Skip to content

همجنس گرا: خبر مرگ دوستم در اثر ایدز به من رسید

2012/03/12

رضا: این اولین باره یه همچین مطلبی با این نثر از امیر دارم می خونم،
برام همیشه امیر نماد مقاومت بوده، کسی که حتی گاهی که کم اوردم سعی کردم به اون اتکا کنم و روحیه اش همیشه توی بحرانی ترین شرایط به دادم رسیده.
اینکه کمتر توی معاشرتش احساس رو دخالت میده از اون نکاتی بوده که همیشه هم ستودم و هم درس گرفتم.
اما این مطلب انگار از یه امیر دیگه است،
یا بهتره اینطور بگم که احتمالا خبر مرگ اون دوست و البته شرایط فعلی انقدر امیر رو اذیت کرده که منقلب باشه و این برای منی که از آستانه تحمل بالای امیر خبر دارم یه اخطار جدی هست و بیش از یه ابراز تاسف پیام داره.
امیرجان، بهت تسلیت می گم و بر خلاف تو امیدوارم مرگ بعدی، مرگ جهالت اطرافمون و مروجینش باشه.

پیوند به منبع

امروز خبردار شدم که یکی از دوستان قدیمیم سال گذشته در اثر ایدز مرده، چقدر سخته که پس از سالها خبری از یک دوست قدیمی که آدم فکر می کنه هنوز داشته به خوشی و شادی زندگی می کرده بشنوی و این خبر مرگ اون باشه. این جور که به من گفته شد خودش هم تا چند ماه پیش از مرگ خبر نداشته که به اچ.آی.وی مبتلا هست و بعد از اینکه به مرحله ایدز رسیده خبر دار میشه و بعدش هم می میره.
خب چی میتونم بگم، این جور وقت ها است که آدم فکر می کنه بی خبر بودن هم چیز بدی نیست، اون توی رویاهای من همون دوست دوران جوانی بود که باهم در پارک ملت قدم می زدیم و باهم درباره کامپیوتر و اینترنت و البته gay life و دوست هامون صحبت می کردیم، گربه ها را دوست داشت و می گفت گربه حیونیه که زشت نداره.
در ذهن من اون همان جوان سرزنده و خندان باقی مانده بود، وقتی گذشته ها را مرور می کردم یکی از چیز هایی که به خاطر می آوردم همین زمانهایی بود که با این دوستم گذراندم، حتی گاهی صحبت های تلفنی مان هم به یادم می آمد، لبخندش را از پشت تلفن هم می توانستم ببینم. چقدر با یاهو مسنجر با هم چت می کردیم، صورتک های خندان یاهو را که برای هم می فرستادیم واقعا لبخند می زدند انگار که جان داشتند و احساس شادی ما را توی اینترنت جابجا می کردند.
حالا او دیگر نیست و من هستم. بر خلاف من اون چقدر سرزنده بود و چقدر شوق زندگی داشت، چقدر در زمینه کامپیوتر دانشمند بود و چقدر با همه مهربان بود در شرایطی که خیلی ها با او مهربان نبودند.
نمی دانم به حال او گریه می کنم یا به حال خودم که زنده هستم و هر روز دنیا برایم سیاه تر می شود. چشمم آب نمی خورد دیگر در زندگی بتوانم مانند آن روز ها که شاد و بی خیال در پارک ملت قدم می زدیم و وقتی باهم بودیم همه دنیا همانجا پیش ما بود و همه شادی ها در حرف هایمان بود و غصه ها از قدم های ما جا می ماندند لحظه ای را تجربه کنم.
سالها پیش که از خارج برگشته بود سریال Queer as Folk را با خودش آورده بود و با دوستان نشستیم و فکر کنم یک ساعتی از سریال را نگاه کردیم، فکر کنم هشت سالی از آن روز گذشته و دیگر نشد با کسی بنشینم و سریال نگاه کنم، بعد ها صد ها فیلم و سریال گی دیدم ولی هیچ وقت احساس شور و شوق و هیجان آن یک ساعت سریالی را که باهم دیدیم را نداشت. وقتی دل آدم خوش باشد هرچه که آدم داشته باشد همان قدر برای آدم به قدر تمام دنیا ارزش دارد وقتی هم که دل آدم خوش نباشد هر چه داشته باشی هیچ نیست.
ولی چقدر خوب شد که او را می شناختم، اگر او را نمی شناختم این قدر خاطرات خوب نبود که بخواهم برایشان دلتنگی کنم. تا وقتی زنده باشم یاد او همان جوری که آن زمان بود در ذهن من باقی است.
ای کاش مرگ بعدی مرگ خود من باشد تا دیگر افسوس پرپر شدن خوبی های دنیا را نخورم، برای من این زندگی جای ماندن نمی شود، ای کاش ساکم را ببندم و بروم حتی اگر جای دیگری برای رفتن نباشد.
اینها را که می نوشتم چشمم به لوگوی رنگین کمان شش رنگ این سایت افتاد، شاید برای یک لحظه درک کردم چرا این پرچم ما این قدر رنگی است و شاد است.

3 دیدگاه leave one →
  1. 2012/03/14 04:53

    مرسی رضا جان اینها نظر لطف شما است، مرگ دوستان همجنس گرای جوان برای من واقعا تاسف انگیز است، بخصوص که می دونم این فرد چقدر در زندگی به خاطر همجنس گرا بودن در فشار بود و چقدر موقعیت برای زندگی آسان را از دست داد، آدم همیشه فکر می کنه اگر با هم بیشتر درباره ایدز صحبت کرده بودیم یا اگر شناخت و درک بهتری در این زمینه بود این اتفاق نمی افتاد.

  2. 2012/03/16 01:01

    اگه میشد این وبلاگ های مرده رو حذف یا از زنده ها جدا کنی خیلی خوب بود.

    • 2012/03/16 22:52

      از یه طرف دلم نمیاد
      از یه طرف یه همچین کاری نیازه
      و از یه طرف وقتش رو نمی کنم
      شاید یه روز یه همچین کاری کردم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: