Skip to content

گذر

2011/04/10
by

( سه فروردين )
مسدوميدم
خب يعنی خوردم زمين و كمی زخمی شدم 
كف دست و زانو و ناخن يكی از انگشت ها كه چيزی نيست!
در كل ميشه گفت خيلی اتفاق عجيب و غريبی نبود
نه درد آنچنانی و نه زخم های خيلی فجيع 
اما همين كه نخوايی مقاومت كنی اين ميشه كه خودت رو وسط يه درمانگاه زير سرم و اكسيژن پيدا می كنی در حالی كه چشم هایی دوست داشتنی نگران مراقبتت ميكنه.

از لوس! بودنم اينكه فقط سعی می كردم جيغ نكشم اما تو اون حال تمام مدت دلم می خواست داد بزنم كه نمی خوام پسر باشم، پسر نيستم، مردشور ببره اين جنسيت رو …
چقدر دلم ميخواست يه دل سير جيغ بزنم، اما …

8 دیدگاه leave one →
  1. وحيد permalink
    2011/04/10 02:49

    يعني آدم حاضره بعضي وقتا همه چيزشو بده فقط واسه تماشاي چشمايي كه دوستشون داره
    رضا با موتور خوردي زمين اينجوري زخمي شدي؟!

    • 2011/04/10 13:54

      نه بابا
      داشتم راست راست راه ميرفتم يه لحظه برگشتم و جلوم رو نيگا نكردم اينطوري شد
      به قول يكي از دوستان بد كولي بازي در اوردم

  2. 2011/04/10 14:09

    خوشحالم که بخیر گذشت..
    ..منم یه بار اینجور شد..البته شانس آوردم کیا دستمو گرفت..

    یوسف

  3. 2011/04/10 15:12

    ای ول هنوز هیچی نشده شدم دوستان!
    در کل من بهت گفتم که زمین خوردنت تقصیر من و جوجو بود.

    • 2011/04/11 00:28

      دوستان
      كسان
      و كلي واژه ديگه كه ازم شنيدي
      پشت همشون مفهوم خودتي.

  4. 2011/04/10 16:35

    پس دلیل بروزنکردن وبلاگت توی این چند وقت همین بود…نه؟

    • 2011/04/11 00:26

      يكيش هم اين بود

  5. 2011/04/11 01:14

    کس و دوست دوتاست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: