Skip to content

گذر ( که چی؟! )

2011/10/23
by

بین وزنه ها غلط میزنم
و حالم ازشون بهم میخوره
دیگه باشگاه برام جذابیتی نداره
منی که حتی بوی متداول اینجورجاها رو دوست داشتم حالا حالم ازش بد میشه
می دونم برای چی دارم میرم و این وقت رو گوه! میزنم
اما نمی دونم که چی
نه دیگه واسه خودم مهمه که چه شکلی باشم
و نه حتی ذره ای احتمال میدم تهش جذابیتی برای (…)! داشته باشه
اوضاعم حالا خیلی فرق کرده
رضای چند سال پیش با این رضا یا یکی نیست و یا زیاد شبیه نیست
اون رضا دنبال جنس و جنسیتش و رنگ و لعابش بود و
حالا حتی از کلمه جنسیت هم حالم بهم میخوره
هر بار که پام رو می ذارم توی باشگاه حس اولین ورودم به پادگان و ترسی که تمام وجودم رو گرفته بود برام تازه میشه
حس غربت و ترس تنهایی
یه چرخه ی تحقیره
به اینم عادت می کنم و اصلا توش غرق میشم
بذار حداقل یادم نره برای چی

4 دیدگاه leave one →
  1. 2011/10/23 07:48

    ..شاید احتیاج داری تا برای مدتی از همه اینا دور باشی..تا دوباره خودتو پیدا کنی!…

    یوسف

    • 2011/10/23 16:01

      به سفر نیاز داشتم، نشد
      به آرامش، نشد
      به کمی اطمینان به آینده و حداقل حال، نشد
      به یه دل خوش، نشد
      به برنامه، نشد
      و …
      مرسی یوسف

  2. 2011/10/24 00:55

    رضا دوباره سعی کن…تلاش دوباره
    مسافرت…برنامه و….
    امیدوارم اینبار بشه…

    • 2011/10/25 00:25

      سعی که می کنم
      چشم
      به امید و سعی زنده ایم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: