Skip to content

هیچ هیچ هیچ و اقلیت های جنسی « گروه خبری ژوپی »

2012/03/03

پیوند به منبع

شاهین نجفی خواننده ایی که شعر ها و ترانه هایش سنت شکنی بزرگی در عرصه ی موسیقی زیر زمینی ایران بود، آلبوم جدید خود را با عنوان هیچ هیچ هیچ به تازگی به بازار داد. یکی از ترانه های این آلبوم به موضوع اقلیت های جنسی می پردازد.

شاهین نجفی آلبوم هیچ هیچ هیچ

مردسالاری در جامعه ایران ریشه دوانده است و مدت هاست که فعالین حقوق برابر و به خصوص زنان برای کسب جایگاه برابر با مردان تلاش می کنند.

شاهین نجفی در سال 1359 در شهر انزلی به دنیا آمد و از سال 1384 در آلمان زندگی می کند. وی که در ایران در رشته ی جامعه شناسی تحصیل می کرده است، به خاطر بیان بی پرده مسایل از دانشگاه اخراج می گردد.

شاهین نجفی علاقمند به موسیقی است و کار خود را با موسیقی کلاسیک در ایران شروع کرد. سپس به موسیقی راک و رپ رو آورد و موضوع بیشتر ترانه های وی تابو ها و مسایل اجتماعی و سیاسی هستند.

وی پیش از این نیز در ترانه ی "همجنس" به موضوع اقلیت های جنسی اشاره کرده بود. این خواننده ی سنت شکن این بار با قرار دادن ترانه ی "بعد از تو" در آخرین آلبوم منتشر شده اش به نام "هیچ هیچ هیچ" بی پرده تر به موضوع همجنسگرایان و تراجنسی ها می پردازد.

پیش از انقلاب 57 اقلیت ها جنسی از آزادی برخوردار بودند و گرچه که قانون مجازات هایی را برای این افراد در نظر گرفته بود، هیچ گاه مجازاتی گریبان اقلیت های جنسی را نمی گرفت. پس از انقلاب با فتوای آیت الله خمینی تراجنسی ها اجازه تغییر جنسیت یافتند که به موجب آن آزادی های کم نظیری را برای آنان به ارمغان آورد. اما دیگر اقلیت های جنسی و حتی زنان آزادی های پیشین خود را از دست داده و بیش از پیش سرکوب شدند.

ترانه را از اینجا می توانید دانلود کنید

3 دیدگاه leave one →
  1. آفری وانا permalink
    2012/03/04 10:02

    لینک دانلود کار نمیکنه!
    پ.ن: بلاخره موهاشو کوتاه کرد؟ با موی بلند بهتر بود شبیه یکی از شخصیت های مانگا شده بود! D:

  2. 2012/03/09 13:25

    ایییییییی چی بگم تراجنسی ها !!!! بیاید ببنید وضعیت ترنسها تو ایران چطوره؟؟؟؟

  3. 2012/03/12 01:18

    قسمتی ار متن ترانه ، بی نظیره :

    شب‌ها بغل کردم به تو همجنس‌هایم را

    رنگین کمان کوچکی بر روی انگشتم

    در اوّلین بوسه، خودم را و تو را کشتم

    هی گریه می‌کردم به آن مردی که زن بودم

    شب‌ها دراکولای غمگینی که من بودم!

    و عشق، یک بیماریِ بدخیمِ روحی بود

    تنهایی‌ام محکوم به سکس گروهی بود

    سیگار با مشروب با طعم هماغوشی

    یعنی فراموشی… فراموشی… فراموشی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: