Skip to content

نادیده گرفته شده!

2011/06/06

بعد از انتشار دو! کلمه به اصطلاح تند از من دوستان تذکراتی داشتن، قبول، و پوزش من رو امیدوارم پذیرا باشید،
این دشمنی نیست
فقط گاهی باید جایی که دست هایی روی گوش ها گذاشته شده تا برخی صداها نادیده گرفته بشه و نشنیده، کوتاه دادی هم زد
این روزها داریم یک به یک نقد ها رو از همین پایگاه پسر دنبال می کنیم و بیانیه ها همینجا خوندنی هستن و خواهند بود اما نیم نگاهی هم به جملات زیر شاید برای برخی دوستان خالی از لطف نباشه( این هم لینک منبع این جملات! ):

مرداد ماه، زيباست، گرم است و مهربان و ما مي خواستيم روزي كه براي خودمان انتخاب مي كنيم، گرم باشد و زيبا و مهربان.

يكي از همين روزهای گرم تابستان از خانه هامان بيرون مي آييم، با لباس هاي رنگ به رنگ، با لب هاي پر از خنده و شادي. و به همدیگر خواهیم گفت : ما توانستيم.

دوست داریم مهر ورزي را، نگاه را و احترام را یاد بگیریم و یاد بدهیم

ما در یک توافق همگانی در رعایت انسان و ضرورت احترام، دنياي بهتري خواهیم ساخت.

درخواست ما و پیشنهاد ما این است که تمام جامعه‌ی اقلیت‌های جنسی صاحب این روز باشد و هر کس و هر گروهی بنا به خواست و سلیقه‌ی خود برای این روز برنامه‌ریزی کند و طرح کار بریزد.
هر کس آنگونه که می پسندد و لازم می داند.

5 دیدگاه leave one →
  1. 2011/06/07 09:16

    «قلم هایی که جو زده دارن برای خودی نشون دادن امیدها رو از بین می برن.»
    «یه عده جوگیر چرت و پرت نوشتن تو عصبی نشو»
    «چرت و پرت نوشتن به بهانه ی اعتراض، بله. جوگیر شدنه.»
    فکر می کنم این جملات و برخی جملات زیای دیگه اندر حکایت منو ساطورم نوشته شده .. غریبه هستم ، ساطورمو گذاشتم توی وبلاگم و خودم اومدم اینجا ..
    از توهین های دوستان ناراحت نشدم ، فقط یاد یه حکایت از مسیح افتادم ، نمی گم چی بود چون می دونم جو داغون تر می کنه .. پس تا اینجاش بیخیال ..
    از حرفهایی که در مورد من زده شده فاکتور میگیرم ، اما خارج از اون اصلن انتظار چنین ادبیاتی رو از دوستان نداشتم .. تقریبن یه چیزی در حد ناامیدیه کامل بود برام ..
    خواستم جواب تمام کامنتهایی که گذاشته شده رو بدم ، اما باز هم بیخال شدم و از اونها هم می گذرم و فقط جواب شما دو تا دوست عزیز (نارک و رضا) رو میدم ..
    نارک عزیز به من خرده گرفته که چرا مدام مخالفت می کنم و راهکاری نمی دم ، چشم ، راهاکر من چیزی که توی زیر می نویسم ، اما این فقط و فقط ایده ای که من دارم و هیچ اجباری هم توی قبولش از طرف کسی ندارم ..
    به نظر من باید یه وبلاگی ساخته بشه به نام انتخاب روز ملی ( با فیس بوک و یا هر جای فیلتر شده ی دیگه ای مخالفم ، درسته اکثر ماها یا وی پی ان داریم یا فیلتر شکن ، اما حتا اگه یک ایرانی به خاطر فیلتر بودن اون وبلاگ نتونه نظر خودشو بده به نظر من اجحاف شده در حقش مسلمش ) .. وبلاگی بدون فیلتر ساخته میشه و اونجا یک ماه به دوستان فرصت داده میشه تا هر کسی هر روزی که دلش می خواد روز ملی اعلام بشه رو با ذکر دلیلی قانع کننده بنویسه ( البته صرفن زدن وبلاگ ملاک نیست ، در کنار اون باید تبلیغات گسترده ای بشه ، به طوری که تمامیه وبلاگ نویس های هم احساسی از وجود چنین ماجرایی باخبر بشن .. و این قضیه محدود به دنیای مجازی نشه ، یعنی مثلن اگه من توی دنیای حقیقی هم کسیو می شناسم ازش نظر بخوام و اونو توی وبلاگ بازتاب بدم .. ) بعد از یک ماه ، لیست روزهایی که دلایل واقعن منطقی ای داشتن توی وبلاگ قرار میگیره و به دوستان فرصت رای گیری داده میشه .. همین ..
    این نظر من بود نارک عزیز..
    و اما آقا رضای خودمون ..
    گفتم دارت روز ملی ، چون دقیقن به همین اندازه انتخاب این روز از روی هوا و شانسکی بوده ..
    گفتم ساطور ، چون دقیقن با این کارتون تیشه به ریشه ی خودمون زدین .. یه نگاه به کامنت های پست قبل بنداز .. دوستان دو دسته شدن .. موافق و مخالف .. درسته ، توی هر کاری موافق و مخالف هست ، اما تا این حد ؟..
    و در مورد پست حاضری که گذاشتی ، «مرداد ماه، زيباست، گرم است و مهربان» ..
    شهریور ماه هم گرم است ، کل ماه های سال زیباست .. اینم شد دلیل برای انتخاب روز ملی ؟ .. یعنی اگه اولین جمعه ی مرداد ماه توی یک سال گرم نبود و بارون اومد اون سال به عنوان روز ملی شناخته نمیشه ؟ .. دوست خوبم ، چرا سطح شعور جامعه ی ایرانی رو تا این حد پایین می کشونین ؟ اگه دلایلتون اینهایی باشه که گفتن ، ما هم مثل هفته ی وحدت باید سه ماهه ی اقلیت جنسی داشته باشیم ، تمام روزهای سه ماهه ی تابستون شامل دلایلی میشه که گفتی ..
    انتخاب روز ملی فقط برای من و تو نیست ، فقط برای ده نفر و بیست نفر حاضر نیست ، ما داریم برای نسل بعد و نسل های بعد هم تصمیم می گیریم .. یک هم اجساسی از نسل بعد بیاد بهت بگه علت انتخاب روز ملیمون چی بوده می خوای بگی چون هوا گرم بود ؟ .. به نظرت بهت فقط پوزخند نمی زنه ؟ .. اگه بهت بگه سومین سه شنبه ی مرداد ماه هم هوا گرم بود ، چه جوابی داری بهش بدی ؟ ..
    ببین رضا ، اکثر دوستان به این دلیل که چرا به جای اونها تصمیم گرفته شده مخالف نیستن ، دلیل اصلیه مخالفت روی بی پایه و اساس بودن این روزه .. عزیز من ، چرا فقط و فقط می خواین یه روز ملی داشته باشین و اگه نداشته باشین انگار یه جای زندگیتون لنگ می زنه ؟ مثلن منی که 26 سال سنمه ، طی این 26 سال که روز ملی نداشتیم کجای زندگیم لنگ موند ..؟ یا خودتو ، کجای زندگیت لنگ این قضیه موندی ؟ .. پس حالا که فرصت داریم چرا می خواین تصمیمی عجولانه بگیرین ؟ ..
    آقا ، دوستان خوبی که موافق اولین جمعه ی مرداد ماه هستین ، فقط یک دلیل منطقی ، من یک دلیل منطقی ( البته به غیر از دلیل منطقیه گرم بودن هوا) بیارین تا ما هم این روزو به عنوان روز ملی قبول کنیم .. این حرف خواسته ی زیادیه ؟
    با تمام این اوصاف ، آقا رضا ، دوستان عزیز ، خواسته ی تک تک شما برای من محترمه ، برای هر کاری موافق و مخالف هست ، اما اون کار باید نظر اکثریتو جلب کنه نه اقلیتو ..
    هملت عزیز ، انتخاب روز ملی برای جماعه ی ما خیلی فرق می کنه با تحرک هایی که زنان برای هم انجام میدن ، اینقدر انتخاب روز ملی رو سرسری نگیرین ..
    خارج از تمام این حرف و حدیث ها آقا رضا از شما یه گلایه داشتم ، کاش حداقل توی وبلاگ خودم یه کامنت کوچولو به عنوان مخالفت می ذاشتی تا خود من بودنم پستم یه چنین درگیری هایی رو بوجود آورده ، الانم که میبینی اینجام به خاطر دوسه تا از دوستان بوده که بهم خبر دادن ..
    حرف و حدیث بسیاره ، اما خب ، انقدر از نحوه ی صحبت کردن دوستان با همدیگه ناراحتم که فکر می کنم همین کامنت رو هم زیادی گذاشتم ..
    پ . ن 1 : می نویسم » د ی د ا ر » تو اگر با من و همراه منی ، یک به یک فاصله هایش بردار ..
    پ . ن 2 : من همیشه گفتم وقتی میشه با چوب و چماق حرفی رو جلو برد چرا بحث منطقی ؟ .. خیلی دوست داشتم اینجا حداقل 3-4 تا دست و چند تا گردن قطع میشد ، اما حیف که دنیا مجازیه😉 :))

  2. 2011/06/07 10:23

    حسین جان اینا رو نمیشد زودتر بگی!… من اینقدر ازت خواهش کردم نظرت رو مستقیم بگی… خب چرا اینقدر طولش دادی!؟.. نمیفهمم گفتن نظر اینقدر مشکل که بذاریم اینطور همه بهم بریزن
    حالا بهرحال گذشت… اول اینو بگم.. حسین عزیز.. دوست گرامی.. خواهش میکنم گروه رنگین کمان رو بخاطر برداشتن این قدم سرزنش نکنین… حتی بخاطر بی مناسبت بودن روزش… حتی بخاطر اشتباهاتی که توش بوده. فکر میکنم باید ازشون بخاطر این عمل تشکر کرد… اونا یه فکر رو به عمل تبدیل کردن.. درست اشکال زیاد داشت ولی باید بخاطر این حرکت ازشون حمایت کرد… و حالا با هم اشکالاتش رو رفع کرد.
    من شخصا با این پیشنهادت موافقم… و اگه دیگران هم موافق باشن حاضرم که وبلاگ رو درست کنم.
    آقای حسین.. بخاطر جواب دادن ازت ممنونم…. ولی خواهشن اگه باز موردی پیش اومد زود جواب بده که سوتفاهمی هم پیش نیاد. مرسی

  3. سعید permalink
    2011/06/07 18:00

    واقعن نمی دانم دارم کار درستی می کنم دوباره کامنت می گذارم یا نه . من به واقع از عملکرد بعضی ها ناامید شده ام . چند مساله را حسب مورد توضیح می دهم و حرفهایم را جمع می کنم .
    حسین جان ! شاید مطلب شما آغازگر این بحث بود ولی مساله ی خود شما نبود . در آنجا صحبت هایی مطرح شد که از دایره ی کامنت حال شما بیرون است . قبل از آنکه در مورد تعیین روزی جهت روز ملی اختلاف نظر باشد در مورد ضرورت وجود چنین روزی اختلاف نظر وجود دارد . عده ای معتقدند که وجود آن در حال حاضر ضرورتی که ندارد هیچ ، بسیار هم بی معناست . بگذاریم حرکت های واقعی سازنده ای صورت بگیرد بعد به دنبال چنین مسائل سمبلیکی باشیم . اگر دید کوتاه مدتی نداشته باشیم و حرکات مان ناشی از تب تندی نباشد ، زود هم عرق نمی کند . باید مرز رویا و خیالبافی را از هم تفکیک کرد . هیچ کس از حرکت های مفید و سازنده بدش نمی آید ولی این کار در شرایط کنونی قدری مضحک به نظر می آید . واقعن فکر می کنید این حرکت بازتاب خوبی داشته است . اگر مبنا را انعکاس در چند خبر روز می دانید باید به عرض تان برسانم که اینها فقط جهت برخی بهره برداری های خاص حکومتی است و قصد آنها تنها ارتباط دادن این قضیه با جنبش سبز و دلیل دیگری جهت سرکوبی این حرکت مردمی بوده و بس . شما که احیانن فکر نمی کنید حکومتی که نزدیک ترین کسانش را قربانی تمامیت خواهی هایش می کند برای چند درصد همجنسگرایی که همجنسباز می خواندش و منحرف و سزاوار مرگ ، که دینش به تنهایی سرکوبش می کند و هیچ پایگاه اجتماعی حتی بین خانواده هایشان هم ندارند سر خم می کند ؟ گول این بازی ها را نباید خورد . بیایید اول برادری مان را ثابت کنیم بعد خودمان را بچسبانیم روی تقویمها .
    روز ملی پشتوانه ی ملی می خواهد . تایید ملی می طلبد . ما خودمان چند نفر نتوانستیم با این مساله کنار بیاییم ، آنوقت می خواهیم آنرا ملی قلمداد کنیم ! وارد ریز جزئیات نمی شوم که اگر تمامی کامنت های آن پست به طور دقیق خوانده شود ، جای ابهام چندانی باقی نمی گذارد .
    متاسفانه برخی آقایان صورت مساله را اشتباه فهمیده اند . تبیین دلایل انتخاب این روز برای آن زمانی است که هنوز انتخابی صورت نگرفته و دوستان آنرا جهت ارزیابی مورد پیشنهاد قرار می دهند نه بعد که کار را تمام کردند و دیگر این حرفها هیچ معنایی ندارد . ببینید ما اول باید خودمان به خودمان احترام بگذاریم . شروع دموکراسی هم از همینجاست . راهکار می خواهید باشد . نظر شخصی ام را می گویم . هر چند امید چندانی ندارم که گوش شنوایی باشد . دوست دارم خوب بشنوید ، ایرادی اگر دارد بگیرید و تکمیلش کنید . شاید این گره ی کور شده را بتوان کمی شل تر کرد لااقل !
    سوال : روز ملی می خواهیم ؟
    نظر شخصی من : فعلن خیر .
    سوال : چه می خواهیم ؟
    نظر شخصی من : کار فرهنگی به صورت منسجم و هماهنگ .
    سوال : با روز اول مرداد که روی دستمان مانده چه کنیم ؟
    نظر شخصی من : هیچ ! رهایش کنیم . می توانیم آنرا یک گردهمایی کوچک عمومی قلمداد کرده تا در این روز بچه ها دور هم جمع شده و با هم آشنا شوند یا کارهای فرهنگی ای را با هم هماهنگ کنند . شاید هر سال به تعداد بچه ها افزوده شود تا پس از سالها وجهه ی مناسبتری پیدا کند . تا آن موقع شاید حرکتهای فرهنگی ما دستاوردهای نسبتن قابل قبولی پیدا کرده باشد . اگر انتظار نداشته باشیم که در دوره حیات مان شیرینی روز های پیروزی را بچشیم و هماهنگ شده تر و حساب شده تر عمل کنیم ، آنوقت شاید به نتیجه پایدارتری هم برسیم . یادمان باشد خانه ای که پی محکمی نداشته باشد قطعن محکوم به ویرانی است . جنبش آزادی و مشروطه خواهی ایران با آن پشتوانه عظیم مردمی قدمتی 150 ساله دارد و هنوزم که هنوز است دارد دیکتاتوری دست به دست می کند ! می دانید چرا ؟ چون ما ایرانی ها همه ی چیزهای خوب را می خواهیم ولی خیلی تند و سریع . بی آنکه بدانیم چیست . آزادی می خواهیم ولی هر کدام در وجودمان هنوز دیکتاتورهای کوچکی هستیم که مجال قدرتنمایی نداشته ایم . دموکراسی را دوست داریم ولی آنرا براستی نمی شناسیم و فرسنگها از آن دوریم . برای همین است که همه دارند آنرا به چنگ می آورند ولی ما که از خیلی قبلتر ها شروع کرده ایم هنوز داریم دور خودمان می چرخیم . بگذارید این نهال نارس کج و معوج را سامان ببخشیم بعد آنرا آذین ببندیم . ما هنوز غوره نشده می خواهیم مویز شویم !
    کوتاه سخن آنکه بعد سالها تلاش هماهنگ و جمعی و با برنامه اگر کار بدانجا رسید که خودمان را آنگونه که هست ثابت کنیم ، می توانیم بعد در یک همه پرسی که در آن زمان دیگر تعداد آشکارمان که دسترسی به آنها میسر است کم نخواهد بود در مورد تعیین روز ملی اقدام کنیم . آنوقت می توانیم از گزینه های بهتر و مناسبتری هم جهت رای گیری استفاده کنیم . نمی دانم ! مثلن سالمرگ بزرگترین رادمرد این جنبش ، روز تحقق یک پیروزی بزرگ فرهنگی آن ، روز تثبیت و پذیرش عمومی این اقلیت ، یا شاید حتی روز گردهمایی سالیانه همجنسگرایان در اول مرداد ماه …
    ولی تا آن موقع بیاییم به جای این جوگیر شدنها و حرکتهای انفعالی ، بیشتر و بیشتر و بیشتر کار فرهنگی کنیم .

    • محمد permalink
      2011/06/07 19:19

      عالی بود سعید جان. با بند بند حرفات موافقم. زنده باشی

  4. 2011/06/09 16:07

    دوست عزیزم ، سعید جون ، اول اینکه ممنونم برام عقایدتو مشخص کردی ، و دوم اینکه باید بگم من امروز با این عقیده ی تو مخالفم ..
    اگه یه فلش بک بزنیم به پارسال ، من توی هفته ی اول دقیقن همین نظر تو رو داشتم ، اعتقاد داشتم روز ملی واسه چیمونه ؟ .. الان هم اصراری ندارم 100% باید حتمن همین الان انتخاب بشه ، اما نظر امروز من با نظر اون روزم خیلی فرق می کنه ، یکم که سبک سنگین کردم دیدم اگه اول روز ملی داشته باشیم بعد کار فرهنگی کنیم در قبالش خیلی بهتره .. اما علت این کار :
    به قول خودت ما ایرونی هستیم ، جو گیریم .. تا یکی چیز فرو نکنه تو چیزمون کاری رو انجام نمیدیم .. بله ، امروز بچه ها همه داغن و جو زده ، همه می خوان از هر طرف کار فرهنگی کنن ، 1001 کار هم انجام میشه ، ولی فردا تعداد این کارها میشه 801 و پس فردا میشه 501 و همینجور میره الا آخر تا جایی که صفر میرسه ، دوست من ، تنور امروز بچه ها که بخوابه دیگه هیچکس هیچ کاری نمی کنه ، همه فراموش می کنن اصلن یه روزی چینی کاری هم قرار بود بکنن .. و این قضیه ممکنه کلن به دست فراموشی سپرده بشه ، اما اگه اول روز ملی انتخاب بشه ، حسنش اینه که حداقل چند ماه مونده به این روز ، بچه ها تیکشون می خوره و همه عشق کار فرهنگی میشن ، یکی مطلب می نویسه ، یکی نمایشنامه ، یکی هم جلف بازی در میاره .. خلاصه هر کسی برای بهتر برگزار شدن این روز کاری می کنه ، داشتن روز ملی حسنش تو اینه که هر ساله یه استارتی بخورن بچه ها .. و با وحدت و هماهنگی یه کارهایی رو انجام بدن ، به نظر من این ایده ای که تو داری و مطرحش کردی توی جامعه ی ما باعث از هم پاشیدگیه بچه ها میشه .. هر کس می خواد واسه هر روزی که دلش خواست یه کاری انجام بده ، خب انجام دادن کار چیز خوبیه ، اما این باعث دسته دسته شدن بچه ها میشه ، هرکی دوست داره حرف خودشو به کرسی بنشونه و به نظر من به مرور باعث میشه اوضاع خیلی بدتر از چیزی که امروز باهاش درگیر هستیم بشه ..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: