Skip to content

همجنس گرا: پاسخ من به یک کامنت ضد اخلاقی

2011/08/15
by

پیوند به منبع

متن کامنت ضد اخلاقی :

علت مخالفت های بعضی از دوستان به این علته که فرق بین همجنسگرا و همجنسباز رو نمیدونن.بهتره در این دو مورد توضیحاتی داده بشه.
همجنسبازها معمولا افراد عادی جامعه هستند که در زندگی زناشویی دنبال جنس مخالف می باشند ولی در مورد رابطه جنسی با جنس همنوع خود هیچ مشکلی ندارند و بارها این عملو تکرار می کنند. در واقع میشه گفت همجنسبازها به هردو جنس موافق و مخالف گرایش دارند. که البته درصد زیادی از این افراد در این گروه هستند.
ولی همجنسگراها به طور کاملا ژنتیک به جنس موافق خودشون گرایش دارند و به عقیده بیشتر روانشناسان و داشنمندان غیرقابل درمان بوده و اصولا این مسئله رو بیماری نمیدانند. و البته من با این مسئله موافقم.
به دنبال این مسئله همجنسگرایان این مسئله رو جز آزادی های فردی دانسته و به دنبال احقاق حقوق خود شدند. و تبلیغ های بسیار زیادی در سراسر دنیا در این زمینه انجام شده. تا حدی که رئیس جمهور آمریکا وقتی میخواد صحبت کنه برمی گرده میگه مردان، زنان و همجنسگرایان.(و ما فهمیدیم که همجنسگرایان نه مرد هستند نه زن)
البته دلایل دیگری هم همجنسگرایان می یارن مثل وجود همجنسگرایی در حیوانات و چند نمونه هم میگن.
البته این دلیل خیلی مسخرست چون برفرض که این طور باشه ولی دلیل بر درست بودن این مسئله نیست.
مثال: تعدادی از حیوانات وجود دارند که همنوع خوار می باشند، آیا با استناد به این گفته میشه قضاوت کرد پس اگر گروهی از انسانها همنوع خوار باشند کار درستی انجام میدهند. خیلی واضح و با کمی تفکر میشه قضیه همجنسگرایی با دلایل مشابهت در حیوانات رو رد کرد.

ولی مشکلی که این وسط پیش میاد و به نظرم به صورت ناخودآگاه افراد رو به مخالفت با این مسئله وا میداره مسئله اجتماعی مقوله همجنسگرایه.
اینجاست که مخالفت من شروع میشه. برخلاف ادعای همجنسگرایان که این مسئله رو یه مسئله فردی می دونن، بنده این مسئله رو کاملا اجتماعی می دونم و به شدت از عواقب آزادی همجنسگرایی در جامعه می ترسم. بزارید یک نمونه از عواقبی که ممکنه بدنبال آزادی همجنسگرایی در جامعه بوجود بیادو توضیح بدم و بعد خودتون قضاوت کنید و اگر اشتباه می کنم با ذکر دلیل بهم توضیح بدید. شاید من اشتباه می کنم
اگر همجنسگرایی با یکی از دوستان غیرهمجنسگرای خود بخواد رابطه برقرار کنه چه اتفاقی میوفته. خب شخص همجنسگرا به علت دوستی با این شخص ممکنه بهش علاقمند بشه و یک نوع گرایش جنسی هم بهش داشته باشه. از طرف دیگه اون فرد عادی به این شخص علاقمنده البته نه بخاطر مسائله جنسی بلکه به صورت کاملا عادی و از نوع دوستی های رایج جامعه. به شخصه معتقدم تعدادی این افراد عادی با اینکه علاقه ای به این کار ندارند ولی حداقل یک بار به ارتباط جنسی با جنس موافق خود تن می دهند. و اگر تعداد این ارتباطات زیاد شود به نوعی عادت تبدیل شده و دیگه نمی تونه از این مسئله خلاص بشه. البته این افراد همچنان به برقراری ارتباط جنسی با جنس مخالف علاقمند هستند.
اینجانست که مسئله وجود همجنسگرا در جامعه نمود پیدا می کنه.
همجنسگرایان قوه محرکه افراد عادی برای تبدیل شدن به یک همجنسباز هستند.
این جمله رو فراموش نکنید. و من کاملا به این جمله ایمان دارم.
مسئله اصلی که همجنسگراین بدنبالش هستند حق ازدواج می باشد. به نظر من ازدواج بین افراد معمولی به اندازه کافی خنده دار هست که همجنسگرایان هم دنبال آن هستند.
یا حق نگهداری از کودک که این مسئله بسیار خطرناکتر از مسئله دوستی یک همجنسگرا با یک فرد عادی میباشد. شما تصور کنید کودکی که در این خانواده بزرگ بشه و ببینه والدینی همجنسگرا داره و به خوبی می تونید تصور کنید که چقدر این مسئله روی روان کودک تاثیر گذار می تونه باشه.
در اینجا میخوام مثالی برای همجنسگرایی بیارم البته قصد توهین به این اشخاص رو ندارم فقط قصد تشابه در کار هستش.
اگر سلول های بدن رو تک تک افراد جامعه و کل بدن انسان را به عنوان پیکره جامعه در نظر بگیریم. همجنسگرایان به عنوان سلول های سرطانی خوش خیم این پیکره می باشند که در صورت دادن آزادی به این سلول ها تبدیل به سلول های سرطانی بدخیم می شوند و به صورت کاملا ناخودآگاه منجر به از بین رفتن کل پیکره جامعه و نابودی تک تک سلول ها می گردند.

پاسخ من :

در اینجا میخوام مثالی برای امثال شما بیارم البته قصد توهین به اشخاص مانند شما رو ندارم فقط قصد تشابه در کار هستش. اینکه سلول سرطانی امام و پیغمبر شما، قران شما و نحج البلاغه شما است.

از این مسئله که بگذریم.

همان گونه که چندین بار و به کرات در متنی که نوشته اید به آن اشاره شده، شما عادت به تصور کردن دارید. واقعیات و علم با تصور و تخیل ما مطابقت ندارد. واقعیت از مشاهده علمی و روشمند پدیده ها کشف می شود و نه از اینکه در اتاقی بنشینید و تصور کنید. در زیر چند نمونه از تصورات شما را لیست می کنم:

1-

الف) تعریف من در آوردی از واژه همجنسباز.

فرض بگیریم که پدیده ای با توصیفی که شما تحت عنوان همجنسبازی نوشته اید وجود داشته باشد(که ندارد)، شما با اتکا به چه منبعی اسم این پدیده را همجنسبازی گذاشته اید؟ آیا فرهنگستان زبان فارسی این واژه را تعریف کرده؟ آیا واژه نامه ای چنین تعریفی از واژه همجنسبازی نوشته؟ آیا موسسه ای چنین تعریفی ارائه داده؟ پاسخ این سوالات “نه” است. شما در اتاقی نشسته اید و تصور و تخیلاتی در مورد پدیده ای کرده اید و برای خود واژه سازی کرده اید و تعریفی را به واژه ای به نام همجنسباز چسبانده اید. شما چه صلاحیتی دارید که واژه سازی کنید و تعریفی را به واژه ای بچسبانید بدون اینکه هیچ منبع معتبری چنین تعریفی از واژه همجنسباز کرده باشد.

ب) خیال پردازی در مورد یک پدیده خیالی که آن را به واژه همجنسباز چسبانیده اید

شما یک قشر تعریف کرده اید که “در زندگی زناشویی (احتمالا معنی زناشویی را هم نمی دانید) دنبال جنس مخالف می باشند ولی در مورد رابطه جنسی با جنس همنوع خود هیچ مشکلی ندارند و بارها این عملو تکرار می کنند.” شما به من بگویید چطور ممکن است کسی در زندگی زناشویی دنبال جنس مخالف نباشد؟؟؟!!!

اسم این واژه خود تعریف است “زن ا شوی ی” این تناقضات نشان از درهم ریختگی و تشویش فکری شما است. حالا این افرادی که در زندگی زناشویی دنبال جنس مخالف می باشند!!! مشکلی در رابطه با همجنس ندارند. بسیار خب پس گروهی تعریف شد که “دنبال” جنس مخالف است ولی با همجنس “مشکلی” ندارد. حال پرسش اینجاست که چرا باید فردی چیزی را که به “دنبال” آن است رها کند به دست به کاری بزند که با آن “مشکل” ندارد؟ به غیر از اینکه آنچه دنبال آن است را نمیتواند بدست بیاورد؟ حال در این میان مقصر کیست؟ همجنس گرایان یا جامعه دگرجنس بازی که نمی تواند مسائل جنسی خود را حل کند و هیچ برنامه ای برای زندگی جنسی ندارد به جز فرامین پلید قرآن و روش زندگی پیامبر اسلام یک بچه باز و تجواز گر جنسی به دختر بچه ای نه ساله به نام عایشه. حالا فکر کرده اید با آزادی ندادن! به همجنس گرایان این مفاسد اجتماعی شما و این روش های فاسد زندگی حاصله از قرآن و نحج البلاغه حل می شود؟ (اصلا شما چه و که هستید که بخواهید آزادی دهید، شما یک مسلمان (تسلیم شده) و برده الله و امام حسین و سگ امام حسین هستید، شما را چه به آزادی دادن به دیگران بروید یک فکری به حال نزار خود بکنید).

گرایش جنسی یک طیف پیوسته است که یک سر آن همجنس گرایی مطلق و سر دیگر آن دگرجنس گرایی مطلق است در میان این دو سر طیف پیوسته ای از گرایش به هر دو جنس وجود دارد، افراد دوجنس گرا مانند سایر انسان ها مالک بدن و زندگی خود هستند و در صورتی که کسی از جمله شما بخواهد آزادی هر فردی از جمله افراد دو جنس گرا در مالکیت زندگی خود را بگیرد من و بسیاری از آزادیخواهان به شما حمله فیزیکی خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت انسان ها را به بردگی جنسی ببرید.

2-

نوشته اید که “ولی همجنسگراها به طور کاملا ژنتیک به جنس موافق خودشون گرایش دارند” این یک خیال پردازی است، همجنس گرایی یک پدیده مادر زادی و بیولوژیکی است نه کاملا ژنتیکی، پدیده های مادر زادی و بیولوژیکی لزوما ژنتیکی نیستند، برای مثال کافیست یک زن باردار چند دقیقه تحت تاثیر تششع شدید رادیو اکتیو قرار بگیرد و جنین چنان دچار تحول شود که هیچ گوناگونی ژنتیکی نتواند سبب چنین دگرگونی عمده ای در جنین باشد. هیچ منبع علمی معتبر و تحقیق معتبری در دسترش نیست که نشان داده باشد همجنس گرایی یک پدیده “کاملا” ژنتیکی است، بلکه تحقیقات بر روی مادرزادی و بیولوژیکی بودن عوامل همجنسگرایی تاکید دارند که ژن هم “بخشی” از آن است.

این نوشته شما نشان می دهد که باور های شما در اثر خیال پردازی و “تصور” به وجود آمده و هیچ پایه ای در واقعیات ندارد.

3-

نوشته اید که :

“البته دلایل دیگری هم همجنسگرایان می یارن مثل وجود همجنسگرایی در حیوانات و چند نمونه هم میگن. البته این دلیل خیلی مسخرست چون برفرض که این طور باشه ولی دلیل بر درست بودن این مسئله نیست.”

وجود همجنسگرایی در حیوانات نشان می دهد که همجنس گرایی یک پدیده که مربوط به سبک زندگی اجتماعی انسان باشد نیست، دلیل اینکه به همجنس گرایی در حیوانات اشاره می شود این مسئله است و نه توجیه اخلاقی همجنس گرایی، چرا که اسلام عزیز و امام و پیغمبر شما همجنس گرایی را پدیده ای خارج از طبیعت و زائیده فساد جوامع انسانی می دانند در صورتی که وجود همجنس گرایی در میان حیوانات این نظر را رد می کند.

4-

الف) “اگر همجنسگرایی با یکی از دوستان غیرهمجنسگرای خود بخواد رابطه برقرار کنه چه اتفاقی میوفته.”

همان اتفاقی که اگر یک دگرجنس گرا با یکی از دوستان همجنسگرای خود(از جنس مخالف) بخواهد رابطه برقرار کند و همان اتفاقی که اگر یک دگر جنس گرا بخواهد با جنس مخالفی که ازدواج کرده رابطه برقرار کند…

ب) “به شخصه معتقدم تعدادی این افراد عادی با اینکه علاقه ای به این کار ندارند ولی حداقل یک بار به ارتباط جنسی با جنس موافق خود تن می دهند. و اگر تعداد این ارتباطات زیاد شود به نوعی عادت تبدیل شده و دیگه نمی تونه از این مسئله خلاص بشه.”

این مغلطه است، برای مثال می توان گفت بیشتر انسان ها علاقه ای به خوردن خاک ندارند ولی ممکن است  یک بار از روی کنجکاوی خاک در دهان بگذارند و مزه کنند و اگر تعداد این خاک خوری زیاد شود به نوعی عادت تبدیل می شود و دیگه از آن پس فرد به جای غذا خاک خواهد خورد….!!!

این استدلال اشتباه است، وقتی که فردی علاقه ای به کاری ندارد حتی اگر از روی کنجکاوی یک بار آن کار را امتحان کند از آن پس امکان تکرار آن کم می شود نه زیاد به این دلیل که کنجکاوی ارضا شده و فرد مطمعن شده که علاقه ای ندارد. مگر اینکه فرد همجنس گرا یا دوجنس گرا بوده باشد و متوجه شود که واقعا به رابطه جنسی علاقه دارد، در غیر این صورت هیچ دلیلی وجود ندارد که فرد رابطه ای که به آن علاقه دارد یعنی رابطه با جنس مخالف را رها کند و به رابطه ای که به آن علاقه ندارد یا کمتر علاقه دارد رو بیاورد. چرا وقتی فرد بیشتر به رابطه به جنس موافق علاقه دارد به آن رابطه عادت نکند. در عمل هم همین طور است، دوجنس گرایانی که عمدتا به جنس مخالف علاقه دارند ممکن است چند بار رابطه با همجنس را تجربه کنند ولی واضح است که دنبال چیزی را خواهند گرفت که بیشتر مورد علاقه آنان است یعنی رابطه با جنس مخالف و به این رابطه است که عادت می کنند نه به رابطه با همجنس.

ج) “همجنسگرایان قوه محرکه افراد عادی برای تبدیل شدن به یک همجنسباز هستند.”

نه خیر اشتباه می کنید، این دگرجنس گرایان هستند که قوه محرکه تبدیل شدن همجنس گرایان به دگرجنس باز هستند. مگر نه اینکه مطبوعات، رسانه ها، فیلم و سریال ها در جهان آزاد عمدتا و برای کشورهای غیر آزاد کاملا روابط دگرجنس بازی را از صبح تا شب تبلیغ می کنند؟ مگر نه اینکه تمام ساز و کار قانونی و اجتماعی در کشورهای آزاد عمدتا و در کشور های غیر آزاد کاملا در خدمت خانواده های دگرجنس باز است، پس چطور شد که همجنسگرایان قوه محرکه افراد برای همجنسباز شدن هستند و دگر جنس گرایان پس از قرن ها سرکوب و در قدرت بودن و دسترسی به امکانات نا محدود و پشتیبانی ادیان و پشتیبانی قدرت های سیاسی و غیره و غیره و غیره  قوه محرکه تبدیل شدن همجنس گرایان به دگرجنس باز نبوده اند؟

این جمله را فراموش نکنید من به این جمله ایمان دارم : دگرجنس گرایان قوه محرکه افراد همجنس گرا برای تبدیل شدن به یک دگرجنس باز هستند.

5-

“مسئله اصلی که همجنسگرایان بدنبالش هستند حق ازدواج می باشد. به نظر من ازدواج بین افراد معمولی به اندازه کافی خنده دار هست که همجنسگرایان هم دنبال آن هستند.”

حق ازدواج خنده دار نیست، افکار شما است که خنده دار است، ما در جهان واقعی زندگی می کنیم نه در سرزمین عجایب رویایی شما، ازدواج یک قرار داد حقوقی است، افرادی که وارد قراداد می شوند به چند دلیل است، یکی از این دلایل این است که وقتی قراردادی به صورت رسمی و خارج از تعارفات رمانتیک تنظیم می شود باعث خواهد شد افراد بتوانند مسئولیت ها و حقوق خود را در یک رابطه به صورتی ساخت یافته و تنظیم شده مورد بررسی قرار دهند و متوجه باشند که چه حقایقی در زندگی در روبری آنها خواهد بود، زندگی واقعی همیشه گل و بل بل و شعر و درخت و بوسه و این چیز ها نیست، مسائل مانند تقسیم اموال، وکالت زوجین در شرایطی که یکی از روج ها بیهوش باشد و دیگری بتواند برای انتخاب های پزشکی او تصمیم گیری کند، مسئولیت های اقتصادی و مسائل مربوط به طلاق و غیره و غیره واقعیت های زندگی هستند، البته ممکن است برای کسی مانند شما که اهل “تصور” کردن است اینها مسخره باشند ولی برای بسیاری افراد که اندکی عقل در سر دارند این مسائل خنده دار نیست و از ملزومات زندگی مشترک است. من نمی دانم چطور شما به وضع کسی که خبر دار می شود شریک زندگی او تصادف کرده و به بیمارستان می رود و متوجه می شود که حتی نمی تواند با شریک زندگی خود که بیهوش است به دلیل اینکه فامیل درجه یک نیست دیدار کند چه رسد که برای او تصمیم گیری کند می گویید خنده دار؟ کجای این مسائل خنده دار است؟ وقتی کسی نمی تواند برا شریک زندگی خود که مرده یک سنگ قبر سفارش دهد کجای این مسئله خنده دار است؟

6-

این مورد دیگر اوج تصورات و تخیلات شما را نشان می دهد

نوشته این “شما تصور کنید کودکی که در این خانواده بزرگ بشه و ببینه والدینی همجنسگرا داره و به خوبی می تونید تصور کنید که چقدر این مسئله روی روان کودک تاثیر گذار می تونه باشه.”

باید به شما بگویم که نیازی به تصور کردن نیست، والدین همجنس گرا یک مسئله خیالی نیستند که شما در اتاقی بنشینید و در مورد آن تصور کنید! والدین همجنس گرای زیادی در سراسر جهان وجود دارند که اتفاقا تحقیقات مفصلی بر روی آنها انجام شده، تحقیقات نشان می دهد که والدین همجنس گرا به دلیل اینکه به سختی و به صورت خود خواسته و آگاهانه صاحب فرزند می شود والدین بهتری هستند، کودکانی هم که والدین همجنس گرا دارند بر خلاف تصور! شما نه تنها مشکل دار نیستند بلکه از سلامت روانی و عملکرد بهتری برخوردار بودند، اینها تحقیقات علمی و واقعیت است که به راحتی می توانید به سرچ گوگل به آن دستری پیدا کنید. دست از خیال پردازی و تصور کردن بردارید و به مطالعه منابع معتبر بپردازید، با تصور کردن به واقعیت دست نخواهید یافت.

One Comment leave one →
  1. مهرداد permalink
    2011/08/16 09:42

    مهرداد

    جناب پاسخ دهنده به کامنت ضد اخلاقی! دوست عزیزم، من کامنت این فرد را خواندم و دقیقا مانند شما بر این باورم که دربردارنده محتوایی پوچ و پر از مغالطه است. اما راستش ربط آن را با امام و پیامبر و قرآن و علی و فاطمه درنیافتم . در حالی که آغازه نقد شما مزین به توهین به مقدسات مسلمانان است! آیا گمان ندارید این رویه توهین آمیز شما نه تنها کمکی به اقلیت جنسی که در پی گرفتن حقوق خویش از جامعه ای با هموفوبیای آشکار و تند و تیز است، نمی کند، بلکه کار را دشواتر می نماید. عزیزم فکر نمی کنید حتی اگر آنان به ما توهین کردند، ما محترمانه سخن بگوییم بهتر است؟ تا جایی که بتوان از طریق رفتار شایسته و درست ،آنها را از میدان برد؟! کاری که گاندی با انگلستان کرد با همین روش.
    دوست عزیزم، نمی دانم چه قدر با خبری که ایرانیان فارغ از مذهب و دین، با مساله همجنس گرایی مشکل دارند و علیه آن سخن می گویند؛ آیا هیچ وقت سایت رادیو زمانه را دیده و خوانده ای؟ بسیاری از کامنت های ذیل مقاله های مربوط به همجنس گرایی را ایرانیانی می گذارند، که نه تنها باوری به دین ندارند، بلکه در ایران نیز زندگی نمی کنند. فکر کن عزیزم این فرد به سالیانی دراز در خارج از کشور، شما فرض کن کانادا یا هلند زندگی می کند و باز هم هموفوبیک است. به قول دوست فعال من در گی پراید مونترآل، بیشترین مخالفتی که با حرکت ایرانیان همجنس گرا در آن مقطع صورت می گرفت، مربوط به ایرانیانی بود که چپ بودند و اصلا دینی را قبول نداشتند تا چه برسد اسلام!
    ضمن ارج نهادن به اهتمام تان برای پاسخ دادن به نوشته ای غیرمستدل، پیشنهاد می کنم سبک نقد کردن را عوض کنیم. نقد درست و بدون توهین همیشه جایگاه خودش را پیدا خواهد کرد. دستانتان را به گرمی می فشارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: