Skip to content

همین که هست 4: قلم قاصر یا قصه ی شهرنشینی

2012/02/01

پیوند به منبع

من از ابتدا تصور می کردم قصه ی روز ملی که در سال جاری ابتدای تابستون به راه افتاد اندیشه ی ناآزموده ای بوده که شاید حتی با نیک نفسی پیش نهاد شده ولی با برخورد تندی روبرو شده. اما امروز می بینم این طوری نیست. انگار منفعت گریزناپذیری برای حزب رنگین کمون (منشعب از کلیت بی شکل و بی هویت! مبارزین حقوق اقلیت های جنسی ایران) در این روز هست که به ضرب علی نشد به زور علی مکرر این بحث رو باز می کنه. کسایی که من ظرف این هشت نه ماه (از ابتدای دعوای طرحش در خرداد امسال تا امروز) حرف شونو شنیدم تقسیم می شن به سه دسته:

گروه اول: رنگین کمون (ساقی رضا امیر و الهام – علیهم السلام) که اعضاش مایلن به هر قیمتی همون حرفی رو که اول زدن بی هیچ نرمشی به تموم گی ها تحمیل کنن. این ها خصوصا باید گروه ائل باشن چون خیلی مایلن سرکرده و رییس و پیش کسوت باشن. نه که خیلی باسواد و صاحب نظرن باید هم باشن. گروه دوم: گروهی که با اون روز موافق نیستن و از همین وبلاگ نویس های گی بدبختی تشکیل می شه که بی خبر از همه جا دارن هنوز پست می ذارن واسه خودشون. من تقریبا کسی رو نمی شناسم ازا ین گروه که موافق جمعه ی اول مرداد باشه.گروه سوم: که بیش از نود درصد گی ها رو در بر می گیره گروهی از آدماست که اصلا کاری به این حرفا ندارن. دارن زندگی شونو می کنن.

خوبه بدونین سر این دعوای بی سروته که رنگین کمون راه انداخت، تا امروز چه وبلاگ ها که بسته شده ، چه دوستی ها که به هم خورده، چه مزاحمت ها که اتفاق افتاده، چه فحاشی ها که به راه افتاده و خیلی ها هم دیگه رو کشته ان سرش. هنوز کلیدواژه های "گفتمان رنگین کمون" رو می شه در تلقینات این چهار نفر دید. یه اتفاق جالب این بود که برای دمکرات نمایی در عین بی نظری، ساقی و رضا (که سلام خدا بر آن ها) پست های منو بازنشر می کنن و بعد حواله می دن به قصه ی لباس باشکوه پادشاه. خانوم ساقی (علیها السلام) متن پست منو گذاشت تو لینک بی آبروی خانه هنر، و بعد منو دعوت کرد به این که خودم به ارتباطات و بی ارتباطی متن دقت کنم. من سوالامو با فونت درشت به صورت فهرست وار و انتقاداتم رو به شدیدترین لحنی نوشتم. دیگه نمی دونم کجاش بی ربطه. آقا رضا (علیه السلام) هم نوشته حمید تفاوت روز فلانو با فلان خواسته که من قلمم قاصره. آقا رضا درسته که شما صاحب اختیار تموم گی های دنیایید ولی آدمی که قلمش قاصره نمی آد به جای این همه آدم تصمیم بگیره و میل خودشو به همه تحمیل کنه و توجهی هم به اعتراض دیگرون نکنه. اگه قلمت قاصره شجاعانه سکوت کن و بذار کسی که قلمش بالغه نظر بده. فکر کن آدم قلمش قاصر باشه اون وقت سرور گروهی تلقی بشه که از دم دانش گاه رفته ان و امروزی و مطلعن.

رعایت کنید یک کم. این اخلاق برای زندگی شهرنشینی لازمه. کسی که بخواد تو شهر زندگی کنه باید این اصول رو رعایت کنه، چه برسه به کار سیاسی اجتماعی، اون هم تو فضای مجازی، اون هم برای یه گروه دو سر طلا مثل اقلیت های جنسی.

No comments yet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: