Skip to content

همجنس‌گرایان ایرانی؛ از «انکار» تا «به رسمیت شناختن»

2011/10/03
by

پیوند به منبع

علی عبدی

علی عبدی، فارغ التحصیل مطالعات جنسیت دانشگاه اروپای مرکزی در این مقاله بحث می‌کند که گفتمانِ دولت احمدی‌نژاد دربارهٔ همجنسگرایان در ایران در دورهٔ دوم ریاست جمهوریِ وی چه تفاوتی با دورهٔ اول پیدا کرده، این تفاوت از چه منظری رخ داده، و چه پیامدهایی برای همجنسگرایان به همراه داشته است.

در حالی که دولت احمدی‌نژاد وجود همجنسگرایان در ایران را «به رسمیت» شناخته و دیگر آنان را «انکار» نمی‌کند، این گفتمان هم چنان همجنسگراستیزانه باقی مانده: همجنسگرایی از منظر دولت احمدی‌نژاد وجه سیاسی پیدا کرده و به همجنسگرایان به چشم یک گروهِ تهدید کنندهٔ امنیت نظام نگاه می‌شود.


بیش از بیست روز از اعدام سه نفر در اهواز، که گفته شود به خاطر همجنسگرایی اعدام شده‌اند، می‌گذرد. سرپرست روابط عمومی دادگستری استان خوزستان در سیزدهم شهریور ۱۳۹۰ تصریح کرده است که این سه نفر با استناد به مواد ۱۰۸ و ۱۱۰ قانون مجازات اسلامی که دربارهٔ لواط است اعدام شده‌اند.  این (شاید) اولین باری است که یک قاضی در ایران با استناد صریح به این دو مادهٔ قانونی حکم اعدام صادر می‌کند. اگر تا پیش از این جمهوری اسلامی می‌توانست ادعا کند که همجنسگرایان را اعدام نمی‌کند و کسانی که اعدام می‌شوند عمل «تجاوز به عنف» را انجام داده‌اند، این ادعا دیگر قابل قبول نیست. مواد ۱۰۸ و ۱۱۰، آن طور که محمد مصطفایی وکیل و فعال حقوق بشر می‌گوید، ارتباطی با تجاوزبه عنف ندارد.

رئیس دولت ایران چندی پیش عازم نیویورک شد. او پیش از سفر، پرسش‌های احتمالی خبرنگاران را می‌داند و پاسخ‌هایش را آماده کرده است. یکی این پرسش‌ها دربارهٔ همجنسگرایی در ایران است.

خبرنگار سی ان ان از احمدی‌نژاد دربارهٔ صحبت چهار سال پیش او در دانشگاه کلمبیا می‌پرسد. وی آنجا مدعی شده بود که در ایران «همجنسباز» نداریم. احمدی‌نژاد پاسخ می‌دهد: «حرف ما تغییری نمی‌کند. در ایران همجنسبازی یک عمل زشت محسوب می‌شود. ممکن است افرادی همجنسباز باشند و با شما در تماس باشند [لبخند می‌زند]. اما در ایران شرم دارند که بیان کنند.] همجنسبازی] یک عمل ضد انسانی است… منتهی من به عنوان دولت نمی‌توانم بروم و جلوی این افراد را بگیرم. موضع ما در این باره مشخص است.»

مترجم این کنفرانس خبری و مترجم سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا برای ترجمهٔ واژه «همجنسباز» به زبان انگلیسی از واژهٔ «homosexual» استفاده کردند. این ترجمه دقیق نیست. واژهٔ «همجنسباز» در زبان فارسی دارای بار منفی است و در نظر بسیاری از همجنسگرایان، توهین آمیز است. به همین خاطر مخاطب غربی با شنیدن واژهٔ «homosexual» متوجه نمی‌شود که احمدی‌نژاد با بیان کلمهٔ «همجنسباز» دارد بسیاری از «همجنسگرایان» را تحقیر می‌کند. شاید معادل بهتر برای واژه «همجنسباز» در زبان انگلیسی  واژه «pederast» باشد.

احمدی‌نژاد، با وجود آنکه چهار سال از سخنرانی‌اش در دانشگاه کلمبیا می‌گذرد و به احتمال زیاد در این مدت واژهٔ «همجنسگرا» را از مشاورانش یاد گرفته است، باز هم اصرار دارد که از واژهٔ «همجنسباز» استفاده کند. اما چرا احمدی‌نژاد بر استفاده از این واژهٔ تحقیرآمیز اصرار دارد؟ آیا تغییری در نحوهٔ نگرشِ دولت وی به همجنسگرایان به وجود آمده است؟

موضع احمدی‌نژاد با وجود آنکه خودش می‌گوید نسبت به چهار سال پیش تغییر نکرده، اما به وضوح تغییر کرده است. اگر آن روز در دانشگاه کلمبیا می‌گفت ما در ایران «همجنسباز نداریم»، امروز می‌گوید «این افراد» در ایران شرم دارند که بیان کنند چه کسانی هستند. یعنی دولت وی پذیرفته است که همجنسگرایان در ایران وجود دارند. اما تغییرِ موضع دولت احمدی‌نژاد از «انکار» همجنسگرایان به «به رسمیت شناختن» وجود  آنان، از چه زاویه‌ای اتفاق افتاده و چه پیامدهایی برای همجنسگرایان به همراه داشته است؟

احمدی‌نژاد پس از پذیرشِ  وجود همجنسگرایان در ایران بر ارتباط آنان با خارج از کشور انگشت می‌گذارد. وی می‌گوید «ممکن است آنها با شما در ارتباط باشند». وی در اولین سخنرانی بعد از پیروزی در انتخابات در میدان ولیعصر نیز در کنار خس و خاشاک با کنایه از «همجنس بازان» نام برده بود که تیم انتخاباتی رقیب وی برای جمع آوری رأی به آن‌ها توجه نشان داده است.

پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز در گزارشی آورده «حمایت از جریانِ فتنهٔ سبزِ ایران، موج گسترده‌ای را میان وبلاگ‌های همجنس باز به وجود آورده است.»

یک جست‌و‌جو در وب سایت خبری «رجا نیوز» و «فارس» نشان می‌دهد که تعداد خبرهای تولید شده دربارهٔ «همجنسبازان» در این دو سال بیش از سیصد درصد نسبت به دو سال پیش از انتخابات افزایش یافته است. تیترهایی مانند «استخدام یک همجنسباز برای جاسوسی»، «حمایت از همجنسبازان جزئی از سیاست آمریکاست» و «خوش خدمتی تلویزیون دولتی انگلیس برای همجنسبازان» تعدادی از تیترهای بیش از صد و پنجاه خبری است که در این مدت منتشر شده است.

گفتمانِ انکار وجود همجنسگرایان در ایران جای خود را به گفتمانِ امنیت-محور و همجنسگراستیزانهٔ دیگری داده است: همجنسگرایان نه تنها در ایران وجود دارند بلکه اعضایی از یک گروه جاسوسی‌اند که امنیت نظام را تهدید می‌کنند.

اما این تغییر گفتمان، چه سیاست‌های عملی به همراه داشته است؟

با آنکه احمدی‌نژاد ادعا می‌کند که «من به عنوان دولت نمی‌توانم بروم و جلوی این افراد را بگیرم»، اما نمی‌توان باور کرد که یک دولت امنیتی از افرادی که «در تیم رقیب انتخاباتی وی هستند» و «با خارج از کشور ارتباط دارند» به آسانی بگذرد.

دولت احمدی‌نژاد در این مدت، مخصوصن در دورهٔ دوم ریاست جمهوری، نظارت خود را روی شبکه‌های اجتماعی مجازی همجنسگرایان بیشتر کرده است. رستوران‌ها و کافه‌هایی که پیش از این و در زمان دولت مداراجوتر خاتمی محل تجمع همجنسگرایان بودند (دست کم در شهرهای تهران و شیراز و مشهد) یا تعطیل شده‌اند و یا به حالت نیمه تعطیل در آمده‌اند؛ نظارت مأموران وزارت اطلاعات بر پاتوق‌های همجنسگرایان در شهرهای بزرگ افزایش یافته؛ و صحبت‌های من با همجنسگرایانی که پس از انتخابات (و به دلایل غیر سیاسی) بازداشت شده‌اند نشان می‌دهد که اتهام‌هایی نظیر «ارتباط با بیگانگان» به مجموعه اتهام‌های ایشان افزوده شده است.

در نتیجه «به رسمیت شناختن» وجودِ همجنسگرایان در ایران نه تنها سبب بهتر شدن وضعیت آنان نشده بلکه آن‌ها را در زمرهٔ «گروه»‌های به اصطلاح «مخالفِ نظام» نظیر بهایی‌ها و کرد‌ها قرار داده است. سبک زندگی همجنسگرایان به چشم «مبارزه» علیه نظام حاکم تفسیر می‌شود و دولت آن‌ها را به عنوان «گروهی» می‌شناسد که از حمایت امریکا و سرویس‌های اطلاعاتی غرب برخوردارند.

اگر از این زاویه نگاه کنیم، اصرار احمدی‌نژاد به استفاده از واژه «همجنسباز» و بیان علنی دادگستری استان خوزستان در اعدام سه نفر به خاطر روابط همجنس خواهانه را بهتر درک می‌کنیم. دولت و قوه قضائیه در حال جنگ با «دشمنی» هستند که داخل مرزهای کشور حضور دارد. همجنسگرایان، تهدیدکنندگان امنیت نظام‌اند.

با رصد کردن این تغییر گفتمان در دولت احمدی‌نژاد، این پرسش پیش می‌آید که «سیاسی» دیده شدن همجنسگرایی در ایران توسط دولت چه پیامدهای دیگری برای همجنسگرایان به همراه دارد؟ همجنسگرایان چه طور می‌توانند در این بستر جدید، هویت و رفتارهای جنسی خود را تعریف کنند؟ آیا در این بستر می‌توان بین هویت سیاسی و هویت جنسی تمایز قائل شد؟ آیا مبارزهٔ همجنسگرایان، کرد‌ها، بهایی‌ها، زن‌ها و دیگر به حاشیه رانده شدگان در بستر دولت تمامیت خواه امنیتی یکسان است؟ این مبارزه‌ها چه تفاوت‌ها و چه همپوشانی‌هایی با یکدیگر دارد؟ هر پاسخی که به این پرسش‌ها بدهیم تغییری در یک واقعیت ایجاد نمی‌کند؛ «همجنسبازان» از «خانه» به «خیابان» آمده‌اند و قرار نیست به خانه‌هایشان بازگردند.

3 دیدگاه leave one →
  1. علی عبدی permalink
    2011/10/04 11:02

    سلام
    ممنونم از شما این که این متن را این جا به اشتراک گذاشتید
    فقط یک عرض کوچک داشتم؛ آیا شما از گرایش جنسی من مطلع هستید که متن را در لینک و نگاره های «غیردگرباشان» طبقه بندی کرده اید؟ 🙂

    با مهر

    • 2011/10/04 14:40

      سلام جناب عبدی
      ما هم از زحمتی که کشیدین متشکریم
      در مورد سئوالتون باید بگم خیر
      عموما گرایش جنسی کسی رو نمی پرسیم و بیشتر به نوشته ها و مشخصاتی که خود صاحبین سایت ها قرار می دن تصمیم می گیریم که ما هم کدوم آرشیو رو انتخاب می کنیم
      مطلب شما روی سایت مردمک منتشر شده که یک خبرگزاری مختص دگرباشان نیست از این جهت بود که اون آرشیو برای مطلب شما انتخاب شده و به معنی دگرباش یا غیردگرباش بودن شما نیست.

      با احترام

  2. علی عبدی permalink
    2011/10/05 11:45

    ممنونم از توضیح شما

    با مهر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: