Skip to content

دوموزی: Do gays have a choice? 2

2011/04/15
by

پيوند به منبع

پیش نوشت: اول بگم که من بر خلاف خیلی از دوستان تفاوتی بین همجنسبازی و همجنسگرایی قائلم و صرفا کلمه ی همجنسگرایی رو تنها معنای هوموسکسوالیته میدونم। چون در زبان های خارجی فقط یک لغت دراین مورد داریم دلیل بر مترادف بودن این لغت ها هم تو زبان فارسی نمیشه. بین همجنسبازی و همجنسگرایی زمین تا زیرزمین فاصله س. ولی جایی که منظور جفت این کلمات باشه، من از همجنسگرایی استفاده میکنم.

قبل از شروع قرن بيستم و به طور اخص نيمه دوم قرن بيستم، ديدگاه مردم نسبت به رفتارها و روابط جنسي يك ديد فرازميني بود. بنابراين رفتارها و روابط جنسي به دو دسته "حلال" و "حرام" طبقه بندی می شد. ولی با ارائه نظريات فرويد به ناگاه نگرش مردم نسبت به رفتارهاي جنسي به يك رويكرد زميني تبديل شد. در اين زمان برخلاف قبل كه رفتارهای جنسی كاملا به "اراده" قابل كنترل فرد نسبت داده شده و از اين لحاظ شامل ثواب و عِقاب بود، رفتارهاي فرد به علل و فرايندهاي "غيرارادی" و خارج از كنترلی نسبت داده مي شد كه تعزير و عقوبت در آن بی معنا می نمود. با اين تغيير نگرش، گرايش های جنسی در اقليت، چون همجنسگرايی به ناگاه از يك "جرم قابل تعزير" به يك "بيماری قابل درمان" (لااقل به لحاظ نظری) تغيير ماهيت دادند. از لحاظ تاريخی نحوه برخورد انسان با پديده همجنسگرايي و البته بیشترهمجنسبازي در جوامع مختلف يكسان نبوده است. در يك زمان و يك مكان همجنسگرايی يك رفتارجنسي كاملا معمولی تلقی مي شده و در جا و زمان ديگری به عنوان يك جنايت مستوجب حكم مرگ بوده است. شايد يكی از بارزترين جوامعی كه از همجنسگرايی استقبال شايان توجه ای كرد، رم و يونان قديم بود. در دولت-شهرهای يونان قديم همجنسگرايی زن و مرد يك نوع رفتار معمول در تشكل های نظامي، مذهبی يا گروه های آموزشی به شمار می رفته است. سربازان و جنگجويان با برقراری و حفظ روابط جنسی با يك سرباز و جنگجوی ديگر تبديل به زوج جنگاورانی می شدند كه در ميادين نبرد از يكديگر پشتيبانی می كردند و از آنها با صفت "بهترين عاشقان" يا "The best lovers" ياد مي شد (در يك نما از فيلم اسپارتاكوس هم رابطه بين فرمانده و مرد آوازه خوان به همين امر اشاره دارد). البته اين روابط معمولا تاثير قابل توجهی در روابط جنسی و ازدواج معمولی آنها با جنس مخالف نداشته است. در اجتماع امروز امريكا (و شايد اروپا) هم اينطور نيست كه اقليت های جنسی تحت فشار قرار نداشته باشند. برخلاف جوامع شرقی و حتی خود ما كه به طور معمول در اين زمينه چندان كنكاش نمی كنيم، يكی از مسائل مهم برای بسياری از گروه ها و تشكل ها در امريكا تعيين گرايش جنسی اعضا است. چيزی شبيه به نام و نام خانوادگی. يعنی به مجرد حضور در چنين گروه هايی يكی از اولين مسائلی كه سوال می شود تعيين گرايش جنسی است. تعيين گرايش جنسی يكی از شرايط حضور (يا عدم حضور) در تشكل های نظامي (هرچند اخيرا همجنسگرايی ظاهرا از موارد منع شركت در ارتش حذف شده است)، مذهبی (كليسای كاتوليك)، آموزشی (Boy scouts of America)، و برخی گروه های غيردولتی است. درصورت الصاق برچسب همجنسگرايی به اعضا، هميشه قوانينی برای برخورد با آنها وجود دارد كه بيش تر در جهت به حاشيه راندن يا بيرون كردن چنين اعضايی است. عموم جامعه دركی از مفهوم گسترده گرايش جنسی ندارند. اينكه گرايش به همجنس در تمام افراد جامعه می تواند به درجات مختلف وجود داشته باشد بی معناست و بنابراين كوچك ترين رفتاری كه نشانه گرايش به همجنس باشد به معنای همجنسگرايی مطلق فرد تصور می شود. (اين نوع برخورد را میتوان در فيلم زيبايی امريكايی American Beauty درصحنه ای كه يك ژنرال بازنشسته به همجنسگرايی پسرش شديدا مشكوك است مشاهده كرد). در واقع شايد بتوان گفت اين ديدگاه (سياه و سفيد ديدن افراد) در جامعه امريكا بديع و كم سابقه هم نيست و ريشه در ديدگاه های نژادپرستانه آنها دارد. خيلی ها در امريكا عادت دارند مردم را يا سپيدپوست (از نژاد برتر) يا رنگين پوست (از نژاد پست تر) بدانند. حتي افرادی كه بسياری از نزديكانشان سپيدپوست است هم رنگين پوست به شمار می روند. برخلاف تصور برخی، هموفوبيا يا آزار همجنسگرايان مخصوص به كشورهای اسلامي يا ايران نيست. مطابق بررسی ها در ايالات متحده، همجنسگرايان بيشتر از افراد ديگر در معرض خشونت های اجتماعي قرار دارند كه اغلب به صورت حملات منجر به ضرب و جرح (hate crime) يا حتی قتل (يكی از پر سر و صداترين موارد آن قتل يك مرد جوان همجنسگرا در ايالت مونتانا در 1998 ميلادی، و خودکشی های سریالی چند وقت اخیر بود) بروز می كند. به هرحال نبايد فراموش كرد كه ايالات متحده يكی از مذهبی ترين كشورها محسوب می شود و در واقع جورج بوش (پسر) با وجود ممانعت سنا در سال 2004 يك بار ديگر قول داد كه تلاش خود را برای ممانعت از ازدواج رسمی همجنسگراها ادامه خواهد داد. البته اين برخوردها با گذشت زمان و با توسعه فعالين اين اقليت ها تعديل شده است. شايد ذكر نمونه ای به متنوع كردن فضای اين بخش بيافزايد:
در سال 1982 پليس آتلانتا (مركز ايالت جورجيا) اقدام به دستگيری مایکل اردویک Michael Ardwick -يك كافه چي همجنسگرا- حين نزديكی توافقی با مرد ديگری در اتاق خواب خصوصی وی در منزلش می كند. در آن زمان مطابق قوانين اين ايالت اين امر "لواط" محسوب می شد كه می توانست منجر به محكوميت 20 سال زندان متهم در دادگاه شود. هرچند بعد اتهامات عليه وی پس گرفته شد اما وی با استناد به بند 14 قانون اساسی امريكا به خاطر شكسته شدن حريم خصوصی اش اقدام به شكايت عليه دادستان كرد. در 1986 دادگاه عالی ايالات متحده با اكثريت ضعيف 5 به 4 شكايت وی را با ذكر اينكه اين قانون مربوط به حريم روابط جنسي طبيعی بين زن و مرد است نه رابطه دو همجنسباز رد كرد. قاضي هری بلكمن Harry Blackman با رد اين نظر، اظهار داشت كه اين قانون مربوط به طبيعی ترين و محترم ترين حقوق انسان های متمدن يعني حق "آرامش دور از حضور ديگران" است!

در مورد همجنسگرايی در حيوانات و اين كه چه معنايی می تواند داشته باشد و از آن چه برداشتی می توان داشت صحبت زياد است كه قبلا به آن پرداخته شده و در اینجا این سوال را پیش می آورد که آيا همجنسگرايی ناشی ازعوامل ژنتيك است؟

در مورد عوامل و فرايندهای زيستی كه احتمالا می تواند در گرايش جنسي انسان تاثيرگذار باشد اطلاعات زيادی در دست نيست. عواملی مانند تاثيرات هورمونی، مواد و واسطه های شيميايی، فرمون ها (محرك های جنسی بويايی در موجودات)، واكنش های سيستم ايمني و خوب عوامل وراثتی. در مورد عوامل ژنتيك بايد گفت هرچند (همچون بسياری از پديده های انسانی) نقش ژن ها در بروز گرايش های نامعمول را نبايد از نظر دور داشت، هنوز شواهد قاطعی به نفع چنين نظريه هايی به دست نيامده است. در بررسي دکتر پیار Dr.Pillard در 1996 (با استفاده از رسم شجره نامه افراد، بررسی بر روی دو قلوها، فرزند خوانده ها، بررسی ژنتيك مولكولی) هيچ الگوی وراثتی مشخصی در انتقال ارثی اين گرايش ها مشاهده نشد. اما مطالعات بعدی احتمالات خاصي را مطرح كرد. مطالعه روی دوقلوها يكی از شايع ترين روش های بررسی تاثير عوامل ژنتيك در بروز پديده های انسانی است. يكی از ابتدايی ترين اين بررسی ها بر روی دوقلوها توسط دكتر ارنست کالمن Ernest Kallman انجام شده است. بر طبق گزارش های وی، ميزان همزمانی همجنسگرايی در قل بعدی در دوقلوهای تك تخمی را 100% و در دوقلوهای دوتخمی (يا دو برادر معمولی) را 12% ذكر كرد. هرچند بعدا به روش جمع آوری و پردازش اطلاعات وی ايراد وارد شد، اين بررسی مقدمه ای شد برای تحقيقات بعدی در اين زمينه توسط ديگر محققين. بررسی مهم بعدی توسط دو نفر به نام های ریشار پیار و مایکل بیلی J. Michael Bailey & Richard Pillard نيز به همين ترتيب بر روی دوقلوها انجام شد. مطابق بررسی های آنها 52% از دوقلوهای همسان هردو خود را همجنسگرا می دانستند، در حاليكه 22% از دوقلوهای غيرهمسان و 5% از دوبرادر غيرهمخون (دو برادری كه يكی فرزند خوانده خانواده بوده است) را تشكيل می داد. تكرار اين بررسی هم به نتيجه مشابهی منجر شد و در كل نشان می داد كه عوامل ژنتيك نقش مهمی در بروز گرايش های جنسی به همجنس داشته است. در مطالعه ديگری هم نتايج مشابهی در مورد زنان گزارش شد. يكی از محققينی كه در اين زمينه كار می كرد دین همر Dean Hamer بود. او با بررسی شجره نامه مردان همجنسگرا احتمال داد كه ژن مربوطه يك "ژن وابسته به كروموزوم X " است. برای بررسی اين فرضيه او به جمع آوری 40 نمونه مختلف DNA از مردان همجنسگرا دست زد و آنها را مورد آزمايش ژنتيك قرارداد. او به اين نتيجه رسيد كه احتمال همزماني 5 ژن متفاوت روي يك بخش از كروموزوم ايكس به نام xq28 بيش از حد عادی است (از لحاظ آماری احتمال حضوری تصادفي اين 5 ژن در اين نقطه 1 در 100،000 است). به اين ترتيب طی اين بررسی شايعه وجود "ژن همجنسگرايی" قوت گرفت. پذيرش اين فرضيه به اين معني است كه اگر اين ژن از طريق كروموزوم های X مادر منتقل شود تنها پسرانی كه دريافت كننده اين ژن مادری هستند صفت همجنسگرايی را از خود نشان می دهند. فرزندان دختر حامل اين ژن به صورت مغلوب بوده و بدون نشان دادن تظاهرات همجنسگرايی آن را به پسران نسل بعد از خود منتقل می كنند. البته در مقابل اين فرضيه ها جامعه شناسان و رفتارگرايان همچنان بر نقش مهم عوامل محيطی، نوع رفتارهای والدين و ارتباطاتی كه كودكی در بچگی با اطرافيان خود داشته است تاكيد می كنند.

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: