Skip to content

EraZer Head: شیث رضایی و توهمات جامعه ی مقعدگرا

2011/11/03

پیوند به منبع

تا به حال هر وقت اخلاق گندی از دولتمردان مملکتم یا هموطن هایم می دیدم و داخل وبلاگ یا جلو دیگران مشغول غر زدن بودم، از ضمیر «ما» استفاده می کردم: ما زن ستیزیم. ما متعصبیم. ما بی شعوریم. ما تماشاچیان اعدامیم. ما بی فرهنگیم. ما بی هنریم. ما. ما. ما. آدم چند بار باید خودش را در قالب این جور انتقادها با بقیه جمع بزند تا بالاخره حالی اش بشود که جزیی از «آنها» حساب نمی شود؟

من جزو آنها نیستم. من و شما «ما» نیستیم. من و شما یکی نیستیم. اگر خوشتان می آید خیال کنید این هم یک جور خودبرتربینی است. ولی نیست. این یک حقیقت است. من هیچ ربطی به شما ندارم. من فرهنگ شما را هضم نمی کنم. اولویت های شما را نمی فهمم. منطقتان را درک نمی کنم. چرا خودم را با شما جمع بزنم؟

همین جا هم می خواهم از شیث رضایی و محمد نصرتی عزیز (که تا قبل از امروز اصلاً نمی دانستم کی هستند) تشکر کنم که این زنگ بیدارباش را با یک انگشت ناقابل و یک جفت کپل برای بنده به صدا در آوردند. اگر فکر می کنید بزرگترین رسوایی اخلاقی ما اختلاس یا دروغ یا خیانت یا جنایت است خیلی ساده لوحید. اختلاس کننده مان در بهترین کشور دنیا مشغول عشق و حال است و بزرگترین دروغگوی مملکتمان رییس جمهور شده و خیانت هم به صورت کاملاً رسمی و واضح در قانون آمده و به آقایان اجازه می دهد همسر دوم یا سوم یا چهارم یا صیغه یا متعه یا هر کوفت دیگری که اسمش است اختیار کنند. فقر و بی سوادی و شلاق خوردن دانشجوها که برای شما ایرانیان معضل نیست. تفریح است. می نشینید پای این خبرها و تخمه می شکنید و لذت می برید. اگر داخل روزنامه ها یکی دو فقره قتل ناموسی و اسیدپاشی یا اعدام نباشد که شبتان روز نمی شود. خب در این مملکت که هفتاد میلیون مریض روانی کنار هم می لولند و مصیبت می خورند و فاجعه قی می کنند مسلم است که بزرگترین رسوایی اخلاقی می شود آن انگشتی که ناخواسته در ماتحت شیث رضایی فرو رفته.

گفتم ناخواسته چون آن صحنه که ده ها بار برای بنده توسط دوستان به نمایش در آمد همچنان برایم سوال برانگیز است و سوال ایجاد شده هم چیزی نیست جز این که «خب که چی؟» و پرسیدن همانا و دیدن چهره های  بهت زده ی دوستان همان، و چنان آدم را نگاه می کنند که انگار مریخی هستی یا روی کله ات شاخ سبز شده و از خود می پرسند که این بشر (یعنی من) چطور عمق اهمیت این موضوع یعنی کونی که انگشت شده را نمی فهمد و بعد که صادقانه می گویی «خب اهمیتش را برایم توضیح بدهید» باز زبانشان قاصر است از توضیح عظمت اولین اصل ارزشی جامعه ی هترونورماتیو، یعنی پلمپ ماندن درِ عقب آقایان که آکبند ماندنش مایه ی سرفرازی و افتخار و انگشت خوردنش مایه ی شرم و انزجار است. و من همچنان آن «صحنه» را از نو تماشا می کنم و جای خمپاره ای که بنیان هستی را به لرزه در آورده، فقط دستی می بینم که چند دهم ثانیه و آن هم ناخواسته سمت باسنی می رود. ولی در جامعه ای که دولتمردانش در آرم یک روزنامه عکس زن رقاص پیدا می کنند، عقده های جنسی و امراض روانی چنان واگیر است که مردم عامی هم به آنها دچارند و درباره ی یک دست و یک جفت کپل خیالپردازی های اینچنینی می کنند.

از قضا انگار دیشب در برنامه ی نود هم یک ساعت سر انگشتی که به کونی اندر شد بحث شده ولی متاسفانه من آن برنامه را ندیدم و کاش می دیدم تا می فهمیدم که صحبت بر سر یک توهم که ساخته ی ذهن های جنسیت زده ی ایرانی جماعت است چطور یک ساعت طول کشیده و برنامه ی نودی که این همه ایرانی تماشایش می کنند و عادل فردوسی پوری که جوانان این قدر سنگش را به سینه می زنند در آن یک ساعت چه چیزی را کنکاش کرده است. من فقط در این حد می دانم که اگر عادل فردوسی پور در آن یک ساعت مشغول قاه قاه ریسه رفتن از کوهی که اینها از کاه ساخته اند نبوده، و فی المثل آن یک ساعت را به نکوهش عمل «غیر اخلاقی» بازیکنان یا عذرخواهی از اشاعه ی منکر؟ گذرانده باشد، او هم گاوی است مانند خودتان و خیال نکنید شیر پاستوریزه از پستان هایش در می آید.

اهمیت انگشت نصرتی و ماتحت رضایی و سر و صدایی که بر پا شده در چیست؟ به طور خلاصه، جامعه ی ما جامعه ایست که تمام ارزش هایش را حول محور «کیر» و «مقعد» علم کرده: کیر نماد مردانگی و تمام خصایلی است که مقدس هستند و هنجارهای جامعه را تعریف می کنند، و مقعد همان پاشنه ی آشیلی است که حتی لمس یک انگشت می تواند تمام مواهبی که صاحب کیر از آن برخوردار می شود را نقش بر آب کند و از «مرد» (ارزش) یک «نامرد» (ضد ارزش) بسازد. بنابراین مقعد نه تنها سوراخی برای دفع مدفوع یا لذت جنسی، که سنگریست برای دفاع از «مردانگی». انگشت محمد نصرتی که ندانسته روانه ی ماتحت شیث رضایی شد نه بیانگر یک شوخی، که خمپاره ای بود که چهارستون تمامی ساختار ارزشی و اخلاقی این مملکت را به هم ریخت. در واقع نصرتی انگشتش را نه تنها در مقعد رضایی، که در مقعد جامعه ای فرو کرد که اساس فرهنگی اش را تعریفی از مردانگی، زنانگی، فاعلیت و مفعولیت می سازد که مانند قوانین ریاضی تغییر ناپذیرند و در چنان بعد وسیعی مورد مقبولیتند که مرد و زن و همجنسگرا و دگرجنسگرا و آخوند و خان و رعیت و دانشجو و دکتر و عمله آن را با دل و جان پذیرفته اند. کافی است نگاهی به کامنت هایی که حضرات روشنفکر و فرزندان عصر اینترنت و انفجار اطلاعات زیر عکس های «آن صحنه» گذاشته اند بیندازید تا حساب کار دستتان بیاید: «خجالتم خوب چیزیه» «بعد اسم باشگاهشونم گذاشتن “فرهنگی”!» «همون دو زار آبروی فوتبالمونم رفت» و صد البته جوک های بسیار بسیار مفرحی که با چاشنی هموفوبیا درباره ی رضایی و نصرتی ساخته شده اند و قبل از این هم در جامعه مانند نقل و نبات رواج داشتند. این کامنت ها را از حوزه ی علمیه ی قم نگذاشته اند. همان کسانی گذاشته اند که همکلاسی و همکار و همخانواده ی ما هستند. کامنت هایی پرشور و سوزناک که در آن زن و مرد در عزای آبروی از دست رفته مدیحه سرایی می کنند، چون در واقع محوریت کیر و هترونورماتیویتی است که از این حرکت دچار شوک مغزی شده، و کیرمحوری و مردسالاری نه تنها بین مردان که اتفاقاً نزد زن ها هواداران متعصب و پر و پا قرص خودش را دارد، چون مغز کیرمحور محصول یک فرهنگ است و وقتی فرهنگی بر پایه ی سنت های مردسالارانه ی پارینه سنگی بنا شده باشد و آموزه های مسمومش از کودکی با صدا و سیمای ضرغامی با مغز تک تک اعضای جامعه عجین شود، دیگر همه را دچار می کند و فرقی بین مرد و زن و گی و استریت قائل نمی شود. در این کیرمحوری فرهنگی همه شریکند.

خب من ریدم به آن آبرویی که در کون شیث رضایی قایم شده و با یک انگشت چشمش کور می شود. بگذارید بریزد این آبرو شاید بالاخره توانستیم مثل انسان، آزاد و محترم و با آرامش زندگی کنیم. واقعاً درست گفته اند که خلایق هر چه لایق. این دولت و این حکومت لیاقت شما مردم است چون در مغز تک تک شما یک جمهوری اسلامی چنبره زده و اگر فناتیک های مسلمان جایی کوتاه بیایند این شمایید که جایشان را در طرفه العینی پر می کنید. من را با شما مریض های روانی کاری نیست. من ایرانی نیستم.

9 دیدگاه leave one →
  1. سهیل permalink
    2011/11/04 00:20

    خوب بود

  2. hamrad permalink
    2011/11/04 06:44

    بهتره تا اعدام نشدند هر چه زودتر قاچاقی از ایران خارج شن و پناهنده بشن.

  3. راتین permalink
    2011/11/06 00:32

    خیلی تند رفته اید! واقعیت آن است که انگشت کردن یک شوخی رایج در میان بسیاری از پسران ایرانی است. چرا نظرات آن کامنت گذاران محترم را به هفتاد میلیون ایرانی تعمیم می دهید؟! شما که باید بدانید بسیاری از رفتارهای عاطفی که پسران دگرجنسگرای ایرانی با دوستان خود دارند در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا تابو است! بهتر است به رسانه های ورزشی و غیر ورزشی کشورهای » جهان آزاد » مراجعه فرمایید وببینید در مورد حرکت نصرتی و شیث چه نظراتی را ابراز داشته اند! اضمنا برخی ایرانیان منتفد نیز با اصل موضوع مشکلی ندارند ، فقط می گویند چرا در جلوی دوربین های تلویزیونی انجام شده است.

  4. راتین permalink
    2011/11/06 00:53

    ضمنا به نظر من هم آن یک شوخی دوستانه بوده نه یک حرکت ناخواسته. که البته هیچ اشکالی هم نداشت.

  5. sepehr permalink
    2011/11/06 15:19

    @ratin:
    WTF
    and im not iranian too.

  6. راتین permalink
    2011/11/06 16:22

    سپهر جان

    به من چه ربطی داره که شما ایرانی هستی یا نیستی؟! واقعا فکر می کنی برای من اهمیتی داره عزیزم؟!

  7. پرهام permalink
    2011/11/06 18:04

    راتین ، بی خیال داداش! اینها از پرورش یافتگان رادیو زمانه هستند که تشت رسواییش مدت هاست به زمین افتاده.

  8. آفری وانا permalink
    2011/11/06 19:54

    من که هردوتا فیلم رو از گوشی بچه ها دیدم اولی به نظرم یه اشتباه سهو بود حالا برفرض که زشت بوده ولی بابا از کجا معلوم سهواً دستش نخورده؟ والله فیلم دوم رو هم با وجود اینکه چندین بار به زور دوستان دیدم اما نفهمیدم چشای تیییییییز اینا چی رو دید که من هنوز نتونستم ببینم من با زشت بودن این اعمال موافقم اما به نظرم گناهکار دونستن اونا فقط واسه یه فیلم نصفه نیمه الکیه! در مورد این پست هم انگار جناب نگارنده به شدت دلش پر بوده درسته اونایی که عرض کردید هم مشکل هستن اما مسایل اخلاقی هم خیلی مهمه این که دیگه همجنسگرا و دگرجنسگرا نمیشناسه

  9. sepehr permalink
    2011/11/08 19:52

    فقط WTF مال شما بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: