداریم با راه انداختن این کمپین، برای پشتیبانان کمپین مشکل ایجاد کنیم و جانشان را به خطر بیاندازیم.

من و دوستانم، تنها با این دستاویز از این کمپین پشتیبانی میکنیم که زندگی بهتری را برای هم میهنانمان در چشم انداز داریم.

به امید روزهایی انسانی تر و مدرن تر برای همه ی کشورهای عقبمانده و به ویژه ایران عزیزمان!

این هم لیست «پشتیبانان کمپین من یک همجنسگرا هستم» تا امروز چهارشنبه 17 فروردینماه 1390 و ششم آوریل 2011 میلادی…

گلچهره آزاد/مهران مکی/آدونیا ایرانی/جارام پهلوی/بهرام چوبینه/محترم مومنی روحی/حمیرا تهرانی/فرخ شوشی/ایراندخت سلیمی/کوشان ماد/ ستاره ی ما هستیم/نادر گلپا/احسان احمدی نژاد/سوگل آیرم/سرباز وطن/مریم مارتینک/ایرانی آزاد/ارژنگ پهلوی/کیا عطری/شاهرخ بینیاز/سیاوش لشکری/کاظم ملک/محمد بچه باز[این نام اعتراضی به پدوفیلیسم یکی از «مقدسین» است]/هوشیار اسماعیلی/علی افضل/کاوه آهنگر/مهناز گیلدانیان/هومن خرمشاه/مهرداد شاهقلی/خیام پرشین/فرهاد کهندانی/کورش کبیر/کورش ایراندوست/همایون خرمدین/مای آدرز/شهرام سفری/آزاده پارسی/خبرگزاری پارس دیلی نیوز/ترمه کاز/ریحانه ریحانی/ابی پاد/نگار.ام/حمیرا تهرانی/سارا شمس/کتی سنگانی/ماندانا شایگان نورزاد/فرناز میرشکار/واهیک باغومیان/آزادیخواه/کورش ایران دوست/مهتاب/آرش ایراندوست/دنیا خلف زاد/آناهیتا کوهان/کیوان کیانی/شکوه میرزادگی/داریوش بزرگ/آزیتا قبادی/مارتیک/فرح صانعی/آفاق ایزد/مدوسا چاتونیک/مهتاب وفایی/آنیتا مرادی/مزدک کاسپین/ویگن خانیان/سعید فرصت/لیلا جمشیدی وند/پروین ایراندوست/نوشین پارسی/آزادی خواه/مهناز گنجعلی/هاملت آرم/شاهین خدام/شبیه خودم/نادر احسان/رمام رها/نیوتیش منافی/افشین ایرانمنش/مهدی سهرابی/شهرام صفری/مژده حیدری/گردآفرید پارسه/منیرا واحدی/آبا جیار/حجت افسرده/پری آریایی/ارس .ر. ایرانی/آنتونیا برئبار/آرزو ایربانی/ایرنه حمیرا/ویکتوریا آزاد/آهن آزاد/کورش خلیج فارس/بهییه جیلانی/بهار نارنجی/محمد ملوان/سارا چشمیشی/آریا تخانی/آوا ایرانی/مهناز گیدانیان/رها.م./آرشیا بهادر/رضا از لرستان/شروین آزاد/مانی بهروز/شروین دریادار/خبرگزاری دگرباشان ایران/محبوبه یکتا/فرح سنایی/مژده حیدری/شهرام صفری/آنتونیا بردبار/پری آریایی/علی افضل/کوشان ماد/مهرداد هدایتی/رویا نجات/مهدی سهرابی/نیوتیش منافی/زهرا نجات/کورش خلیج فارس/اونیک دژاوو/آزاده پارسی/ایراندخت سلیمی/فریده تنها/حجت افسرده/فرح سنایی/محبوبه یکتا/آرتا پارسیان/پروین ایراندوست/هایده رئیس زاده/ساقی قهرمان/آهو آل آقا/صدرا اعتمادی/نسیم/صالح شریفی/تیرداد ما هستیم/شری بوور/سیما اشرفی نیا/مانی زانیار/رویا نژاد/عادل همدانیان/دان بهرامی/مو آلف/مهرداد سرهنگی/گیتی بهی/جلوه قاجار/روژین.م./رامتین زیگورات/مهدیس ایرانی/شورش مرادی/تورج آزاد/کیانا پرشین/ایمان شیرعلی/پری آریایی

1 – پرسش و پاسخ حقوق بشر و روشنفکر دینی/وبسایت آفتاب

نادره افشاری

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: