Skip to content

سیالیت؟ یا امپراتوری پوزیشن های جنسی؟!

2011/04/21
by

پیوند به منبع

امروز پای صحبت یکی از کافه نشینا نشسته بودم که این مطلب رو گفت البته تو کافه نبودیم ، توی فیس بوک بودیم ….

مسعود عزیز ممنون بخاطر اجازه برای گذاشتن این مطلب توی کافه

ل والری،مثال آدم هایی را می زند که در تصادف جان خود را از دست می دهند،چون نخواسته اند چتر یا کیفشان زیر ماشین برود.!؛
رولان بارت که خود از پیشگامان نظریه های همجنس خواهانه است، تعبیری جنسی ازجمله ی والری به دست می دهد که «چه بسیار سوژه هایی که برای حفظ گرایش جنسی واقعی خود سرکوب، پراکنده و کور می شوند؛چون نمی خواهند که از یک کلیشه دست بکشند».
حرف روشن البته این است که: از سرماهای فلج کننده ی تاریخ و روزگار منجمد مابعید نیست که بسیاری پالتوهای اوهام را بپوشند تا از گزشِ نیش عقرب جرار فرهنگ رسوبی شان در مغاک یک مارک و لیبل ویژه سنگواره گردند و امکان بازیابی و آپدیت و تاراندن کرختی از رگ های یخ زده ای که جز چند قطره خون در آن نمانده است را از خود سلب نمایند.
مثلا پوزیشن بات، که برای یک مرد فوبیا های فراوانی با چگالی های بالا از ارزیابی احساس های کودکانه اش را رقم می زند؛ در زیر فشار جامعه ی هترو محور و مردسالار، به گونه ای آزار دهنده می شود که هر گونه خاستگاه کژدیسگی جسم وی را منطقا بی پاسخ می گذارد.
چرا؟!
چون مفروضات مشترک و دست به دست شده ی یک نسل او را نه متقاعد بلکه منهزم ساخته اند که مردانه گی و فضیلت هایش که از تجزیه و به خوانش تن دادن هم ابا دارند؛ نه فقط تصویر عینی انسان کامل، بلکه با پشتیبانی پارادایم مذهب مسلط تصویر فاعلیت مطلق خداوندی نیز هست چرا که خالق، صانع و واحد همه حکایت از فاعلیت جنسی و وحدانیت جبری احساس تاپ بودن دارند و احساس های خام یک جسم را از حوزه های پراکنده ی{حوزه ی دهانی و مقعدی و آلتی} نیاز های شهوانی خویش به قناره و صلابه می کشند.
در این میان ساتور ژانر و مد و کارکترهای مسلط اجتماع نیز به نوعی دیگر فقرات این احساس گرد گرفته را منکسر می سازند؛
آنجا که دروازه بانی گل می خورد یا پهلوی پهلوانی با زمین آشنا می شود کدامین یک از طیف های اقلیت جنسی هستند که موج های فراوان تحقیر و واپس زدگی را باید پذیرا باشند؟!؟پدیدارهایی که همه بیان نادرست و ارزشگذاری بی مقیاس انسانی ای هستند که به سمت حوزه ی واقعیت مردانه گی های به غایت متناقض اما به همین دلیل نیرومند چرخش داده شده اند.
جدای از ترانس ها که با اختلال هویت جنسی خود مواجهند، می توان باور کرد که مدل درجات هفتگانه ی داوکینزی، همخوانی بیشتری نسبت به سیالیت و ژله ای وار بودن پوزیشن ها جنسی القاء می کنند،جدای از ورستایل ها که سیالیت شان مسجل تر است تاپ ها نیز به استرئیت ها و بات ها نیز به ترانس ها نزدیک تر و شبیه تر تعریف می شوند.
اما گسست و فاصله گیری از امپراتوری نامتعادلی که پیش فرض عقلانیت یک ماتریکس جنسی است زهره ی شیر طلب می کند.
چرا که در مواجهه با تاریخ و مذهبی که همه ی معادلات ارتباطیش رندانه و شوخ محورانه و بسا با لودگی رقم می خورد؛و افق نگاه ها از اکثریت به اقلیت پیوسته عمودی توزیع شده است؛ چگونه می توان گسل های درونی خویش را از مرز کلیشه های صلب و سخت عبور داد وساحت سیالیت های غیر ویرانگر را به تجربت گرفت.

این تبیین گرچه در گستره ی همه ی گرایش های جنسی تعمیم پذیر نیست اما در خصوص پوزیشن های سکس، چه بسا در گردونه ی حقیقت های ضروری تجربی قابل بازبینی و تعریف خواستگاه های مجدد و کمرنگ تر شدن مرزهای کلیشه ای بتواند واقع شود
و حدیث تلخ کامی های کهنه را در مایه ای نو ترجیع و غنا بخشد. …..؛

One Comment leave one →
  1. sasa permalink
    2011/04/22 01:26

    salam man ye lesbian hastam ba gfam donbale doste les va gay hastim kasai mesle khodemon ke betonim bahashon rahat sohbat konim khoshhal mishim ashna shim, id man saahaarrr hastesh montazere javabetonam tanx bye

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: