Skip to content

EraZer Head: کاش یک لزبین بودم

2011/05/13
tags:
by

stop01

پیوند به منبع

تو وظیفه داری به هم احساس هایت بچسبی. منظور از هم احساس در اینجا همان اصطلاح پروانه ای و مامانی «رنگین کمانی» است. رنگین کمانی به طور خلاصه می شود کسانی که کون می دهند و کسانی که کون می کنند. این وجه مشترک ماست. این نخ اسرار آمیزی است که همه ی ما را به هم دوخته. این رمز وحدت ماست. این از ما یک جامعه ساخته. جامعه ی دگرباشان جنسی ایران. ما جامعه ی دهندگان و کنندگان ایرانیم. ما باید دور هم جمع بشویم، مهمانی برویم، و جایگاه های خالی از پیش تعیین شده مان را پر کنیم.

جایگاه رقصنده: کسی که وسط جمع می رقصد و شلنگ تخته می اندازد تا دیده و پسندیده شود.

جایگاه ملکه: کسی که یک گوشه می نشیند، اخم می زند، لب هایش را غنچه می کند و خودش را می گیرد تا دیده و پسندیده شود.

جایگاه متفکر: کسی که با افراد مختلف وارد بحث شده و هر گوشه ی مهمانی درباره ی مفاهیم عمیق فلسفی و سیاسی و اجتماعی و غیره اظهار فضل می کند تا دیده و پسندیده شود.

جایگاه تاپ: کسی که «مرد» است. کسی که نمی دهد چون مردانگی در سوراخ کونش گیر کرده و می ترسد ناگهان خدای ناکرده چینی مردانگی اش لب پر شود. کسی که احتمالاً بدنسازی می کند و گشاد گشاد راه می رود تا دیده و پسندیده شود.

جایگاه بات: کسی که ظریف است. کسی که زیباست. کسی که می دهد چون اصولاً باید بدهد. کسی که وظیفه اش ارضای شماست. کسی که تا حدی آرایش می کند و عشوه می آید تا دیده و پسندیده شود.

جایگاه های بی شمار دیگری هم هستند که همه یک هدف دارند: دیده و پسندیده شدن. این جامعه متعلق به توست. این اقلیت متعلق به توست. کون دادن و کون کردن صفت ممیزه ای است که سرجهازی اش می شود عضویت در این اجتماع. اجتماعی که بزرگترین فضیلت هایش عبارتند از: زیبایی چشم و ابرو، برجستگی بازو و سینه، و سایز آلت تناسلی. تو وظیفه داری با زبان و در قالب کلمات شورانگیز به بودن در این جامعه افتخار کنی و در دلت بابت «رنگین کمانی» بودن شرمگین و عاصی باشی. تو وظیفه داری فحش ها را بشنوی و لبخند بزنی. تو وظیفه داری همیشه در جایگاه متهم بنشینی و با بردباری و لبخند از خودت در مقابل جامعه، دوستان، و خوانندگان وبلاگت رفع اتهام کنی. تو اجازه نداری فریاد بزنی. اجازه نداری توهین کنی. اجازه نداری خشمگین باشی. اجازه نداری خودزنی کنی. ما باید در کنار هم باشیم. ما باید به هم بچسبیم و همدیگر را در آغوش بگیریم. همان طور که لرها به هم می چسبند و ترک ها به هم می چسبند و کردها به هم می چسبند. همان طور که زرتشتیان مقیم مرکز به هم می چسبند. همان طور که پنگوئن ها در قطب جنوب به هم می چسبند. دردهای ما مشترک است. نیازهای ما مشترک است. خاستگاه فرهنگی ما مشترک است. نظام فکری ما مشترک است. ما اصلاً همه یک نفر هستیم که به طور انبوه میتوز شده ایم.

باز که غرغر می کنی. چرا این قدر نظر داری؟ چرا با همه چیز مخالفی؟ گاهی فقط سرت را تکان بده و لبخند بزن. این قدر اظهار نظر نکن. کسی علامه های دهر را دوست ندارد. همه دوست دارند دیگران مثل خودشان باشند. الکی خوش. بی سواد. سطحی نگر. چرا می خواهی تاپ ها را بکنی؟ چرا می خواهی به بات ها بدهی؟ چرا استریت ها را پسند می کنی؟ چرا برای خودت ارزش قائل نیستی؟ چرا این قدر مغروری؟ چرا به همه نه می گویی؟ چرا تا پسر سمتت می آید لب ور می چینی؟ گی ها احمقند؟ استریت ها بی شعورند؟ منتظری پسر شاه پریان با اسب سفید دنبالت بیاید؟ نکند خیال کردی خودت خیلی تیکه ای؟ خب چشم هایت را باز کن. شاهزاده ای در کار نیست. همین خودمان کونی ها و کون کن ها هستیم. از بین همین شازده ها یکی را پسند کن و استارت پروسه ی بی افی های دو ماهه را بزن. از همین «دوشتت دارم عژیژم» و «قلبونت بلم» و اس ام اس بازی های ساعت 2 صبحی. این طوری یکی هست که داخل خیابان دستش را بگیری و با هم بروید تیراژه. این طوری یکی هست که داخل مهمانی موقع رقص خودت را بهش بمالی و جلو دیگران ادای زوج های شاد و عاشق را در بیاورید. خدا را چه دیدی، پس فردا هم یک کیس بهتر برایت پیدا می شود.

اصلاً حالا که این طور شد لازم نکرده کسی را پسند کنی. تو وظیفه داری به هر کس که تو را پسندید بله بگویی. یالا. به من بله بگو. اگر بگویی نه، یعنی آدم خودخواهی هستی، چون آدم های زیبا خودخواهند. آدم های زیبا باید از خود گذشته باشند. مثل سیندرلا. تو باید هر وقت مرد شصت ساله ای پسندت کرد و چشم هایش را که مثل کارتون های ژاپنی دو دو می زنند به تو دوخت و گفت «دوستت دارم»، لبخند بزنی و بگویی «من هم همین طور عزیزم». چون تو همیشه جوان و زیبا نمی مانی و آن پیرمرد هم زمانی جوان و زیبا بوده (لابد!) و این استدلالی است به قدرت بیگ بنگ. بزرگوار باش. رحیم باش. مادر ترزا باش. تو وظیفه داری که مثل چینی بند زن، تکه های خرد و خاکشیر شده ی روحیه و اعتماد بنفس دیگران را به هم بچسبانی. وظیفه ی تو صدقه و خیرات است. وظیفه ی تو این است که حتی اگر بهت تجاوز هم شد جیکت در نیاید و لبخند بزنی. لبخند مهم است. این مهم نیست که خودت این وسط خرد بشوی و تکه های روح و شخصیتت همه جای زمین پخش بشوند. چون انسان زیبا برای دادن ساخته شده. انسان زیبا برای ساپورت جسمی و روانی دیگران ساخته شده. انسان زیبا برای اعمال خیریه ی عام المنفعه ساخته شده. انسان زیبا اصالت وجودی ندارد. انسان زیبا اصلاً انسان نیست. حرف نزن. لبخند بزن و بگو بسم الله.

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: